مقاله های معدن (39)

23 دی 1392 By

تهیه کننده : قاسمی

وزارت صنایع و معادن                                                                 قانون معادن                                                  سازمان صنایع و معادن استان کرمان

فصل اول

تعاريف و كليات

ماده 1:

تعريف واژه هاي بكار رفته در اين قانون به شرح زير است:

الف) ماده معدني (كاني): هر ماده يا تركيب طبيعي كه بصورت جامد يا گاز يا مايع و يا محلول در آب در اثر تحولات زمين شناسي بوجود آمده است.

ب) كانه: مواد معدني يا كانيهاي موجود در كانسار كه داراي ارزش اقتصادي است.

پ) ذخيره معدني (كانسار): تمركز و يا انباشت طبيعي يك يا چند ماده معدني در زير يا روي زمين و يا محلول در آب مي باشد.

ت) معدن: ذخيره معدني است كه بهره برداري از آن مقرون به صرفه باشد.

ث) اكتشاف: تجسس ارادي به منظور يافتن كانسار است كه شامل عملياتي از جمله موارد زير   مي باشد:

1-   آثار يابي و نمونه برداري و آزمايشات كمي و كيفي.

2-   بررسيهاي زمين شناسي، ژئوفيزيكي و ژئوشيميايي و مانند آنها و انجام اموري كه براي اينگونه بررسيها لازم باشد.

3-   حفاري روباز و زيرزميني.

4-   تعيين شكل و كيفيت و كميت ذخيره معدني و تهيه نقشه هاي مربوطه.

ج) پروانه اكتشاف: مجوزي است كه براي انجام عمليات اكتشافي مواد معدني در محدوده مشخص از طرف وزارت صنايع و معادن صادر مي شود.

چ) گواهي كشف: تأئيديه اي است كه توسط وزارت صنايع و معادن پس از اتمام عمليات اكتشافي و كشف كانه به نام دارنده پروانه اكتشاف صادر مي شود.

ح) بهره برداري: مجموعه عملياتي است كه به منظور استخراج و كانه آرائي و بدست آوردن مواد معدني قابل فروش انجام مي گيرد.

خ) بهره بردار: شخص حقيقي يا حقوقي اعم از دولتي، تعاوني و خصوصي كه داراي پروانه    بهره برداري از وزارت صنايع و معادن است.

د) استخراج: مجموعه عملياتي است كه به منظور جدا كردن كانه از كانسار و انتقال آن به محل انباشت مواد انجام مي گيرد.

ذ) اجازه برداشت: مجوزي است كه از طرف وزارت صنايع و معادن براي تأمين مصالح ساختماني مورد نياز طرحهاي عمراني و برداشت واريزه ها و ذخائر محدود و جزئي و نيز عمليات آزمايشگاهي صادر مي شود.

ر) حقوق دولتي: عبارت است از درآمد دولت ناشي از استخراج، بهره برداري و برداشت هر واحد از ماده يا مواد معدني.

ز) كانه آريي: عبارت است از كليه عمليات فيزيكي، شيميايي و يا فيزيكوشيميايي كه به منظور جدا كردن قسمتي از مواد باطله از كانه و يا تفكيك كانه ها از يكديگر انجام مي گيرد.

ژ) فرآوري: شامل كليه عملياتي است كه بر روي مواد خام معدني يا كانه آرائي شده آنها انجام و در نتيجه موجب توليد مواد اوليه صنعتي مي شود.

س) محل انباشت مواد: محلي است خارج از كارگاههاي استخراج و تونلها و چاهها كه مواد مستخرجه در آنجا انباشته مي شود.

ش) مواد باطله: عبارت است از موادي كه در نتيجه استخراج يا كانه آرائي از كانه جدا مي گردد.

ص) شن و ماسه معمولي: شن و ماسه اي است كه حاوي كانيهاي با ارزش نبوده و يا تفكيك آنها مقرون به صرفه نباشد و عمدتاً در كارهاي ساختماني، راه سازي، بتن ريزي و نظاير آن استفاده   مي گردد.

ض) خاك رس معمولي: خاكي است كه براي ساختن خشت و آجر معمولي (غيرنسوز) بكار   مي رود و نيز در عمليات ساختماني و راه سازي و كشاورزي از آن استفاده مي شود.

ط) خاك صنعتي: خاكي است كه به علت داشتن خواص فيزيكي و يا شيميايي خاص مصارف صنعتي مختلف دارد.

ظ) سنگ لاشه و ساختماني: سنگهاي مختلف موجود در طبيعت كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آن رايج و معمول و يا مقرون به صرفه نباشد و بنا به تشخيص وزارت صنايع و معادن سنگ تزئيني نيست و عموماً در پي يا ديوار چيني ساختمانها، راه سازي و ديواره سازي و امور نظير آن بكار مي رود.

ع) سنگ تزئيني: سنگهاي متبلور و غير متبلور رسوبي، آذرين و دگرگوني كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آنها نظير برش و صيقل رايج و مقرون به صرفه باشد از قبيل مرمر، شبه مرمر (مرمريت)، تراورتن، گرانيت و امثالهم.

غ) پروانه بهره برداري: مجوزي است كه توسط وزارت صنايع و معادن براي بهره برداري از معادن در محدوده اي كه مشخص شده است، صادر مي گردد.

ف) طرح بهره برداري: طرحي است كه در آن جزئيات برنامه هاي اجرائي براي بهره برداري از معدن و زمان بندي اجراي عمليات و ساير اطلاعات بر اساس شناسنامه معدن در نمونه فرمهاي ويژه وزارت صنايع و معادن، توسط عاملين بهره برداري درج مي گردد.

ق) معادن بلامعارض: به معادني اطلاق مي شود كه فاقد بهره بردار بوده و يا واگذاري آن از نظر اين قانون منعي نداشته باشد.

 

ماده 2:

در اجراي اصول چهل و چهارم و پنجم قانون اساسي مسئوليت حاكميت دولت بر معادن كشور و حفظ ذخائر معدني و نيز صدور اجازه انجام فعاليتهاي معدني مقرر در اين قانون و نظارت بر امور مزبور و فراهم آوردن موجبات توسعه فعاليتهاي معدني، دستيابي به ارزش افزوده مواد خام معدني، توسعه صادرات مواد معدني با ارزش افزوده، ايجاد اشتغال در اين بخش و نيز افزايش سهم بخش معدن در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور بعهده وزارت صنايع و معادن مي باشد.

اعمال حاكميت مذكور در اين ماده نمي تواند مانع اعمال مالكيت اشخاص حقيقي و حقوقي در محدوده مقررات باشد.

 

ماده 3:

مواد معدني: به شرح زير طبقه بندي مي شوند:

الف) مواد معدني طبقه يك عبارت هستند از:

·   سنگ آهك، سنگ گچ، شن و ماسه معمولي، خاك رس معمولي، صدف دريايي، پوكه معدني، نمك آبي و سنگي، مارن، سنگ لاشه ساختماني و نظاير آنها.

ب) مواد معدني طبقه دو عبارت هستند از:

1-   آهن، طلا، كرم، قلع، جيوه، سرب، روي، مس، تيتان، آنتيموان، موليبدن، كبالت، تنگستن، كادميوم و ساير فلزات.

2-   نيتراتها، فسفاتها، براتها، نمكهاي قليايي، سولفاتها، كربناتها، كلرورها (به استثناي مواد ياد شده در طبقه يك) و نظاير آنها.

3-  ميكا، گرافيت، تالك، كائولن، نسوزها، فلدسپات، سنگ و ماسه سيليسي، پرليت، دياتوميت، زئوليت، بوكسيت، خاك سرخ، خاك زرد، خاكهاي صنعتي و نظاير آنها.

4-   سنگهاي قيمتي نيمه قيمتي مانند الماس، زمرد، ياقوت، يشم، فيروزه، انواع عقيق و امثال آنها.

5-   انواع سنگهاي تزئيني و نما.

6-   انواع زغال سنگها و شيلهاي غير نفتي.

7-   مواد معدني قابل استحصال از آبها و نيز گازهاي معدني به استثناي گازهاي هيدروكربوري.

ج) مواد معدني طبقه سه عبارت هستند از:

كليه هيدروكربورها به استثناي ذغالسنگ مانند: نفت خام، گاز طبيعي، قير پلمه سنگهاي نفتي، سنگ آسفالت طبيعي و ماسه هاي آغشته به نفت و امثال آنها.

قير، پلمه سنگهاي نفتي و سنگ آسفالت طبيعي در صورتيكه مورد عمل وزارت نفت، شركتها و واحدهاي تابعه و وابسته به آن وزارت نباشد جزو معادن طبقه دو محسوب مي گردد.

د) مواد معدني طبقه چهار عبارت هستند از:

كليه مواد پرتوزا اعم از اوليه و ثانويه.

تبصره: طبقه آن دسته از مواد معدني مرتبط با محدوده طبقات يك و دو كه در طبقه بندي فوق مشخص نشده يا مورد ترديد باشد و نيز طبقه موادي شامل چند ماده از يك طبقه و موادي از طبقه ديگر، بر حسب نوع، اهميت و ارزش اين مواد توسط وزارت صنايع و معادن تعيين مي شود.

 

ماده 4:

امور مربوط به مواد معدني طبقات يك و دو به استثناي شن و ماسه معمولي و خاك رس معمولي در چهارچوب مقررات اين قانون در حيطه وظايف وزارت صنايع و معادن مي باشد.

تبصره: تشخيص معمولي بودن شن و ماسه و خاك رس با وزارت صنايع و معادن است.

 

فصل دوم

اكتشاف

ماده 5:

اكتشاف ذخاير معدني توسط بخش هاي دولتي، تعاوني، خصوصي اعم از اشخاص حقيقي و حقوقي انجام مي شود، وزارت صنايع و معادن نيز مكلف است راساً يا توسط سازمانها و شركتها و واحدهاي تابعه و يا با استفاده از خدمات اشخاص حقيقي و حقوقي ذيربط واجد صلاحيت نسبت به اكتشاف و شناسايي ذخاير معدني كشور اقدام نمايد.

 

ماده 6:

اكتشاف ذخائر معدني، منوط به صدور پروانه اكتشاف توسط وزارت صنايع و معادن است. چگونگي اخذ پروانه، ضوابط اكتشاف، مدت اعتبار پروانه، انتقال حقوق متعلق به آن پروانه و نيز ساير موارد ضروري مربوط برابر مفاد اين قانون در آئين نامه اجرائي تعيين خواهد شد.

تبصره: اكتشاف حين بهره برداري نياز به صدور پروانه اكتشاف ندارد، لكن در صورت كشف ذخيره يا ماده معدني جديد گواهي كشف دارنده پروانه بهره برداري به ترتيب با رعايت مفاد اين قانون اصلاح يا گواهي جديد صادر خواهد شد.

 

ماده 7:

وزارت صنايع و معادن مكلف است پس از رسيدگي و تأئيد عمليات اكتشافي نسبت به صدور گواهي كشف، بنام دارنده پروانه اكتشاف اقدام نمايد. در اين گواهي نوع يا انواع ماده معدني كشف شده، كميت، كيفيت، حدود، مساحت و هزينه عمليات اكتشافي بايد ذكر شود. گواهي مزبور با تأئيد وزارت صنايع و معادن ظرف يك سال از تاريخ صدور، قابل انتقال به اشخاص ثالث خواهد بود.

تبصره 1: چگونگي اجراي ماده فوق بخصوص در صورت عدم تأئيد عمليات اكتشافي، در       آئين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد.

تبصره 2: در صورت عدم دستيابي به كانه پس از انجام عمليات اكتشافي، حقي براي دارنده پروانه اكتشاف ايجاد نمي شود.

ماده 8:

دارندگان گواهي كشف مي توانند حداكثر ظرف يك سال پس از صدور گواهي كشف، درخواست خود را براي اخذ پروانه بهره برداري معدن كشف شده، تسليم وزارت صنايع و معادن نمايند. عدم تسليم درخواست مزبور در مهلت مقرر موجب سلب حق اولويت ياد شده، از آنان خواهد شد.

تبصره: در صورت عدم تسليم بموقع درخواست ياد شده، هزينه هاي اكتشافي مندرج در گواهي كشف، توسط بهره بردار ذخيره مكشوفه به دارنده گواهي مذكور به ترتيبي كه در آئين نامه اجرائي اين قانون مشخص خواهد شد پرداخت مي گردد.

 

فصل سوم

بهره برداري

 

ماده 9:

بهره برداري از ذخاير معدني، مستلزم اخذ پروانه بهره برداري از وزارت صنايع و معادن است. اين پروانه بر اساس شناسنامه معدن و طرح بهره برداري مصوب وزارت مذكور صادر خواهد شد.

 

ماده 10:

عاملين بهره برداري از ذخاير معدني عبارتند از:

الف) اشخاص حقيقي و حقوقي زير با تشخيص و اجازه مستقيم وزارت صنايع و معادن:

1-   دارندگان گواهي كشف، در مهلت مقرر در ماده 8.

2-  واحدهاي توليد كننده مواد معدني فرآوري شده با ارزش افزوده تر تا مرحله توليد مواد اوليه صنعتي، از معادن بلامعارض تا زماني كه به توليد ادامه مي دهند.

3-   واحدهاي صنعتي مصرف كننده مواد معدني از معادن بلامعارض، تا زماني كه به توليد ادامه مي دهند.

4-  متقاضيان بهره برداري كه متخصص معدن يا زمين شناسي بوده و يا بين آنها حداقل يك نفر از متخصصين مذكور وجود داشته باشد، از معادن بلامعارض تا زماني كه تركيب فوق را دارا باشد.

ب) واحدها يا شركتهاي تابعه و وابسته به وزارت صنايع و معادن بنا به ضرورت.

     واحدها و شركتهاي مذكور مي توانند با استفاده از خدمات اشخاص حقيقي و حقوقي صلاحيتدار و يا با مشاركت آنها از ذخاير معدني بهره برداري كنند.

ج) شركتهاي تعاوني معدني متشكل از كاركنان معادن.

تبصره 1: در صورتي كه متقاضيان بهره برداري متعدد باشند و يا متقاضيان در عداد بندهاي فوق نباشند، مقررات مربوط به بخش معادلات دولتي قانون محاسبات عمومي ملاك عمل مي باشد.

تبصره 2: شناسنامه هر معدن در بردارنده مشخصات معدن، كميت و كيفيت ذخيره معدني، ارزيابي فني و اقتصادي شامل نرخ بازگشت داخلي سرمايه، الزامات اجرائي عمليات معدني، استخراج بهينه ذخيره مزبور و رعايت اصول ايمني و حفاظت فني و ساير موارد ضروري است. ذخيره معدني قطعي مدرج در شناسنامه توسط وزارت صنايع و معادن تضمين خواهد شد و به عنوان وثيقه قابل قبول مي باشد.

تيصره 3: پروانه بهره برداري سندي است رسمي، لازم الاجرا، حاوي مدت بهره برداري بر اساس شناسنامه معدن و طرح بهره برداري مصوب، قابل تمديد، قابل معامله و انتقال به اشخاص ثالث كه متضمن حق انتفاع دارنده پروانه از ذخيره معدني و نيز در بردارنده تعهدات وي در اجراي مفاد آن مي باشد. مدت هر دوره بهره برداري با توجه به موارد فوق و ذخيره موجود تا حداكثر 25 سال با حق اولويت تمديد براي دارنده پروانه تعيين مي شود. 

 

ماده 11:

وزارت صنايع و معادن مكلف است در صدور پروانه اكتشاف و بهره برداري از معادن به     خانواده هاي شهدا و جانبازان و ايثارگران و شركتهاي تعاوني و سهامي افراد واجد شرايط محلي، با رعايت مفاد اين قانون اولويت دهد.

 

ماده 12:

معادن بزرگ با توجه به ميزان ذخيره، عيار، ميزان استخراج، ارزش ماده معدني، ميزان          سرمايه گذاري، موقعيت جغرافيائي و ملاحظات سياسي، اجتماعي و اقتصادي به پيشنهاد وزارت صنايع و معادن و تصويب هيأت وزيران تشخيص داده مي شود و نحوه بهره برداري آن توسط هيأت دولت تعيين مي گردد.

 

ماده 13:

وزارت صنايع و معادن مي تواند براي تأمين مصالح ساختماني مورد نياز طرحهاي عمراني و نيز برداشت واريزه ها و ذخاير محدود كشف شده يا در صورت لزوم برداشت جزئي از يك ذخيره معدني و همچنين براي عمليات آزمايشگاهي با تشخيص خود اجازه برداشت محدود صادر نمايد.

 

 

 

 

ماده 14:

دارنده پروانه بهره برداري، بايد درصدي از بهاي ماده معدني سر معدن مندرج در پروانه را به نرخ روز، به عنوان حقوق دولتي، سالانه به وزارت صنايع و معادن پرداخت نمايد. وزارت مزبور       مي تواند در صورت لزوم معادل بهاي آن، ماده معدني از بهره بردار اخذ كند.

    چگونگي اجراي اين ماده و نيز ضوابط تعيين درصد ياد شده با توجه به عوامل مؤثر در آن از جمله محل و موقعيت معدن، وضعيت ذخيره معدني، روش استخراج، تعهدات و سود ترجيحي        بهره بردار در آئين نامه اجرائي اين قانون مشخص خواهد شد.

    بديهي است كليه درآمدهاي حاصل از اجراي اين ماده به حساب خزانه منظور خواهد شد.

تبصره 1: مبناي قيمت پايه ماده معدني معادني كه از طريق اعمال قانون محاسبات عمومي كشور واگذار مي شوند، ميانگين حقوق دولتي معادن مشابه مجاور آنها خواهد بود.

تبصره 2: حقوق دولتي براي دارندگان اجازه برداشت، ميانگين حقوق دولتي معادن مجاور محل برداشت خواهد بود. بررسيهاي آزمايشگاهي و كاربردي تا ميزان يك تن از پرداخت حقوق مزبور معاف خواهد بود.

تبصره 3: مأخذ درآمد موضوع قسمت اخير بند (الف) تبصره (66) قانون بودجه سال 1363، درصد تعيين شده در ماده فوق خواهد بود.

 

ماده 15:

مواد باطله حاصل از عمليات استخراج و بهره برداري از معادن در صورت عدم استفاده بهره بردار از آن پس از انقضاي مدت ذكر شده در پروانه يا اجازه برداشت متعلق به دولت بوده و به طريقي كه وزارت صنايع و معادن صلاح بداند استفاده خواهد شد.

 

ماده 16:

وزرات صنايع و معادن موظف است به منظور تشويق سرمايه گذاري براي توليد مواد معدني فرآوري شده، واحدهاي مربوطه را زير پوشش نظارتي و حمايتي و هدايتي خود قرار داده و از سرمايه گذاري بخش غير دولتي در اين امور حمايت نمايد و در اين باره مطالعات امكان سنجي و تهيه طرحهاي تيپ انجام دهد. چگونگي آن در آئين نامه اجرائي مشخص خواهد شد.

 

 

ماده 17:

دولت موظف است به منظور توسعه فرآوري و صادرات مواد معدني با ارزش افزوده بيشتر و نيز گسترش فعاليتهاي اكتشافي و بهره برداري، پيشنهاد وزارت صنايع و معادن در رابطه با خط مشي هاي توليدي، بازرگاني، مالي و پولي مرتبط را مورد بررسي قرارداده، در صورت تصويب در   برنامه هاي توسعه منظور نمايد و براي تحقق آن در لوايح بودجه سالانه كشور پيش بيني لازم را به عمل آورد.

تبصره: وزارت صنايع و معادن مكلف است گسترش فرآوري مواد معدني و صادرات آنرا در اولويت برنامه هاي اجرائي خود قرار دهد.

 

 
   

 

فصل چهارم

مقررات عمومي

 

ماده 18:

وزارت صنايع و معادن مكلف است وضع بهره برداران فعلي را به تدريج پيش از انقضاي اعتبار مجوزهاي صادره، با اين قانون تطبيق داده در صورت انجام تعهدات مربوط، براي آنان پروانه    بهره برداري جديد صادر نمايد. در هر حال اقدامات ياد شده نبايد به هيچ وجه به حقوق مكتسبه بهره برداران لطمه اي وارد سازد.

 

ماده 19:

هر كس بدون اخذ پروانه اكتشاف يا بهره برداري و يا اجازه برداشت اقدام به حفاريهاي اكتشافي، استخراج، برداشت و بهره برداري مواد معدني نمايد، متصرف در اموال عمومي و دولتي محسوب مي شود و با او برابر قوانين و مقررات مربوطه رفتار خواهد شد. در اين موارد مأموران انتظامي موظفند حسب درخواست وزارت صنايع و معادن بلافاصله از اينگونه عمليات جلوگيري و متهم يا متهمان را براي صدور حكم به مراجع قضائي معرفي نمايند. وزارت صنايع و معادن مكلف است ضمن انجام اقدامات لازم، بموقع درخواست ضرر و زيان ناشي از جرم را به مرجع قضائي مربوط تسليم نمايد.

 

ماده 20:

وزارت صنايع و معادن به دارندگان پروانه بهره برداري و اجازه برداشت كه به تعهدات خود عمل ننمايند و يا قادر به انجام آن نباشند با تعيين مهلتي متناسب اخطار خواهد نمود تا تعهد خود را ايفا نمايند. در صورتي كه در انقضاي مهلت مقرر اقدامي از سوي متعهد صورت نگيرد و يا اقدام انجام شده بطور كلي كافي نباشد، ملزم به پرداخت خسارات ناشي از عدم انجام تعهدات مربوط خواهد شد و يا در نهايت فاقد صلاحيت براي ادامه عمليات مربوط شناخته مي شود. انجام اين عمل در اعتبار پروانه بهره برداري و يا حقوق اشخاص ثالث تأثيري نخواهد داشت.

تبصره: وزارت صنايع و معادن موظف است شرايط مربوط به چگونگي جبران خسارات ناشي از عدم انجام تعهدات موضوع اين ماده را در پروانه بهره برداري و اجازه برداشت درج نمايد.

 

ماده 21:

بهره بردار و دارنده اجازه برداشت قبلي موظف است اموال و تجهيزات مربوط به معدن را كه انتزاع آن به تشخيص كارشناسي وزارت صنايع و معادن موجب وارد آمدن لطمه و خسارت به معدن   مي شود به نرخ تعيين شده بر اساس ارزيابي كارشناس رسمي دادگستري به قيمت روز به بهره بردار جديد واگذار نمايد. در صورت عدم واگذاري اموال و تجهيزات مربوط به معدن برابر شرايط ياد شده مسئول جبران خسارت وارده خواهد بود.

 

ماده 22:

چنانچه اجراي عمليات معدني در محدوده املاك داير يا مسبوق به احياء اشخاص واقع و نياز به تصرف اين املاك باشد، مجري عمليات پس از تأئيد وزير صنايع و معادن مكلف است اجاره يا بهاء آن را بدون محاسبه ذخاير معدني واقع در آن ، برابر نظر كارشناس رسمي دادگستري به قيمت روز به صاحب ملك بپردازد و در صورت امتناع وي از دريافت آن ، در صندوق سازمان ثبت اسناد و املاك كشور توديع نمايد كه در اين حالت زمينه انجام عمليات معدني توسط وزارت صنايع و معادن با هماهنگي دستگاههاي مسئول فراهم خواهد شد.

تشخيص داير يا مسبوق به احياء بودن املاك و وضع مالكيت يا مالكين به عهده مراجع مربوطه  مي باشد.

تبصره 1: در صورتي كه براي ادامه عمليات اكتشافي يا بهره برداري و استخراج معادن واقع در خارج از املاك ياد شده نياز به حفر كانال يا تونل زيرزميني باشد كه در عمق عرفي املاك مزبور قرار گيرد، مشمول ماده فوق بوده، در غير اين صورت تابع ملك نخواهد بود. تشخيص عمق عرفي موضوع اين تبصره با توجه به نوع كاربري اراضي منطقه عمليات معدني به عهده كارشناس رسمي دادگستري مي باشد.

تبصره 2: مالك يا مالكين املاك فوق الذكر يا قائم مقام قانوني آنها در اخذ پروانه اكتشاف ذخائر سنگ لاشه ساختماني و سنگهاي تزئيني و نما واقع در عمق عرفي املاك داير يا مسبوق به احياء خود كه به ترتيب مقرر در قسمت اخير تبصره فوق تعيين مي شود، مشروط به تسليم درخواست به وزارت صنايع و معادن، قبل از صدور پروانه اكتشاف براي سايرين، نسبت به آنها حق تقدم خواهند داشت كه در اين صورت مواد مكشوفه تا عمق عرفي تبع ملك متعلق به آنان بوده، ضمن معافيت از پرداخت حقوق دولتي، بر اساس مفاد ماده (10) و بند (1) شق (الف) ماده مذكور با آنها رفتار خواهد شد.

تبصره 3: ماموران انتظامي مكلفند در صورت ممانعت مالك از اجراي عمليات معدني موضوع اين ماده، بلافاصله به درخواست وزارت صنايع و معادن طبق مقررات موضوعه رفع ممانعت و مزاحمت نمايند.

 

ماده 23:

هر گونه اقدام در محدوده هاي بهره برداري و برداشت مواد معدني، توسط دستگاههاي اجرائي اعم از وزارتخانه ها، شركتها و سازمانهاي دولتي و مؤسسات عمومي غيرانتفاعي و نهادهاي انقلابي و واحدهاي تابعه آنها موكول به كسب مجوز از وزارت صنايع و معادن مي باشد.

 

ماده 24:

جهت تسريع در امر اكتشاف و بهره برداري از معادن، دستگاههاي اجرائي مربوط مكلفند حداكثر ظرف چهارماه نسبت به استعلام وزارت صنايع و معادن در مورد حريمهاي قانوني مربوط به آنها و مناطق موضوع بند (الف) ماده (3) قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مصوب 1353 و اصلاحيه هاي تصويب شده آن و رعايت قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور مصوب سال 1346 و اصلاحيه هاي بعدي آن و نيز قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغها مصوب سال 1374 هنگام صدور پروانه اكتشاف و بهره برداري اعلام نظر نمايند. عدم اعلام نظر در مهلت مقرر به منزله موافقت دستگاههاي مزبور براي اجراي عمليات فوق تلقي مي شود.

 

ماده 25:

چنانچه محدوده عمليات معدني در منابع ملي و طبيعي واقع باشد، مطابق تبصره (4) ماده (3) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور مصوب 1346 و اصلاحيه هاي تصويب شده آن اقدام، لكن به جاي بهره مالكانه و حق الارض مندرج در تبصره ياد شده به ماخذ سه درصد (3%) حقوق دولتي موضوع ماده (14) اين قانون و تبصره هاي (1) و (2) آن به منظور بازسازي مناطق عمليات معدني، علاوه بر حقوق دولتي مذكور توسط وزارت صنايع و معادن از بهره برداران و دارندگان اجازه برداشت دريافت و به حساب مربوطه واريز مي شود.

ماده 26:

محدوده هاي مربوط به استخراج و انباشت و بهره برداري مواد معدني و دفع مواد زائد معادن واقع در منابع ملي كه مساحت اين محدوده ها در مجوز صادره قيد مي شود، عرصه عملياتي معدن مربوط بوده و تا پايان عمر معدن بصورت اموال عمومي در اختيار وزارت صنايع و معادن خواهد بود و هر گونه عمليات خارج از موارد مندرج در مجوزهائي كه صادر مي شود به منزله تصرف در اموال عمومي محسوب مي شود.

 

ماده 27:

وزارت صنايع و معادن موظف است به منظور استفاده مطلوب از خدمات متخصصان معدن و  زمين شناسي و امور مربوط به آن، اين گروه را در قالب دفاتر فني مهندسي ساماندهي كند. دولت موظف است لايحه نظام مهندسي معدن و زمين شناسي را تدوين نموده و ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به مجلس ارائه نمايد.

 

ماده 28:

دستگاههاي اجرائي مكلفند با توجه به موقعيت جغرافيايي معادن و لزوم توسعه بخش معدن، مناطق محل وقوع معادن را جزو اولويت اجراي طرحها و برنامه هاي توسعه اي و اعمال نرخ هاي   تعرفه اي- ترجيحي خود قرار دهند.

 

ماده 29:

به منظور ايجاد ثبات در محاسبات اقتصادي توليد مواد معدني، مقرراتي كه منجر به تحميل هزينه غيرمرتبط و سربار براي توليد مواد مذكور مي شود از تاريخ تصويب اين قانون كان لم يكن تلقي مي گردد.

 

ماده 30:

مطالبات وزارت صنايع و معادن از اشخاص، اعم از حقيقي يا حقوقي بابت حقوق دولتي، سه درصد بازسازي و جبران خسارت ناشي از عدم انجام تعهدات، به ترتيب موضوع ماده (14) و تبصره هاي (1) و (2) آن و مواد (20) و (25) اين قانون، در حكم مطالبات مستند به استناد لازم الاجرا بوده و بر اساس ماده (48) قانون محاسبات عمومي كشور مصوب 1/6/1366 مجلس شوراي اسلامي بر طبق مقررات اجرائي مالياتهاي مستقيم قابل وصول خواهد بود.

 

ماده 31:

به منظور تحقق و توسعه پايدار در بخش معدن، دولت موظف است صندوق بيمه سرمايه گذاري فعاليتهاي معدني را جهت تأمين تمام يا قسمتي از خسارات احتمالي ناشي از عدم كشف كانه و سرمايه گذاريهاي موجود، طبق اساسنامه اي كه به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد در وزارت صنايع و معادن تأسيس نمايد و همه ساله در صورت لزوم اعتبار مورد نياز سهم دولت را با توجه به سياستهاي توليدي در لوايح بودجه سالانه پيشنهاد نمايد.

 

ماده 32:

وزارت صنايع و معادن مجاز است در اجراي بند (14) ماده (1) قانون تأسيس وزارت مزبور مصوب سال 1363 مجلس شوراي اسلامي به منظور تسريع در تحقق امر اكتشاف و شناسائي كانسارها و ضرورتاً ساير عمليات معدني، شركتهاي عملياتي كه اساسنامه آنها به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد، تأسيس نمايد.

 

ماده 33:

كاركنان رسمي دولت در وزارت صنايع و معادن و شركتها و سازمانهاي تابعه دولتي در زمان اشتغال و تا يكسال بعد از قطع اشتغال نمي توانند بطور مستقيم يا غيرمستقيم در معاملات و امتيازات موضوع اين قانون ذي سهم و يا ذينفع باشند. در صورت تخلف به انفصال ابد از خدمات دولتي و محروميت از 5 تا 10 سال از هر گونه عقد قرارداد معدني و اخذ هر گونه مجوز عمليات معدني محكوم مي گردند.

 

ماده 34:

وزارت صنايع و معادن مكلف است در كليه معادن كشور براي جلوگيري از تخريب و تضييع ذخائر معدني و اجراي تعهدات اكتشاف كنندگان و بهره برداران و رعايت اصول ايمني و حفاظتي كاركنان معادن طبق آيين نامه اجرائي اين قانون نظارت كامل بنمايد.

 

ماده 35:

آيين نامه اجرائي اين قانون توسط وزارت صنايع و معادن با هماهنگي ساير وزارتخانه ها، سازمانها و ارگانهاي ذيربط در مدت سه ماه تهيه و به تصويب هيأت وزيران رسيد.

 

ماده 36:

از تاريخ تصويب اين قانون، قانون معادن و اصلاحات بعدي آن و نيز ساير قوانين و مقررات مربوط در قسمت مغاير لغو مي گردد.

 

تذكر: قانون فوق مشتمل بر سي و شش ماده و هفده تبصره در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و هفتم ارديبهشت ماه يكهزارو سيصد و هفتاد مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 23/3/1377 با اصلاحاتي به تأئيد مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده است.

 

09 دی 1392 By

تهیه کننده : رجب زاده

 

استخراج معادن زير زميني به روش اتاق و پايه يا room and pillar

 

در اين روش قسمتي از ماده معدني را بعنوان اتاق استخراج کرده و قسمتي را نيز براي پايداري معدن بعنوان لنگه(پايه) دست نخورده نگه مي دارند. اين روش براي کانسار هاي مسطح، لايه اي و يکنواخت با ضخامت معين قابل استفاده است. اتاقها معمولا منظم و مکعب مستطيل شکل و پايه ها نيز استوانه اي و يا مکعبي است.

فضاهاي اماده سازي و فضاهاي بهره برداري به موازات يکديگر احداث مي شود سپس با حفر ميانبرهايي پايه ها بوجود مي ايد. ابعاد اتاق در بعضي موارد به 3 تا 5 برابر ابعاد پايه مي رسد. استخراج در روش اتاق وپايه به دو صورت پيوسته ( مدرن و مکانيزه) و ناپيوسته (سنتي) صورت مي گيرد.

 

◄ مراحل استخراج ناپيوسته :

1) برش : برش زيري، برش مرکزي، برش فوقاني با شکاف مرکزي، برش تحتاني با شکاف مرکزي

2) چالزني يا حفاري (جامبودريل + دريفتر+ پرفراتريس+ اگر)

3) خرج گذاري و اتشباري

4) لق گيري

5) نگهداري موقت ( راک بوت + قاب چوبي )

6) بارگيري (بوسيله انواع لودر زيرزميني+LHD+اسکريپر + ماشين شاتل)

7) باربري (نوار نقاله + واگن + ناوزنجيري +LHD)

 

◄ شرايط کاربرد روش اتاق و پايه :

1. مقاومت کانسنگ ضعيف تا متوسط.

2. مقاومت سنگ درونگير متوسط تا قوي.

3. شکل کانسار لايه اي و يا ورقه اي باشد.

4. شيب کانسار کمتر از 15 درجه و ترجيحا مسطح.

5. گسترش منطقه اي کانسار زياد و ضخامت ان کمتر از4.5m باشد

6. عيار کانسنگ کم تا متوسط.

7. کانسار از لحاظ شکل هندسي نسبتا يکنواخت باشد.

8. براي زغال سنگ عمق کانسار کمتر از400m و براي ساير مواد معدني عمق کمتر از 600m باشد.

 

◄ مزاياي روش اتاق و پايه :

1) راندمان توليد بالاست70 تن بر نفر درهر شيفت کاري

2) هزينه معدنکاري با اين روش ، 30% کل هزينه هاي معدنکاري است.

3) گروههاي کاري در اين روش کوچک است و روحيه کارگري و حس همکاري بالاست.

4) انعطاف پذيري در اين روش بسيار بالاست.

5) اين روش به دليل سقف و کف محکم و نيز شيب کم قابليت مکانيزاسيون زيادي دارد.

6) عمليات توليد در اين روش تمرکز کمي دارد و اگر مشکلي در يکي از اتاقها يا کارگاهها پيش ايد قسمت هاي ديگر معدن به توليد ادامه مي دهند.

7) در روش اتاق وپايه به دليل وجود راهروهاي زياد ،اگر تقاضاي بازار افزايش يابد مي توان تعداد کارگاههاي استخراجي را بالا برد.

 

◄ معايب روش اتاق و پايه :

1) تهويه در اين روش مشکل است به دليل تعداد اتاقهاي فراوان و تمرکز کاري کم.

2) در صورت ايجاد سينه کارهاي بيشتر بنابه تقاضاي بازار سرپرستي اين کارگاهها مشک تر مي شود.

3) نياز به تدارکات گسترده اي دارد بطوريکه براي هر اتاق ماشين الات مختلفي براي حفاري ،باربري، بارگيري ،وسايل تهويه لازم است

4) در اين روش توليد از اتاقهاي مختلفي بدست مي ايد بنابرين مقداري زمان براي حرکت ماشين الات و تداخل مسيرهاي مختلف به هدر مي رود.

5) تخريب و نشست قابل توجهي در صورت بازيابي پايه ها رخ مي دهد.

6) به دليل استفاده از نگهداري طبيعي و وجود سقف باز فراوان ايمني کارگران در اين روش کم است.

7) براي مواد معدني خود سوز مانند بعضي از زغال سنگها ،کانيهاي سولفيدي و سرپانتيني اين روش مناسب نيست چرا که سطح پايه ها در تماس با هوا قرار دارند.

8) در اعماق بيشتر با افزايش فشار قطر پايه ها را بيشتر بايد درنظر گرفت بنابرين افت بيشتر خواهد شد.

 

03 دی 1392 By

تهیه و تنظیم :

میثم شمسی  مصطفی امیری شمسی

روش استخراج كارگاه و پايه
 
 
روش كارگاه و پايه از جمله قديمي‌ترين روش‌هاي استخراج زيرزميني بشمار مي‌آيد كه در حدود 6 الي 8 هزار سال پيش در اروپا براي استخراج سنگ‌هاي سخت بكار گرفته شده بود. آثار بسياري از كارگاه‌هاي قديمي كه با اين روش كار مي‌شد هنوز برجا مانده است. با مطالعه اين بقايا مي‌توان اصول اين روش را بصورت زير تعريف كرد:
1- با بجا گذاشتن پايه‌هاي بزرگ نگهداري سقف انجام شود.
2- كارگاه‌هاي با عرض كم براي نگهداري سقف احداث شود.
از آن زمان تاكنون اين روش تغيير زيادي نداشته است و تنها تغييرات مربوط به مكانيزاسيون معدن بوده است كه براي اجراي آن مخصوصاً در معادن توده‌اي بزرگ تغييراتي داده شده است. اين روش را نبايد با روش اطاق و پايه يكي گرفت چرا كه روش اطاق و پايه بيشتر در ذخاير لايه‌اي و مخصوصاً در زغال‌سنگ و داراي ضخامت معمولاً كم (زير 4 متر) استفاده مي‌شود و در آن از پايه‌هاي داراي شكل منظم و محل منظم استفاده مي‌شود. ولي در روش كارگاه و پايه لزومي به وجود اين شرايط نيست. روش كارگاه و پايه ممكن است به نام‌هاي
 stope and pillar,breast stoping، breast and bench stoping، board and pillar، stall and pillar و يا panel and pillar 
خوانده شود. در زير يك كارگاه استخراج از اين نوع نشان داده شده است.
                                                                               
شكل 1- روش كارگاه و پايه.
 
خصوصيات عمومي روش:
خصوصيات اين روش عبارتند از:
1- پايه‌ها داراي شكل و اندازه نامنظم مي‌باشند و براي نگهداري سقف بكار مي‌روند. اندازه و محل پايه‌ها با برنامه‌ريزي كم و گاهي بدون برنامه‌ريزي قبلي انتخاب مي‌شود. ميزان فشار در سقف، ارتفاع فضاي استخراجي، خواص ماده معدني و سقف از جمله عوامل تعيين كننده مشخصات پايه است.
2- ماده معدني افقي است و در صورت شيبدار بودن لایه لازم است تا شيب لايه كمتر از زاويه قرار  سنگ باشد. حداكثر زاويه شيب لايه در اين روش بين 30 تا 35 درجه است كه در اين زاويه مواد با وزن خود از كارگاه خارج نمي‌شوند. اين خاصيت باعث وجود تفاوت بين اين روش و روش‌هايي كه در لايه‌هاي پر شيب استفاده مي‌شوند مانند روش انباره‌اي مي‌گردد. روش Cascade stoping يك روش بينا‌بيني است كه براي معدنكاري در لايه‌هاي داراي شيب برابر با زاويه قرار مواد و يا شيب بين 25 تا 45 درجه ارائه شده است. از اين روش براي استخراج ذخاير توده‌اي مي‌توان استفاده كرد. براي اين‌كار كافي است تا ارتفاع توده مواد معدني به چند برش تقسيم شود و تقريباً از بالاي توده شروع و به سمت پايين ذخيره استخراج را انجام دهيم. نمونه‌هايي از اين نوع استخراج در ذخاير سرب و روي با بجا گذاشتن پايه‌هايي تا 90 متر ارتفاع انجام شده است.
3- توده سنگ مناسب، بطوري كه ترجيحاً اطاق‌ها بطور طبيعي پايدار باقي بمانند و در طول عمر استخراج نيازي به پايه نداشته باشند. مقاومت سنگ‌ها در اين روش ممكن است بين 25 تا 350 مگا پاسكال باشد. همچنين در اين روش لازم است تا سقف، كف و پايه‌ها كاملا پايدار و بدون هر گونه ناپيوستگي باشند. البته در مناطق زيادي از جهان با وجود نبود تمامي اين مشخصات در سنگ‌هاي اطراف از اين روش بخوبي استفاده شده است. در اين روش از پايه‌هايي كه بدون كنترل معدنكار تخريب شود بشدت اجتناب مي‌شود چرا كه تخريب ناخواسته پايه مي‌تواند خسارات جدي به معدن وارد آورده و هزينه‌هاي زيادي را تحميل كند. البته بازيابي پايه و در نتيجه تخريب قسمتي از پايه‌ها در اين روش نيز گاهاً استفاده مي‌شود كه در شرايط خاص امكانپذير است.
4- اين روش در اعماق زياد استفاده نمي‌شود. زيرا در اعماق زياد به علت وجود فشار زياد به سقف لازم است تا پايه‌هايي با مقطع بزرگ بجا گذاشته شود. انتخاب پايه‌هاي بزرگ كه گاهاً قابل بازيابي نيز نيستند موجب كاهش بازيابي در اين روش مي‌شود. بسته به عمق معدن در اين روش ممكن است بازيابي بين 25 تا 95 درصد باشد. ميزان حداكثر عمق مناسب براي اين روش به عوامل متعددي چون شرايط زمين‌شناسي و مقاومت سنگ محل دارد ولي معمولا از اين روش در اعماق بيش از 600 متر استفاده نمي‌شود. البته در استخراج breast stoping ممكن است تا اعماق 3600 متر هم استخراج انجام شود.
5- عدم بروز نشست مگر در دراز مدت. البته بسيار از معادن قديمي كه به اين روش كار شده‌اند امروزه نشست پيدا كرده‌اند و همچنين معادني كه به روش breast stoping  كار مي‌شوند نشست رخ مي‌دهد.
6- اين روش جزء روش‌هاي پر توليد به حساب مي‌آيد. اين روش ذاتاً از انعطاف پذيري خوبي برخوردار بوده و در صورت لزوم مي‌توان توليد زيادي از آن انتظار داشت.
 
روش سنتي كارگاه و پايه:
آماده سازي:
در اين روش معمولاً نياز به آماده‌سازي زيادي نيست. مگر در شرايط خاص مانند حالتي كه شكل ماده معدني بي‌قاعده بوده و نياز به حفر تونل‌هاي حمل و نقل اضافه باشد. در اين شرايط ممكن است نياز به حفر مسير‌هاي عبور ماده معدني، مسير‌هاي عبور هوا و راه‌هاي دسترسي اضافي باشد.
در اين روش معمولا از يك چاه براي دسترسي به ماده معدني و چند مسير شيبدار با امكان حركت ماشين‌آلات در آنها براي جابجايي و سرويس دهي در معدن استفاده مي‌شود.
عمليات كارگاه:
سيكل عمليات در اين روش معمولاً بصورت زير است:
حفاري – آتشباري – نگهداري – بارگيري – حمل – انباشت.
در شرايطي كه ماده معدني از استحكام كمي برخوردار باشد ممكن است بجاي استفاده از حفاري و آتشباري، از ماشين‌آلات استخراج پيوسته، چكش‌هاي سبك تا متوسط و در سنگ‌هاي بسيار سست از مته آگر  استفاده شود. به منظور آتشباري چال‌هاي گوه‌اي يا  V شكل حفر مي‌شود. نمونه‌اي از حفر چال در لايمستون در شكل نشان داده شده است.
                                                         
شكل 2- نمونه‌اي از حفر چال گوه‌اي.
 
در صورت استفاده از ماشين‌آلات معمول، ارتفاع كارگاه در اين روش ممكن است تا 9 متر بوده و طول چال‌هاي آتشباري 8/4 متر باشد. مواد منفجره معمول مخصوصاً در شرايطي كه چال‌ها فاقد آب هستند ANFO است. همچنين ممكن است از مواد منفجره دوغابي، ژله‌اي و يا ديناميت استفاده شود. آتشباري ممكن است در طول شيفت و يا در فاصله تعويض شيفت انجام شود. انجام يك آتشباري خوب در اين روش از اهميت زيادي برخوردار است زيرا انجام آتشباري ثانويه و خرد كردن سنگ‌هاي درشت زمان زيادي را تلف مي‌كند.
بسته به شكل كانسار و ضخامت آن سه روش پيشروي در اين روش استفاده مي‌شود:
1- پيشروي با يك برش:
در كانسارهاي با ضخامت كم و يكنواخت امكان حفاري و پيشروي در تمام جبهه كار ميسر است. به اين ترتيب در يك مرحله پيشروي تمام جبهه كار حفاري و آتشباري مي‌شود. در لايه‌هاي منظم از اين روش تا ارتفاع 9 متر مي‌توان استفاده كرد.
2- پيشروي با چند برش:
از اين روش در مناطقي كه كانسار داراي ارتفاع زياد و يا شكل نامنظم است استفاده مي‌شود. به اين ترتيب كه ابتدا در نزديكي بالاي كانسار پيشروي با يك برش شروع مي‌شود و سپس يك برش ديگر در بالاي برش اوليه انجام مي‌شود. مواد استخراج شده در برش اول كه پس از استخراج مقداري افزايش حجم نيز پيدا كرده‌اند بعنوان محل استقرار استفاده مي‌شوند. شكل زير نمايي از اين روش را نشان مي‌دهد.
                                                                          
شكل 32- روش چند برش در كانسارهاي داراي شكل نامنظم.
در اين روش معمولاً چال‌ها افقي حفر مي‌شوند. در حالتي كه سقف ماده معدني يكنواخت نباشد امكان تغيير الگوي پيشروي با توجه به شكل ماده معدني وجود دارد.
پس از استخراج مواد معدني در بالاي برش اوليه، پيشروي به سمت پايين با برش‌هاي افقي و يا عمودي ادامه پيدا مي‌كند.
شكل 4 چگونگي انجام عمليات استخراج با چند برش را در معدن بويك  در ميسوري  را نشان مي‌دهد.
                                                               
شكل4- استخراج در چند برش در معدن بويك در ايالات متحده امريكا.
3- پيشروي با چند پله:
در اين روش كه براي كانسارهاي منظم و با ارتفاع زياد استفاده مي‌شود، استخراج از چند پله انجام مي‌شود. جابجايي بين پله‌ها از طريق رمپ انجام مي‌شود. شكل زير نمونه‌اي از اين روش را نشان مي‌دهد.
                                         
شكل 53- روش چند پله براي استخراج ذخاير با ضخامت زياد.
 
بازيابي پايه‌ها:
بازيابي پايه‌ها در اين روش از اهميت خاصي برخوردار است. در حالتي كه ماده معدني و سنگ‌هاي اطراف آن از استحكام كافي برخوردار باشند امكان بازيابي كامل پايه‌ها وجود دارد. همچنين در ذخاير با ضخامت كم امكان بازيابي بيشتر پايه‌ها وجود دارد زيرا در صورت تخريب سقف معمولاً بصورت طبيعي نگهداري كمر بالا انجام مي‌شود. در ذخاير با ضخامت زياد براي بازيابي كامل پايه نياز به سقف پايدار مي‌باشد.
معمولاً بازيابي پايه‌ها در پايان عمر معدن انجام مي‌شود. انجام باريك كردن پايه براي استخراج آن معمولاً از بالا به پايين انجام مي‌شود.
 
بارگيري و حمل:
براي بارگيري و حمل مواد معدني در اين روش مخصوصاً در سنگ‌هاي سخت از لودرهاي چرخ لاستيكي و ماشين LHD استفاده مي‌شود. در انتخاب اين ماشين‌آلات مي‌بايست ميزان توليد، ارتفاع كارگاه، ابعاد مواد پس از استخراج و ماشين حمل مورد توجه قرار گيرند. در استخراج سنگ‌هاي نرم ممكن است از ماشين‌هاي حفاري و استخراج مداوم و لودر‌هاي بارگيري پيوسته با بازوي جمع شونده مورد استفاده قرار گيرند. در حالتي كه كارگاه استخراج به اندازه كافي بزرگ باشد ممكن است از شاول كابلي الكتريكي استفاده شود. انتخاب ماشين‌آلات بزرگ مانند شاول به مكانيزاسيون استخراج كمك زيادي مي‌كند. در اين روش ممكن است قبل از بارگيري قطعات بزرگ سنگ، اين مواد توسط چكش و يا با انفجار، مجدداً خرد شوند.
شكل زير چگونگي طراحي كارگاه براي كار ماشين‌آلات بزرگ را نشان مي‌دهد.
                                                                      
شكل 6- بكارگيري ماشين‌آلات بزرگ در روش كارگاه و پايه.
يكي از نكات خاص در حمل و نقل مواد در اين روش اين است كه به علت استخراج مواد معدني در يك طبقه، معمولاً گسترش افقي معدن زياد است و لازم است تا مواد مسافت زيادي حمل شوند. به همين منظور ممكن است براي حمل افقي مواد از كاميونهاي مجهز به موتور ديزل با ظرفيت تا 90 تن استفاده شود. انتخاب كاميون با توجه به توليد، سايز ماشين باركننده، ارتفاع كارگاه‌ها و مشخصات مسير عبور آنها انتخاب مي‌شوند.در این روش معمولاً براي حمل مواد حتی در مسافت‌های زياد از ريل استفاده نمي‌شود. يكي از دلايل اين امر عدم انعطاف پذيري و محدودیت در استفاده‌هاي چند منظوره از راه‌آهن است. در مواردي كه ممكن است از راه‌آهن استفاده شود، شيب مسير براي انتخاب اين سيستم حمل مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد.
همچنين در این روش براي حمل افقي ممكن است از نوار نقاله استفاده شود. در صورتي كه نوار نقاله براي اين منظور انتخاب شود لازم است تا مواد به اندازه‌اي خرد شوند كه براي انتقال با نوار مناسب باشند. در استخراج مواد نرم و مخصوصاً استخراج پيوسته معمولاً ابعاد مواد به اندازه كافي كوچك است. در ساير موارد ممكن است از سنگ شكن در داخل معدن استفاده شود. در هر يك از اين سيستم‌ها ممكن است از اسلاشر و يا LHD نیز بعنوان ماشين كمكي استفاده كنيم.
كنترل زمين:
از آنجا كه در اين روش معمولاً حفره‌اي با ارتفاع زياد در زير زمين حفر مي‌شود، لذا موضوع كنترل نشست اهميت زيادي پيدا مي‌كند. بطور كلي عمليات نگهداري كه در اين روش استفاده مي‌شوند به شرح زير مي‌باشند:
1- لق‌گيري: در حالت‌هايي كه سيكل عمليات شامل آتشباري نيز مي‌شود، پس از انجام آتشباري آسيب‌هاي زيادي به ديواره و سقف كارگاه وارد مي‌آيد. در اين شرايط پس از انجام آتشباري عمليات لق‌گيري و جدا كردن سنگ‌هاي سست از ديواره و سقف معدن انجام مي‌شود. در استخراج سنگ‌هاي نرم و استخراج پيوسته معمولاً نيازي به لق‌گيري نيست.
2- دوخت سقف: از آنجا كه سقف كارگاه مي‌بايست براي مدتي پايدار بماند، لذا در موارد كه ممكن است سقف از استحكام كافي برخوردار نباشد ممكن است عمليات دوخت سنگ انجام شود. طول ميله‌ها و همچنين استفاده يا عدم استفاده از توري به شرايط سقف بستگي دارد. عمليات دوخت سقف معمولاً در خارج از سيكل استخراج انجام مي‌شود. گاهاً در استخراج با ماشين‌آلات پيوسته نيز عمليات استخراج براي نگهداري سقف متوقف مي‌شود. ياد آور مي‌شود كه قسمت عمده نگهداري سقف با بجا گذاشتن پايه انجام مي‌شود ولي گاهاً نگهداري كامل سقف با پايه ممكن است از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نباشد.
3- مقاوم سازي پايه‌ها: در مواردي كه پايه‌ها به علت بازيابي زياد، طراحي ضعيف و موارد مشابه استحكام خود را از دست داده باشد، ممكن است عمليات مقاوم سازي پايه‌ها انجام شود. در اين حالت با استفاده از سيم مفتولي و يا پوشش‌هايي مثل بتن به مقاومت پايه افزوده مي‌شود. با استفاده از اين ابزار تنش افقي در پايه افزايش يافته و مقاومت آن در برابر شكست برشي افزايش مي‌يابد. گاهي براي اين منظور اقدام به دوخت افقي پايه مي‌كنند و گاهي علاوه بر دوخت افقي از تور سيمي هم استفاده مي‌شود. در مواردي كه عرض پانل كم باشد، تخريب ناخواسته يك پايه ممكن است عوارض زيادي نداشته باشد و پس از شروع تخريب، فرو ريزي مواد با تشكيل شكل گنبدي متوقف شود ولي در حالتي كه عرض پانل زياد باشد ممكن است تخريب ناخواسته پايه‌ها خسارات زيادي را به معدن وارد كند.
تهويه:
از آنجا كه در اين روش فضاهاي استخراجي از ابعاد بزرگي برخوردارند لذا معمولاً مشكل تهويه وجود ندارد و اختلاط حجم زيادي هواي تميز با گرد و غبارهاي حاصل از عمليات حفاري و بارگيري و همچنين گازهاي حاصل از آتشباري موجب تهويه مناسب مي‌گردد. در اين روش نيز لازم است تا مسير مناسبي براي حركت هوا تعيين شود. براي اينكار ممكن است به تعداد زيادي درب تنظيم كننده نياز باشد. يكي از مشكلات تهويه در اين روش، وجود فضاهاي خالي در بين پايه‌ها و طرح پيچيده محل پايه‌ها است كه ممكن است طراحي تهويه را دشوار سازد.
تهويه جبهه‌كارهاي استخراجي با استفاده از بادبزن كمكي انجام مي‌شود. اين بادبزن‌ها ممكن است به روش دهشي و يا مكشي كار كنند.
آب:
از آنجا كه در اين روش عمليات معدنكاري در يك سطح انجام مي‌شود در صورت وجوب آب زيرزميني ممكن است تجمع آب مشكلاتي را به دنبال داشته باشد. براي جلوگيري از تجمع آب در جبهه‌كار لازم است تا آبكشي در اين محل انجام شود. به اين منظور نقاطي از كارگاه استخراج بعنوان محل‌هاي موقت تجمع آب انتخاب شده و پمپ‌هاي دستي در آن محل‌ها نصب مي‌شود. به علت عدم وجود يك سيستم دايمي و قوي براي آبكشي كارگاه استخراج، در شرايطي كه ميزان آب ورودي به معدن متغير است ممكن است تجمع آب مشكلاتي را براي عمليات استخراج بوجود آورد.
 
ذخاير شيب‌دار:
به علت وجود مشكل تردد و كار ماشين‌آلات در معدن، معمولاً از اين روش در شيب‌هاي بيش از 20 درصد (11 درجه) استفاده نمي‌شود. البته براي استفاده از اين روش در ذخاير شيب‌دار دو شيوه اصلاحي بكار گرفته شده است كه امكان كار تا شيب‌هاي 30 درجه را فراهم مي‌كند. اين شيوه‌ها يكي براي استفاده ريل و ديگري بدون ريل مناسب مي‌باشند.
شيوه پله‌اي:
اين شيوه مخصوص شرايطي است كه عمليات حمل مواد بدون ريل انجام شود. شكل كلي اين روش در زير نشان داده شده است.
 
شكل 7- شيوه پله‌اي در روش كارگاه و پايه.
در اين شيوه استخراج از تونل‌هاي دنبال لايه‌اي انجام مي‌شود كه تقريباً افقي مي‌باشند. پايه‌ها در جهت شيب لايه آنقدر كوچك انتخاب مي‌شوند كه ماشين‌آلات حفاري و بارگيري بتوانند به راحتي در كارگاه استخراج تردد كنند. در اين روش رابطه ميان تونل‌هاي دنبال لايه با مسير‌هاي شيبدار برقرار مي‌شود.
 
شيوه شيبدار:
شيوه شيبدار را مي‌توان در لايه‌هاي با شيب تا 30 درجه بكار برد. در اين روش مي‌توان از ريل براي حمل مواد استفاده كرد. طريقه آماده سازي به اين صورت است كه ابتدا تونل‌هاي دنبال لايه در امتداد لايه با شيب مناسب براي ريل حفر مي‌شود. فاصله اين تونل‌ها به فاصله حمل توسط اسكريپر در داخل كارگاه بستگي دارد و معمولاً در حدود 150 متر است. سپس هر كارگاه براي استخراج مواد معدني با بجا گذاشتن پايه آماده سازي مي‌شود. در اين شيوه كارگاه استخراج بصورت شيبدار طراحي مي‌شود و شيب كف كارگاه با شيب ذخيره برابر است. سپس اسكريپر براي حمل مواد از جبهه‌كار تا بالاي تونل حمل و نقل نصب مي‌شود. همانطور كه در شكل زير نشان داده شده است مواد پس از استخراج توسط اسكريپر به محل بارگيري واگن‌ها حمل مي‌شوند.
                                                             
 
شكل 8- شيوه شيبدار در روش كارگاه و پايه.
در اين شيوه ممكن است براي استخراج سنگ‌هاي سخت عمليات حفاري و آتشباري انجام شود. در اين صورت براي حفاري از دستگاه‌هاي حفاري دستي و در صورت امكان دستگاه حفاري جامبو  استفاده مي‌شود. شروع عمليات در داخل كارگاه از تونل حمل و نقل و پيشروي آن در خلاف شيب لايه است. يكي از دلايل عدم استفاده از اين روش در شيب‌هاي بيشتر نياز به كار پرسنل بيشتر است كه موجب كاهش راندمان عمليات مي‌شود.
 
 
شيوه سينه‌اي:
بكارگيري شيوه سينه‌اي موجب شد تا با استفاده از روش كارگاه و پايه تمامي ماده معدني داخل كارگاه استخراج شود و نيازي به بجا گذاشتن پايه از جنس ماده معدني در داخل كارگاه نباشد. در اين شيوه هر كجا كه نياز به بجا گذاشتن پايه باشد، از پايه مصنوعي استفاده مي‌شود و به اين ترتيب بجاي ماده معدني از ابزار نگهداري استفاده مي‌شود و تمام ماده معدني استخراج مي‌شود. از اين روش به طرق گوناگون در معادن مختلف در جهان استفاده شده است. ولي نوع كلاسيك آن در استخراج ذخاير طلا در آفريقاي جنوبي بكار گرفته شده است.
از اين روش مخصوصاً در استخراج ذخاير لايه‌اي با شيب كمتر از زاويه قرار مواد استخراج شده به خوبي استفاده مي‌شود. ارتفاع كارگاه بصورت نمونه مي‌تواند در حدود 5/2 متر باشد. 
انتخاب شيوه سينه‌اي در مقايسه با روش سنتي كارگاه و پايه به عوامل زير وابسته است:
1- ماده معدني در عمق زياد قرار دارد و مقاومت مواد زياد نيست. در اين شرايط بازيابي روش سنتي كارگاه و پايه به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌يابد و گاهاً غير اقتصادي خواهد بود.
2- كنترل زمين به خوبي انجام نمي‌شود. در اين حالت ممكن است ايمني اين روش به علت امكان تخريب ناگهاني پايه‌ها در قسمت استخراج كم باشد.
3- بالا بودن هزينه كنترل سطح در مناطقي كه زمين ضعيف است و عمق كارگاه زياد است.
4- ذخيره براي استخراج به روش جبهه‌كار طولاني مناسب نيست.
اين شرايط همگي در معادن طلاي آفريقاي جنوبي وجود دارد. در اين معادن به علت عميق بودن كارگاه استخراج ميزان فشار با سقف كارگاه آنقدر زياد است كه امكان استفاده از پايه طبيعي در شرايط اقتصادي وجود ندارد. در اين معادن براي حفر چال‌هاي انفجاري از چالزن‌هاي داراي چهار بازوي حفاري هر يك به طول 2/1 متر استفاده مي‌شود. چالها عمود بر جبهه‌كار حفر مي‌شوند و پس از خرج گذاري با چاشني‌هاي الكتريكي منفجر مي‌شوند. مواد كنده شده با استفاده از اسكريپر به داخل تونل حمل كشيده مي‌شوند. در اين قسمت واگن‌هاي حمل مواد بارگيري مي‌شوند. نگهداري سقف قبل و بلافاصله پس از آتشباري انجام مي‌شود. براي نگهداري ممكن است از پايه‌هاي هيدروليكي و يا اصطكاكي استفاده شود.
راندمان عمليات در اين شيوه زياد نيست در معادن طلاي آفريقاي جنوبي ميزان استخراج به ازاي هر نفر كارگر زيرزميني در شيفت بين 9/0 تا 5/4 تن است. اين معيار در معدن راندون  در ايالت يوتاي امريكا در حدود 6/7 تن است كه براي اين روش بسيار عالي است.
در مناطقي كه سقف از استحكام كمي برخوردار است اين روش به خوبي قابل استفاده است و با توجه به اينكه تمام مواد معدني از كارگاه استخراج مي‌شوند مزيت بزرگي براي اين شيوه محسوب مي‌شود.
 
 
 
 
مزاياي روش كارگاه و پايه:
1- امكان استفاده از ماشين‌آلات مختلف در كارگاه وجود دارد. با اين خاصيت مي‌توان از فن‌آوري جديد و مكانيزاسيون بالا استفاده كرد.
2- استخراج بصورت انتخابي انجام مي‌شود و تا حدود زيادي مي‌توان از استخراج باطله و مواد كم ارزش خودداري كرد.
3- آماده‌سازي روش كم است و تقريباً پس از دستیابی به ماده معدنی توليد انجام مي‌شود.
4- تعداد جبهه‌كارها مي‌تواند زياد باشد و اين باعث مي‌شود تا در صورت نياز توليد را به ميزان زيادي تغيير داد.
5- بسياري از تجهيزات مورد استفاده قابلیت جابجايي زياد دارند و انتقال آنها از يك مكان به مكان ديگر بدون دشواري انجام مي‌شود. به اين ترتيب پتانسيل توليد بيشتر فراهم است.
6- روش به كارگر زياد نياز ندارد. اگر چه در اين روش به تخصص‌هاي زيادي نياز است.
7- توليد به ازاي هر نفر در شيفت بين 45 تا 63 تن مي‌باشد.
8- در بسياري از شرايط اختلاط مواد معدني با باطله اندك است. اختلاط فقط در مواردي كه براي كنترل سقف اقدام به تخريب يا  پر كردن مي‌كنيم پيش مي‌آيد.
9- در صورت طراحي صحيح نشست سطح زمين مشكلي را بوجود نمي‌آورد.
 
معايب روش كارگاه و پايه:
1- تا 30 درصد از مواد معدني بعنوان پايه بجا گذاشته مي‌شوند كه معمولاً امكان بازيابي آنها وجود ندارد.
2- طراحي تهويه كارگاه معمولاً دشوار است.
3- براي كنترل سقف ممكن است عمليات زيادي را انجام دهيم.
4- وجود آب ممكن است دشواري‌هايي را به دنبال داشته باشد. 

 

 
03 دی 1392 By

تهیه و تنظیم :

میثم شمسی    مصطفی امیری شمسی

 

 

روش استخراج انباره ای

Shrinkage Stoping

                   

روش انباره‌اي يكي از روش‌هاي بدون نگهداري است. لايه‌هايي كه توسط اين روش استخراج مي‌شوند ضرورتاً باريك و پرشيب‌اند. و به اين دليل به اين روش، روش استخراج قائم نيز گفته مي‌شود.
اين روش كه روش بالاسري است، بدین معني كه جبهه كار روي‌سر و به بالا حركت خواهد نمود. دراين روش ماده معدني را به صورت برش‌هاي افقي از پائين به بالا استخراج مي‌كنند و ماده معدني خرد شده را در قسمت‌هاي استخراج شده مي‌ريزند. درحقيقت دراين روش ماده معدني خود عامل پركردن كارگاه استخراج و درنتيجه نگهداري آن مي‌باشد و درعين حال از ماده معدني باقي‌مانده در داخل كارگاه به عنوان سكويي جهت حفر ماده معدني در قسمت‌هاي بالا استفاده مي‌شود.
قسمت اعظم سنگ‌هاي استخراج شده در كارگاه به روش انباره‌اي داخل قيف‌ها و نقاط واريز انبار مي‌شوند. وقتي كه فاصله بين كف استخراج روي سنگ‌هاي خرد شده و سقف كار كم و ادامه كار غيرممكن شد، به تخليه حساب شده مبادرت مي‌ورزند.
سنگ‌هاي معدني پس از خردشدن متورم مي‌شوند و اين افزايش حجم بين 30 تا40 درصد است. اضافه حجم ماده معدني را از طريق دويل‌هاي مخصوص به تونل‌هاي دنباله‌رو پاييني كارگاه مي‌ريزند و به بيرون منتقل مي‌كنند. بعد از اينكه تمام ماده معدني موجود در يك كارگاه حفر شد با بازكردن دريچه بونكرهاي كارگاه، مواد معدني را درون دريل واگنهاي موجود در اين تونل تخليه و تمامي آن را به بيرون حمل مي‌كنند. پس از بيرون كشيدن تمام ماده معدني،  فضاي كارگاه اشغال شده،  همچنان باقي مي‌ماند. 
 
در اين روش سنگ‌هاي كمر بالا و پايين كه لايه معدني در آن محصور است، نبايستي بيش از حد نرم باشد. بلكه به دلايل زير بايد استحكام داشته باشد:
الف ـ دلايل ايمني.
ب ـ مخلوط نشدن ريزش‌هاي كمرها (باطله‌ها) با سنگ معدن اصلي.
 
ماده معدني كه با اين روش استخراج مي‌شوند نبايد داراي خاصيت چسبندگي باشد تا باعث قفل‌شدگي و گيركردن قيف نشود.
در اين روش كارگاه از هر دوسمت توسط ستون‌هاي حائلي كه از جنس خود سنگ حائل مي‌باشد نگهداري مي‌شود. كف كارگاه همان سنگ‌هاي استخراج شده و تخليه نشده مي‌باشد كه خود حكم نگهداري موقت بين كمر بالا و پايين مي‌باشد.
روش انباره‌اي در عمق‌هاي گوناگون و زياد تا 900 متر به اجرا درآمده است. درصد بازيابي اين روش حدود 80 درصد است.
يكي از نكات مهم كه براي اين روش ضروري است، شيب زياد ماده معدني است، زيرا ماده معدني كه در قسمت خالي ريخته مي‌شود در مراحل نهايي بايد تحت نيروي وزن خود از داخل بونكرهاي پايين كارگاه تخليه شود. در زاويه شيب كمتر از 90 درجه مشكل جمع‌شدن ماده معدني وجود دارد و در شيب كمتر از 50 درجه اين روش كاربردي ندارد.
روش انباره‌اي روشي با توليدمتوسط، هزينه پایین، غيرمكانيزه و به مهارت و تخصص و كنترل نيارمند است و از طرف ديگر ماده معدني پس از استخراج مدت زماني را در كارگاه محبوس مي‌ماند. اين روش جايي به كار مي‌رود كه مكانيزه كردن آن محل با روش‌هاي ديگر با توليد بالا امكان‌پذير نباشد و معمولاً اين روش را براي لايه‌هاي پرشيب و با عيار بالا به كار مي‌برند. در آمريكا حدود يك درصد از مواد معدني با اين روش استخراج مي‌شوند.
ابعاد كارگاه استخراج در اين روش متأثر از شكل و اندازه كانسار است. دركانسارهاي نسبتاً نازك يا باريك، كارگاه به صورت طولي و در كانسارهاي مواد معدني عريض، كارگاه‌ها به صورت عرضي قرار مي‌گيرند.
شرایط کاربرد روش استخراج انباره ای: 
 
این روش استخراج معمولا برای کانسارهای رگه ای باریک و در بسیاری از موارد کانسارهایی که سایر روشهای استخراج برای آنها قابل استفاده و یا اقتصادی نباشند به کار می رود .
ویژگی های مهم برای استفاده از این روش عبارتند از :
 1)      شیب  :
زاویه شیب ایده آل برای کاربرد این روش 90 درجه میباشد و شیب های کمتر از 90 و تا حدود 70 درجه نیز برای استفاده از این روش مطلوب است . هرچه زاویه به 90 نزدیکتر باشد شرایط بهتری ایجاد می شود.
علت این امر سادگی و روان تر شدن تخلیه مواد استخراجی تحت زاویه شیب می باشد .
 2)      ضخامت :
ضخامت رگه ای کانسارهای مناسب برای این روش از 1 تا 3 متر متغیر می باشد اما کانسارهایی که ضخامت آنها بین3 الی20 مترباشد مطلوبتراند .
انتخاب ضخامت در روش  انباره ای خود به شرایط زیر بستگی دارد  :
الف ) پایداری کانسار  ب ) پایداری کمر بالا بدون نگهداری  
 3)      یکنواختی  :
 کانسار باید نسبتا یکنواخت بوده و تغییرات شیب و ضخامت آن کم باشد . چرا که در غیر این صورت جریان مواد به سمت پایین در نقاطی که ضخامت کم می باشد کند شده و مانعی در جهت تخلیه مواد خواهد بود  . 
 4)      پایداری ماده معدنی  :
 در روش استخراج انباره ای کانسنگ باید کاملا" پایدار و مقاوم باشد .
استحکام ماده معدنی در این روش بیشتر از سایر روشها اهمیت دارد چراکه در این روش کارهای استخراجی بالای سر کارگر قرار دارد وبه  منظور ایمنی بیشتر در این روش استحکام بیشتر ماده معدنی نسبت به سنگ دیوار بسیار حائز اهمیت می باشد .
ارتعاش حاصل از ماشین آلات چالزنی نیز میتواند هرگونه مواد سست ر ا به پایین بیندازد و مشکل ایمنی برای کارگران ایجاد نماید بنابراین ماده ی معدنی باید کاملا" پایدار باشد و علاوه بر این پس از عملیات آتشباری و قبل از شروع عملیات چالزنی کار لق گیری کاملا انجام شود.
 5)      پایداری دیواره ها :
در این روش سنگ دیوار نیز باید محکم باشد، البته استحکام دیواره می تواند کمی پایین تر از استحکام ماده معدنی نیز باشد .
گاهی اوقات برای استحکام بیشتر دیواره ها در داخل کارگاه پیلار  باقی می گذارند تا کارگاه بسته نشود .
6)      خواص فیزیکی ماده معدنی :
ماده معدنی باید فاقد خواص فیزیکی  نامطلوب از قبیل  خود سوزی٬ چسبندگی  و آبداری  باشد .
 
آماده سازي :
ابتدا تونل  ( 1 ) را حفر مي كنيم و سپس با گذاشتن يك لنگه ، دويل ( 2 ) را حفر مي كنيم . اين دو دويل به تهويه ي هم كمك مي كنند  . سپس با ارتفاع  5 m  از سقف تونل  ( 1 ) يك   under cut
حفر مي كنيم .
 
نكته ها :
1- عرض  under cut   برابر ضخامت ماده ي معدني است ولي عرض تونل  transport   ارتباطي با ضخامت ماده ي معدني ندارد .
 
2- اين روش يك روش  selective mining    است و بيشترين طراحي در داخل معدن صورت مي گيرد .
ودر صورتيكه عيار و خصوصيات قسمتي از ماده ي معدني براي ما مناسب نباشد الزامي به استخراج ان نداريم و مي توانيم آن را به صورت لنگه باقي گذاريم .
 
3- اصطلاح پل زدگي :
اين عامل يك عامل محدود كننده در ارتفاع كارگاه استخراج مي باشد و با افزايش ارتفاع ، وزن مواد نابرجا زياد و باعث گير كردن و متراكم شدن مواد و در نتيجه از دست دادن آنها مي شويم .
 
معایب پل زدگي :
                     1- امكان از دست دادن مواد معدني 
                     2- امكان ريزش ناگهاني وجود دارد كه ممكن است آماده سازي هاي انجام شده مانند      
                         بونكرها حتي تونل  transport     تخريب شود .
نكته :
 
در شرايطي كه احتمال پل زدگي وجود داشته باشد ارتفاع كارگاه استخراج را كمتر  در نظر مي گيرند .
 
عوامل مؤثر در پل زدگي :
 
1- رطوبت                          2- نوع ماده ي معدني 
 
نكته :
هرچه دانه بندي غير يكنواخت تر باشد پل زدگي بيشتر مي شود .
راه هاي جلوگيري از پل زدگي :
 
1- سرعت بالاي تخليه                             2- تخليه ي تك به تك سيستم هاي تخليه 
3- شروع تخليه از سمت كمر پايين و ادامه ي آن به طرف كمر بالا 
در مرحله ي تخليه ي نهايي چنانچه پل زدگي ايجاد شده باشد ، تا حد ممكن با فشار آب از بالاي كارگاه و انجام آتشباري ثانويه آن را از بين مي برند .
 
نكته :
چنانچه تصميم بر پر شدن كارگاه باشد ، بهتر است كه پر شدن به طور همزمان انجام شود چون ديواره هاي كارگاه پس از تخليه روز به روز تغييرات شكل مي دهند و پر شدن آن هر چه ديرتر انجام شود تأثير كمتري خواهد داشت .
 
    مراحل استخراج:
چالزنی + خرج گزاری  +  آتشباری  +  تخلیه  +  تسطیح
 
      ابعاد کارگاه :
• عرض کارگاه : 1- 30 متر ( بهترین 3- 20 متر می باشد )
• طول کارگاه : 45 تا 90 متر ( کمتر از 45 متر هم ممکن است باشد )
• ارتفاع کارگاه : 60 تا 90 متر ( کمتر از 60 متر هم ممکن است باشد ولی قیمت تمام شده به ازای واحد تولید بالا خواهد رفت )
 
     عدم مکانیزاسیون روش:
• سطح ناصاف ماده ی معدنی خرد شده و عدم استحکام آن پس از عملیات آتشباری
• کوچک بودن فضا برای ماشین آلات بزرگ مکانیزه
• عدم تخلیه مواد به دلیل فشرده شدن در اثر رفت و آمد ماشین آلات
       شرایط نا مطلوب برای روش انباره ای:
• ماده معدنی سخت باشد ( آن قدر سخت باشدکه به راحتی کنده نشود )
• ضخامت کانسار کم باشد
• کانسار یکنواخت نباشد.
 
 
مقايسه ي روش استخراج انباره اي و روش استخراج از طبقات فرعي :
 
1-  در اين روش انباره اي احتمال گير كردن بونكرها خيلي كم است زيرا سنگ كنده شده در كف كارگاه مي ريزد و در صورت درشت بودن مي تواند آن را به راحتي خرد كرد در حالي كه در روش 
Sub level stoping     مواد كنده شده در داخل بونكر ها مي ريزند.
 
2- در روش انباره اي بازيابي لنگه ها را مي توان انجام داد ← در صورتي كه كمر بالا و كمر پايين مقاوم باشد و احتمال ريزش وجود نداشته باشد .
 
    * اگر قرار باشد به جاي روش استخراج انباره اي از روش ديگري استفاده نماييم مي توانيم از دو روش زير استفاده كنيم :
 
اگر كمر بالا مقاوم تر از ماده ي معدني باشد از روش  :  1- sub level stoping                            
اگر ماده ي معدني قابليت خود سوزي داشته باشد :  2- cut & fill                                           
 
 
تخلیه نهایی:
1-  در پايان استخراج در شرايطي كه احتمال ريزش وجود داشته باشد مجبوريم به طرق مختلف فضاي استخراج شده را پر كرد .
2- جهت تخليه ي مناسب و بروز گرفتگي از فشار آب  5-10 kg .cm    با نازل هايي به قطر        2-3 cm  استفاده مي شود .
3-  تخليه مواد ممكن است از تمتم  draw point   ها يا از تك تك آنها صورت مي گيرد .
در صورتي كه فشار آب جهت تخليه كم و دبي آن زياد باشد ايجاد گل و لاي خواهد كرد كه خود تخليه را مشكل تر مي كند هرچه سرعت تخليه بيشتر باشد احتمال پل زدگي كمتر خواهد بود .
4-  در صورتي كه احتمال پوسته ، پوسته شدگي وجود داشته باشد ،بهتر است تخليه ي همزمان صورت گيرد ، كه در اين صورت اختلاط ماده ي معدني و باطله وجود دارد اما اختلاط ماده ي معدني از حالتي كه  draw point   ها به صورت تك تك تخليه انجام مي شود ، كمتر خواهد بود .
5-  در صورتي تخليه به صورت تك تك انجام مي گيرد كه نرخ توليد زياد مد نظر نباشد و احتمال پل زدگي كمتر باشد ، از ويژگي هاي اين روش است . گل شدگي كمتر اتفاق مي افتد زيرا به هرحال آب از يك مكان خارج مي شود.
پر كردن نهايي  stop  ها براي كنترل زمين بسيار مهم است و به 3 روش :
هيدروليكي ، پنوماتيكي و دستي و يا به صورت همزمان و غير همزمان انجام مي شود .
6-  در اين روش  out put per man shift ( o.m.s )   ( مقدار استخراج به ازاي هر نفر در شيفت )
فوق العاده كم است چون درجه ي مكانيزاسيون آن از ساير روش ها كمتر است .
در شرايط بد تقريباً   10 ton  در هر شيفت و در شرايط مساعد ممكن است تا   20 ton  در هر شيفت استخراج شود .
در اين روش احتمال ترفيق شدگي زياد است و براي رفع اين مشكل قبل از آتشباري يك سري ورقه هاي فلزي ،پهن مي كنند و ايجاد يك فصل مشترك بين مواد معدني و مواد پر شده مي كنند .
 
 
مزايا
1) بيرون كشيدن مواد از كارگاه تحت نيروي ثقل.
2) كاربرد روش در معادل كوچك به دلیل سادگی روش.
3) ميزان توليد متوسط تا کم.
4) سرمايه‌گذاري پايين.
5) احتياج به نگهداري كم.
6) بازيابي نسبتاً خوب (75 تا 80 درصد) و اختلاط باطله کم (زیر 10 درصد)
 
 
 معايب 
1) راندمان توليد پايين تا متوسط (در آمريكا 5 تا 10 تن به ازاي هر نفر در شيفت)
2) هزينه استخراج متوسط تا نسبتاً بالا (به طور نسبي 50 درصد)
3) مكانيزاسيون مشكل.
4) ماده معدني در معرض اكسيدشدن قرار مي‌گيرد.
5) شرایط سخت کاری بخصوص در معادن کوچک و رگه های باریک
6) وجود ریسک از دست دادن ماده معدنی انبار شده
7) عدم امکان فروش  60 تا 70 درصد از ماده معدنی تا قبل از اتمام عملیات استخراج
 
 
 
 
 
 
 
Shrinkage Stoping
In shrinkage stoping ore is excavated in horizontal slices, starting from the bottom of the stope and advancing upward. Part of the broken ore is left in the mined-out stope, where it serves as a working platform for mining the ore above and to support the stope walls.Through blasting, rock increases its occupied volume by about 50%. Therefore, 40% of the blasted ore must be drawn off continuously during mining to maintain suitable headroom between the back and the top of the blasted ore. When the stope has advanced to the upper border of the planned stope, it is discontinued, and the remaining 60% of the ore can be recovered.Smaller ore bodies can be mined with a single stope, whereas larger ore bodies are divided into separate stopes with intermediate pillars to stabilize the hanging wall. The pillars can generally be recovered upon completion of regular mining. Shrinkage stoping can be used in ore bodies with
• Steep dips (the dip must exceed the angle of repose),
• Firm ore,
• Comparatively stable hanging wall and footwall,
• Regular ore boundaries,
• Ore that is not affected by storage in the stope (certain sulfide ores tend to oxidize and decompose when exposed to the atmosphere).
The development for shrinkage stoping consists of
• A haulage drift along the bottom of the stope,
• Crosscuts into the ore underneath the stope,
• Finger raises and cones from the crosscuts to the 
undercut,
• An undercut or complete bottom slice of the stope 
5 to 10 m above the haulage drift, and
• A raise from the haulage level passing through the 
undercut to the main level above to provide access and ventilation to the stope.
The development of the bottom section of the stope can be simplified in the same way as for sublevel stoping--the finger raises are deleted, and the cross-cuts are developed for drawpoint loading.
Drilling and blasting are carried out as overhead stoping. The rough pile of ore in the stope prevents the use of mechanized equipment. Standard practice is to use air-leg rock drills and stoper drillers.
The traditional ore handling system in shrinkage stoping entails direct dumping of ore into rail cars from chutes below the finger raises. Shovel loaders are more effective in conjunction with a drawpoint loading system.
Shrinkage stoping was a common and important method in the days when few machines were employed in underground mining. Its advantage is the fact that the ore could be dumped directly into cars through the chutes, eliminating hand-loading. This is of little importance today, and the drawbacks--that is, the method is labor intensive, working conditions are difficult and dangerous, productivity is limited, and the bulk of the ore remains stored in the stope for a long period of time--have resulted in the replacement of shrinkage stoping by other methods. Sublevel stoping, vertical retreat stoping, sublevel caving, and cut-and-fill mining are methods that usually can be applied under similar conditions.
Shrinkage stoping remains, however, as one of the methods that can be practiced with a minimum of investment in machinery and yet is still not entirely dependent on manual capacity.