علامه جعفری؛ ققنوس اندیشه

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

فرید صلواتی: ذهن اندیشمند علامه محمدتقی جعفری سال‌ها چون جویباری زلال، تشنگان حقیقت و معرفت را سیراب کرد.  او بیست‌وپنجم آبان‌ماه سال ١٣٧٧ به ندای وصال حق لبیک گفت و چارچوب تنگ قفس دنیایی را شکست، زیرا در قالب این دنیا نمی‌گنجید چراکه روحش آسمانی بود و جسمش روحانی. ‌او دریایی بود از روشنایی و علم که سرچشمه از علوم حضرت حق می‌گرفت. او به تمام معنا علامه و پرهیزگاری بود که دنیا را برای دانش و معرفت و حقیقت می‌خواست.‌ژرف‌کاوی‌های فلسفی و معرفت‌پژوهی و ترسیم حیات معقول و تربیت و تعلیم از زمینه‌های اصلی و کاری ایشان بود، محضرش، محفل صفا بود و نشاط. برکت و پرباری حاصل حضور در مجلس درسش بود.‌او مجتهدی بود که علوم عقلی، نقلی، عرفانی و ادبی را تا درجه رفیع فراگرفت و علاوه‌برآن از دوران تعلیم و تربیت، با فلسفه و فرهنگ و ادبیات غرب آشنا شد و به مقایسه میان روش شرقی و غربی در جهان‌بینی پرداخت. علامه جعفری بر آن بود تا دین الهی را با بیانی روزآمد و امروزی به همگان عرضه و در این عصر پریشانی و پراکندگی، آشفتگان را به وادی سبز یقین و ایمان و اطمینان هدایت کند.‌آشنای حکمت بود و همسایه کوچه‌های اشراق، روح بزرگش سرشار از صفای قرآن بود و زندگی‌اش به تمامی یک نماز عاشقانه.‌ مشی ساده حیات او و بی‌ریایی سخن و کلامش، احیای دوباره حیات طیبه حکیمانی بود که در طول قرن‌ها، پاسدار مکتب اخلاق انسانی بوده‌اند.‌جان او در انس با قرآن، طراوتی همیشگی پیدا کرده بود. ازاین‌رو بود که حکمت‌های بزرگان اخلاق را با چنان شیوایی‌ای بیان می‌کرد که گویی می‌بیند آنچه را که می‌گوید.‌بیش از ١٥٠ عنوان اثر ارزشمند ققنوس اندیشه علامه محمدتقی جعفری چشمه‌ای است زلال و روح‌بخش برای آنها که تشنه درک مفاهیم والای اخلاقی، فلسفی، علمی، دینی و عرفانی هستند.‌ استاد حکیم و علامه فهیم سرانجام پس از عمری تلاش بی‌پایان و کوششی خستگی‌ناپذیر در راه حق و دوست‌داشتن مردم و در آستانه بعثت پیامبر اسلام به درگاه الهی فراخوانده شد و پیکر پاکش در جوار بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج و در دارالزهد در جایگاه ابدی‌اش آرمید.‌خالی از لطف ندیدم قسمتی از گفتار ایشان را در کتاب نیایش ایشان برای شما عزیزان بیاورم.‌«با دیدگان فروبسته، لب بر جام زندگی نهاده و اشک سوزان بر کناره زرین آن فرو می‌ریزیم، اما روزی فرا می‌رسد که دست مرگ نقاب از دیدگان ما برمی‌دارد و هرآنچه را که در زندگانی، موردعلاقه شدید ما بود از ما می‌گیرد. فقط آن‌وقت می‌فهمیم که جام زندگی از اول خالی بوده و ما از روز نخست از این جام، جز باده خیال ننوشیده‌ایم... چه کالایی را در این بازار پرهیاهو دریافت می‌کنیم. مگر نه این است که: ‌چون به هر میلی که دل خواهی سپرد/ از تو چیزی در نهان خواهند برد»

منبع :شرق

خواندن 309 دفعه
برای ارسال نظر وارد سایت شوید