صفحه اصلی مقاله های بخش معدن روش استخراج کارگاه و پایه

روش استخراج کارگاه و پایه

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

تهیه و تنظیم :

میثم شمسی  مصطفی امیری شمسی

روش استخراج كارگاه و پايه
 
 
روش كارگاه و پايه از جمله قديمي‌ترين روش‌هاي استخراج زيرزميني بشمار مي‌آيد كه در حدود 6 الي 8 هزار سال پيش در اروپا براي استخراج سنگ‌هاي سخت بكار گرفته شده بود. آثار بسياري از كارگاه‌هاي قديمي كه با اين روش كار مي‌شد هنوز برجا مانده است. با مطالعه اين بقايا مي‌توان اصول اين روش را بصورت زير تعريف كرد:
1- با بجا گذاشتن پايه‌هاي بزرگ نگهداري سقف انجام شود.
2- كارگاه‌هاي با عرض كم براي نگهداري سقف احداث شود.
از آن زمان تاكنون اين روش تغيير زيادي نداشته است و تنها تغييرات مربوط به مكانيزاسيون معدن بوده است كه براي اجراي آن مخصوصاً در معادن توده‌اي بزرگ تغييراتي داده شده است. اين روش را نبايد با روش اطاق و پايه يكي گرفت چرا كه روش اطاق و پايه بيشتر در ذخاير لايه‌اي و مخصوصاً در زغال‌سنگ و داراي ضخامت معمولاً كم (زير 4 متر) استفاده مي‌شود و در آن از پايه‌هاي داراي شكل منظم و محل منظم استفاده مي‌شود. ولي در روش كارگاه و پايه لزومي به وجود اين شرايط نيست. روش كارگاه و پايه ممكن است به نام‌هاي
 stope and pillar,breast stoping، breast and bench stoping، board and pillar، stall and pillar و يا panel and pillar 
خوانده شود. در زير يك كارگاه استخراج از اين نوع نشان داده شده است.
                                                                               
شكل 1- روش كارگاه و پايه.
 
خصوصيات عمومي روش:
خصوصيات اين روش عبارتند از:
1- پايه‌ها داراي شكل و اندازه نامنظم مي‌باشند و براي نگهداري سقف بكار مي‌روند. اندازه و محل پايه‌ها با برنامه‌ريزي كم و گاهي بدون برنامه‌ريزي قبلي انتخاب مي‌شود. ميزان فشار در سقف، ارتفاع فضاي استخراجي، خواص ماده معدني و سقف از جمله عوامل تعيين كننده مشخصات پايه است.
2- ماده معدني افقي است و در صورت شيبدار بودن لایه لازم است تا شيب لايه كمتر از زاويه قرار  سنگ باشد. حداكثر زاويه شيب لايه در اين روش بين 30 تا 35 درجه است كه در اين زاويه مواد با وزن خود از كارگاه خارج نمي‌شوند. اين خاصيت باعث وجود تفاوت بين اين روش و روش‌هايي كه در لايه‌هاي پر شيب استفاده مي‌شوند مانند روش انباره‌اي مي‌گردد. روش Cascade stoping يك روش بينا‌بيني است كه براي معدنكاري در لايه‌هاي داراي شيب برابر با زاويه قرار مواد و يا شيب بين 25 تا 45 درجه ارائه شده است. از اين روش براي استخراج ذخاير توده‌اي مي‌توان استفاده كرد. براي اين‌كار كافي است تا ارتفاع توده مواد معدني به چند برش تقسيم شود و تقريباً از بالاي توده شروع و به سمت پايين ذخيره استخراج را انجام دهيم. نمونه‌هايي از اين نوع استخراج در ذخاير سرب و روي با بجا گذاشتن پايه‌هايي تا 90 متر ارتفاع انجام شده است.
3- توده سنگ مناسب، بطوري كه ترجيحاً اطاق‌ها بطور طبيعي پايدار باقي بمانند و در طول عمر استخراج نيازي به پايه نداشته باشند. مقاومت سنگ‌ها در اين روش ممكن است بين 25 تا 350 مگا پاسكال باشد. همچنين در اين روش لازم است تا سقف، كف و پايه‌ها كاملا پايدار و بدون هر گونه ناپيوستگي باشند. البته در مناطق زيادي از جهان با وجود نبود تمامي اين مشخصات در سنگ‌هاي اطراف از اين روش بخوبي استفاده شده است. در اين روش از پايه‌هايي كه بدون كنترل معدنكار تخريب شود بشدت اجتناب مي‌شود چرا كه تخريب ناخواسته پايه مي‌تواند خسارات جدي به معدن وارد آورده و هزينه‌هاي زيادي را تحميل كند. البته بازيابي پايه و در نتيجه تخريب قسمتي از پايه‌ها در اين روش نيز گاهاً استفاده مي‌شود كه در شرايط خاص امكانپذير است.
4- اين روش در اعماق زياد استفاده نمي‌شود. زيرا در اعماق زياد به علت وجود فشار زياد به سقف لازم است تا پايه‌هايي با مقطع بزرگ بجا گذاشته شود. انتخاب پايه‌هاي بزرگ كه گاهاً قابل بازيابي نيز نيستند موجب كاهش بازيابي در اين روش مي‌شود. بسته به عمق معدن در اين روش ممكن است بازيابي بين 25 تا 95 درصد باشد. ميزان حداكثر عمق مناسب براي اين روش به عوامل متعددي چون شرايط زمين‌شناسي و مقاومت سنگ محل دارد ولي معمولا از اين روش در اعماق بيش از 600 متر استفاده نمي‌شود. البته در استخراج breast stoping ممكن است تا اعماق 3600 متر هم استخراج انجام شود.
5- عدم بروز نشست مگر در دراز مدت. البته بسيار از معادن قديمي كه به اين روش كار شده‌اند امروزه نشست پيدا كرده‌اند و همچنين معادني كه به روش breast stoping  كار مي‌شوند نشست رخ مي‌دهد.
6- اين روش جزء روش‌هاي پر توليد به حساب مي‌آيد. اين روش ذاتاً از انعطاف پذيري خوبي برخوردار بوده و در صورت لزوم مي‌توان توليد زيادي از آن انتظار داشت.
 
روش سنتي كارگاه و پايه:
آماده سازي:
در اين روش معمولاً نياز به آماده‌سازي زيادي نيست. مگر در شرايط خاص مانند حالتي كه شكل ماده معدني بي‌قاعده بوده و نياز به حفر تونل‌هاي حمل و نقل اضافه باشد. در اين شرايط ممكن است نياز به حفر مسير‌هاي عبور ماده معدني، مسير‌هاي عبور هوا و راه‌هاي دسترسي اضافي باشد.
در اين روش معمولا از يك چاه براي دسترسي به ماده معدني و چند مسير شيبدار با امكان حركت ماشين‌آلات در آنها براي جابجايي و سرويس دهي در معدن استفاده مي‌شود.
عمليات كارگاه:
سيكل عمليات در اين روش معمولاً بصورت زير است:
حفاري – آتشباري – نگهداري – بارگيري – حمل – انباشت.
در شرايطي كه ماده معدني از استحكام كمي برخوردار باشد ممكن است بجاي استفاده از حفاري و آتشباري، از ماشين‌آلات استخراج پيوسته، چكش‌هاي سبك تا متوسط و در سنگ‌هاي بسيار سست از مته آگر  استفاده شود. به منظور آتشباري چال‌هاي گوه‌اي يا  V شكل حفر مي‌شود. نمونه‌اي از حفر چال در لايمستون در شكل نشان داده شده است.
                                                         
شكل 2- نمونه‌اي از حفر چال گوه‌اي.
 
در صورت استفاده از ماشين‌آلات معمول، ارتفاع كارگاه در اين روش ممكن است تا 9 متر بوده و طول چال‌هاي آتشباري 8/4 متر باشد. مواد منفجره معمول مخصوصاً در شرايطي كه چال‌ها فاقد آب هستند ANFO است. همچنين ممكن است از مواد منفجره دوغابي، ژله‌اي و يا ديناميت استفاده شود. آتشباري ممكن است در طول شيفت و يا در فاصله تعويض شيفت انجام شود. انجام يك آتشباري خوب در اين روش از اهميت زيادي برخوردار است زيرا انجام آتشباري ثانويه و خرد كردن سنگ‌هاي درشت زمان زيادي را تلف مي‌كند.
بسته به شكل كانسار و ضخامت آن سه روش پيشروي در اين روش استفاده مي‌شود:
1- پيشروي با يك برش:
در كانسارهاي با ضخامت كم و يكنواخت امكان حفاري و پيشروي در تمام جبهه كار ميسر است. به اين ترتيب در يك مرحله پيشروي تمام جبهه كار حفاري و آتشباري مي‌شود. در لايه‌هاي منظم از اين روش تا ارتفاع 9 متر مي‌توان استفاده كرد.
2- پيشروي با چند برش:
از اين روش در مناطقي كه كانسار داراي ارتفاع زياد و يا شكل نامنظم است استفاده مي‌شود. به اين ترتيب كه ابتدا در نزديكي بالاي كانسار پيشروي با يك برش شروع مي‌شود و سپس يك برش ديگر در بالاي برش اوليه انجام مي‌شود. مواد استخراج شده در برش اول كه پس از استخراج مقداري افزايش حجم نيز پيدا كرده‌اند بعنوان محل استقرار استفاده مي‌شوند. شكل زير نمايي از اين روش را نشان مي‌دهد.
                                                                          
شكل 32- روش چند برش در كانسارهاي داراي شكل نامنظم.
در اين روش معمولاً چال‌ها افقي حفر مي‌شوند. در حالتي كه سقف ماده معدني يكنواخت نباشد امكان تغيير الگوي پيشروي با توجه به شكل ماده معدني وجود دارد.
پس از استخراج مواد معدني در بالاي برش اوليه، پيشروي به سمت پايين با برش‌هاي افقي و يا عمودي ادامه پيدا مي‌كند.
شكل 4 چگونگي انجام عمليات استخراج با چند برش را در معدن بويك  در ميسوري  را نشان مي‌دهد.
                                                               
شكل4- استخراج در چند برش در معدن بويك در ايالات متحده امريكا.
3- پيشروي با چند پله:
در اين روش كه براي كانسارهاي منظم و با ارتفاع زياد استفاده مي‌شود، استخراج از چند پله انجام مي‌شود. جابجايي بين پله‌ها از طريق رمپ انجام مي‌شود. شكل زير نمونه‌اي از اين روش را نشان مي‌دهد.
                                         
شكل 53- روش چند پله براي استخراج ذخاير با ضخامت زياد.
 
بازيابي پايه‌ها:
بازيابي پايه‌ها در اين روش از اهميت خاصي برخوردار است. در حالتي كه ماده معدني و سنگ‌هاي اطراف آن از استحكام كافي برخوردار باشند امكان بازيابي كامل پايه‌ها وجود دارد. همچنين در ذخاير با ضخامت كم امكان بازيابي بيشتر پايه‌ها وجود دارد زيرا در صورت تخريب سقف معمولاً بصورت طبيعي نگهداري كمر بالا انجام مي‌شود. در ذخاير با ضخامت زياد براي بازيابي كامل پايه نياز به سقف پايدار مي‌باشد.
معمولاً بازيابي پايه‌ها در پايان عمر معدن انجام مي‌شود. انجام باريك كردن پايه براي استخراج آن معمولاً از بالا به پايين انجام مي‌شود.
 
بارگيري و حمل:
براي بارگيري و حمل مواد معدني در اين روش مخصوصاً در سنگ‌هاي سخت از لودرهاي چرخ لاستيكي و ماشين LHD استفاده مي‌شود. در انتخاب اين ماشين‌آلات مي‌بايست ميزان توليد، ارتفاع كارگاه، ابعاد مواد پس از استخراج و ماشين حمل مورد توجه قرار گيرند. در استخراج سنگ‌هاي نرم ممكن است از ماشين‌هاي حفاري و استخراج مداوم و لودر‌هاي بارگيري پيوسته با بازوي جمع شونده مورد استفاده قرار گيرند. در حالتي كه كارگاه استخراج به اندازه كافي بزرگ باشد ممكن است از شاول كابلي الكتريكي استفاده شود. انتخاب ماشين‌آلات بزرگ مانند شاول به مكانيزاسيون استخراج كمك زيادي مي‌كند. در اين روش ممكن است قبل از بارگيري قطعات بزرگ سنگ، اين مواد توسط چكش و يا با انفجار، مجدداً خرد شوند.
شكل زير چگونگي طراحي كارگاه براي كار ماشين‌آلات بزرگ را نشان مي‌دهد.
                                                                      
شكل 6- بكارگيري ماشين‌آلات بزرگ در روش كارگاه و پايه.
يكي از نكات خاص در حمل و نقل مواد در اين روش اين است كه به علت استخراج مواد معدني در يك طبقه، معمولاً گسترش افقي معدن زياد است و لازم است تا مواد مسافت زيادي حمل شوند. به همين منظور ممكن است براي حمل افقي مواد از كاميونهاي مجهز به موتور ديزل با ظرفيت تا 90 تن استفاده شود. انتخاب كاميون با توجه به توليد، سايز ماشين باركننده، ارتفاع كارگاه‌ها و مشخصات مسير عبور آنها انتخاب مي‌شوند.در این روش معمولاً براي حمل مواد حتی در مسافت‌های زياد از ريل استفاده نمي‌شود. يكي از دلايل اين امر عدم انعطاف پذيري و محدودیت در استفاده‌هاي چند منظوره از راه‌آهن است. در مواردي كه ممكن است از راه‌آهن استفاده شود، شيب مسير براي انتخاب اين سيستم حمل مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد.
همچنين در این روش براي حمل افقي ممكن است از نوار نقاله استفاده شود. در صورتي كه نوار نقاله براي اين منظور انتخاب شود لازم است تا مواد به اندازه‌اي خرد شوند كه براي انتقال با نوار مناسب باشند. در استخراج مواد نرم و مخصوصاً استخراج پيوسته معمولاً ابعاد مواد به اندازه كافي كوچك است. در ساير موارد ممكن است از سنگ شكن در داخل معدن استفاده شود. در هر يك از اين سيستم‌ها ممكن است از اسلاشر و يا LHD نیز بعنوان ماشين كمكي استفاده كنيم.
كنترل زمين:
از آنجا كه در اين روش معمولاً حفره‌اي با ارتفاع زياد در زير زمين حفر مي‌شود، لذا موضوع كنترل نشست اهميت زيادي پيدا مي‌كند. بطور كلي عمليات نگهداري كه در اين روش استفاده مي‌شوند به شرح زير مي‌باشند:
1- لق‌گيري: در حالت‌هايي كه سيكل عمليات شامل آتشباري نيز مي‌شود، پس از انجام آتشباري آسيب‌هاي زيادي به ديواره و سقف كارگاه وارد مي‌آيد. در اين شرايط پس از انجام آتشباري عمليات لق‌گيري و جدا كردن سنگ‌هاي سست از ديواره و سقف معدن انجام مي‌شود. در استخراج سنگ‌هاي نرم و استخراج پيوسته معمولاً نيازي به لق‌گيري نيست.
2- دوخت سقف: از آنجا كه سقف كارگاه مي‌بايست براي مدتي پايدار بماند، لذا در موارد كه ممكن است سقف از استحكام كافي برخوردار نباشد ممكن است عمليات دوخت سنگ انجام شود. طول ميله‌ها و همچنين استفاده يا عدم استفاده از توري به شرايط سقف بستگي دارد. عمليات دوخت سقف معمولاً در خارج از سيكل استخراج انجام مي‌شود. گاهاً در استخراج با ماشين‌آلات پيوسته نيز عمليات استخراج براي نگهداري سقف متوقف مي‌شود. ياد آور مي‌شود كه قسمت عمده نگهداري سقف با بجا گذاشتن پايه انجام مي‌شود ولي گاهاً نگهداري كامل سقف با پايه ممكن است از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نباشد.
3- مقاوم سازي پايه‌ها: در مواردي كه پايه‌ها به علت بازيابي زياد، طراحي ضعيف و موارد مشابه استحكام خود را از دست داده باشد، ممكن است عمليات مقاوم سازي پايه‌ها انجام شود. در اين حالت با استفاده از سيم مفتولي و يا پوشش‌هايي مثل بتن به مقاومت پايه افزوده مي‌شود. با استفاده از اين ابزار تنش افقي در پايه افزايش يافته و مقاومت آن در برابر شكست برشي افزايش مي‌يابد. گاهي براي اين منظور اقدام به دوخت افقي پايه مي‌كنند و گاهي علاوه بر دوخت افقي از تور سيمي هم استفاده مي‌شود. در مواردي كه عرض پانل كم باشد، تخريب ناخواسته يك پايه ممكن است عوارض زيادي نداشته باشد و پس از شروع تخريب، فرو ريزي مواد با تشكيل شكل گنبدي متوقف شود ولي در حالتي كه عرض پانل زياد باشد ممكن است تخريب ناخواسته پايه‌ها خسارات زيادي را به معدن وارد كند.
تهويه:
از آنجا كه در اين روش فضاهاي استخراجي از ابعاد بزرگي برخوردارند لذا معمولاً مشكل تهويه وجود ندارد و اختلاط حجم زيادي هواي تميز با گرد و غبارهاي حاصل از عمليات حفاري و بارگيري و همچنين گازهاي حاصل از آتشباري موجب تهويه مناسب مي‌گردد. در اين روش نيز لازم است تا مسير مناسبي براي حركت هوا تعيين شود. براي اينكار ممكن است به تعداد زيادي درب تنظيم كننده نياز باشد. يكي از مشكلات تهويه در اين روش، وجود فضاهاي خالي در بين پايه‌ها و طرح پيچيده محل پايه‌ها است كه ممكن است طراحي تهويه را دشوار سازد.
تهويه جبهه‌كارهاي استخراجي با استفاده از بادبزن كمكي انجام مي‌شود. اين بادبزن‌ها ممكن است به روش دهشي و يا مكشي كار كنند.
آب:
از آنجا كه در اين روش عمليات معدنكاري در يك سطح انجام مي‌شود در صورت وجوب آب زيرزميني ممكن است تجمع آب مشكلاتي را به دنبال داشته باشد. براي جلوگيري از تجمع آب در جبهه‌كار لازم است تا آبكشي در اين محل انجام شود. به اين منظور نقاطي از كارگاه استخراج بعنوان محل‌هاي موقت تجمع آب انتخاب شده و پمپ‌هاي دستي در آن محل‌ها نصب مي‌شود. به علت عدم وجود يك سيستم دايمي و قوي براي آبكشي كارگاه استخراج، در شرايطي كه ميزان آب ورودي به معدن متغير است ممكن است تجمع آب مشكلاتي را براي عمليات استخراج بوجود آورد.
 
ذخاير شيب‌دار:
به علت وجود مشكل تردد و كار ماشين‌آلات در معدن، معمولاً از اين روش در شيب‌هاي بيش از 20 درصد (11 درجه) استفاده نمي‌شود. البته براي استفاده از اين روش در ذخاير شيب‌دار دو شيوه اصلاحي بكار گرفته شده است كه امكان كار تا شيب‌هاي 30 درجه را فراهم مي‌كند. اين شيوه‌ها يكي براي استفاده ريل و ديگري بدون ريل مناسب مي‌باشند.
شيوه پله‌اي:
اين شيوه مخصوص شرايطي است كه عمليات حمل مواد بدون ريل انجام شود. شكل كلي اين روش در زير نشان داده شده است.
 
شكل 7- شيوه پله‌اي در روش كارگاه و پايه.
در اين شيوه استخراج از تونل‌هاي دنبال لايه‌اي انجام مي‌شود كه تقريباً افقي مي‌باشند. پايه‌ها در جهت شيب لايه آنقدر كوچك انتخاب مي‌شوند كه ماشين‌آلات حفاري و بارگيري بتوانند به راحتي در كارگاه استخراج تردد كنند. در اين روش رابطه ميان تونل‌هاي دنبال لايه با مسير‌هاي شيبدار برقرار مي‌شود.
 
شيوه شيبدار:
شيوه شيبدار را مي‌توان در لايه‌هاي با شيب تا 30 درجه بكار برد. در اين روش مي‌توان از ريل براي حمل مواد استفاده كرد. طريقه آماده سازي به اين صورت است كه ابتدا تونل‌هاي دنبال لايه در امتداد لايه با شيب مناسب براي ريل حفر مي‌شود. فاصله اين تونل‌ها به فاصله حمل توسط اسكريپر در داخل كارگاه بستگي دارد و معمولاً در حدود 150 متر است. سپس هر كارگاه براي استخراج مواد معدني با بجا گذاشتن پايه آماده سازي مي‌شود. در اين شيوه كارگاه استخراج بصورت شيبدار طراحي مي‌شود و شيب كف كارگاه با شيب ذخيره برابر است. سپس اسكريپر براي حمل مواد از جبهه‌كار تا بالاي تونل حمل و نقل نصب مي‌شود. همانطور كه در شكل زير نشان داده شده است مواد پس از استخراج توسط اسكريپر به محل بارگيري واگن‌ها حمل مي‌شوند.
                                                             
 
شكل 8- شيوه شيبدار در روش كارگاه و پايه.
در اين شيوه ممكن است براي استخراج سنگ‌هاي سخت عمليات حفاري و آتشباري انجام شود. در اين صورت براي حفاري از دستگاه‌هاي حفاري دستي و در صورت امكان دستگاه حفاري جامبو  استفاده مي‌شود. شروع عمليات در داخل كارگاه از تونل حمل و نقل و پيشروي آن در خلاف شيب لايه است. يكي از دلايل عدم استفاده از اين روش در شيب‌هاي بيشتر نياز به كار پرسنل بيشتر است كه موجب كاهش راندمان عمليات مي‌شود.
 
 
شيوه سينه‌اي:
بكارگيري شيوه سينه‌اي موجب شد تا با استفاده از روش كارگاه و پايه تمامي ماده معدني داخل كارگاه استخراج شود و نيازي به بجا گذاشتن پايه از جنس ماده معدني در داخل كارگاه نباشد. در اين شيوه هر كجا كه نياز به بجا گذاشتن پايه باشد، از پايه مصنوعي استفاده مي‌شود و به اين ترتيب بجاي ماده معدني از ابزار نگهداري استفاده مي‌شود و تمام ماده معدني استخراج مي‌شود. از اين روش به طرق گوناگون در معادن مختلف در جهان استفاده شده است. ولي نوع كلاسيك آن در استخراج ذخاير طلا در آفريقاي جنوبي بكار گرفته شده است.
از اين روش مخصوصاً در استخراج ذخاير لايه‌اي با شيب كمتر از زاويه قرار مواد استخراج شده به خوبي استفاده مي‌شود. ارتفاع كارگاه بصورت نمونه مي‌تواند در حدود 5/2 متر باشد. 
انتخاب شيوه سينه‌اي در مقايسه با روش سنتي كارگاه و پايه به عوامل زير وابسته است:
1- ماده معدني در عمق زياد قرار دارد و مقاومت مواد زياد نيست. در اين شرايط بازيابي روش سنتي كارگاه و پايه به ميزان قابل توجهي كاهش مي‌يابد و گاهاً غير اقتصادي خواهد بود.
2- كنترل زمين به خوبي انجام نمي‌شود. در اين حالت ممكن است ايمني اين روش به علت امكان تخريب ناگهاني پايه‌ها در قسمت استخراج كم باشد.
3- بالا بودن هزينه كنترل سطح در مناطقي كه زمين ضعيف است و عمق كارگاه زياد است.
4- ذخيره براي استخراج به روش جبهه‌كار طولاني مناسب نيست.
اين شرايط همگي در معادن طلاي آفريقاي جنوبي وجود دارد. در اين معادن به علت عميق بودن كارگاه استخراج ميزان فشار با سقف كارگاه آنقدر زياد است كه امكان استفاده از پايه طبيعي در شرايط اقتصادي وجود ندارد. در اين معادن براي حفر چال‌هاي انفجاري از چالزن‌هاي داراي چهار بازوي حفاري هر يك به طول 2/1 متر استفاده مي‌شود. چالها عمود بر جبهه‌كار حفر مي‌شوند و پس از خرج گذاري با چاشني‌هاي الكتريكي منفجر مي‌شوند. مواد كنده شده با استفاده از اسكريپر به داخل تونل حمل كشيده مي‌شوند. در اين قسمت واگن‌هاي حمل مواد بارگيري مي‌شوند. نگهداري سقف قبل و بلافاصله پس از آتشباري انجام مي‌شود. براي نگهداري ممكن است از پايه‌هاي هيدروليكي و يا اصطكاكي استفاده شود.
راندمان عمليات در اين شيوه زياد نيست در معادن طلاي آفريقاي جنوبي ميزان استخراج به ازاي هر نفر كارگر زيرزميني در شيفت بين 9/0 تا 5/4 تن است. اين معيار در معدن راندون  در ايالت يوتاي امريكا در حدود 6/7 تن است كه براي اين روش بسيار عالي است.
در مناطقي كه سقف از استحكام كمي برخوردار است اين روش به خوبي قابل استفاده است و با توجه به اينكه تمام مواد معدني از كارگاه استخراج مي‌شوند مزيت بزرگي براي اين شيوه محسوب مي‌شود.
 
 
 
 
مزاياي روش كارگاه و پايه:
1- امكان استفاده از ماشين‌آلات مختلف در كارگاه وجود دارد. با اين خاصيت مي‌توان از فن‌آوري جديد و مكانيزاسيون بالا استفاده كرد.
2- استخراج بصورت انتخابي انجام مي‌شود و تا حدود زيادي مي‌توان از استخراج باطله و مواد كم ارزش خودداري كرد.
3- آماده‌سازي روش كم است و تقريباً پس از دستیابی به ماده معدنی توليد انجام مي‌شود.
4- تعداد جبهه‌كارها مي‌تواند زياد باشد و اين باعث مي‌شود تا در صورت نياز توليد را به ميزان زيادي تغيير داد.
5- بسياري از تجهيزات مورد استفاده قابلیت جابجايي زياد دارند و انتقال آنها از يك مكان به مكان ديگر بدون دشواري انجام مي‌شود. به اين ترتيب پتانسيل توليد بيشتر فراهم است.
6- روش به كارگر زياد نياز ندارد. اگر چه در اين روش به تخصص‌هاي زيادي نياز است.
7- توليد به ازاي هر نفر در شيفت بين 45 تا 63 تن مي‌باشد.
8- در بسياري از شرايط اختلاط مواد معدني با باطله اندك است. اختلاط فقط در مواردي كه براي كنترل سقف اقدام به تخريب يا  پر كردن مي‌كنيم پيش مي‌آيد.
9- در صورت طراحي صحيح نشست سطح زمين مشكلي را بوجود نمي‌آورد.
 
معايب روش كارگاه و پايه:
1- تا 30 درصد از مواد معدني بعنوان پايه بجا گذاشته مي‌شوند كه معمولاً امكان بازيابي آنها وجود ندارد.
2- طراحي تهويه كارگاه معمولاً دشوار است.
3- براي كنترل سقف ممكن است عمليات زيادي را انجام دهيم.
4- وجود آب ممكن است دشواري‌هايي را به دنبال داشته باشد. 

 

 
خواندن 1671 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 03 دی 1392 ساعت 09:16
برای ارسال نظر وارد سایت شوید
صفحه اصلی مقاله های بخش معدن روش استخراج کارگاه و پایه