سعیده عسکرزاده

سعیده عسکرزاده

دوشنبه, 09 تیر 1393 ساعت 11:27

روش استخراج انباره ای

مصطفی امیری شمسی

 

روش استخراج انباره ای

Shrinkage Stoping

 

 

 

 

روش انباره‌اي يكي از روش‌هاي بدون نگهداري است. لايه‌هايي كه توسط اين روش استخراج مي‌شوند ضرورتاً باريك و پرشيب‌اند. و به اين دليل به اين روش، روش استخراج قائم نيز گفته مي‌شود.

اين روش كه روش بالاسري است، بدین معني كه جبهه كار روي‌سر و به بالا حركت خواهد نمود. دراين روش ماده معدني را به صورت برش‌هاي افقي از پائين به بالا استخراج مي‌كنند و ماده معدني خرد شده را در قسمت‌هاي استخراج شده مي‌ريزند. درحقيقت دراين روش ماده معدني خود عامل پركردن كارگاه استخراج و درنتيجه نگهداري آن مي‌باشد و درعين حال از ماده معدني باقي‌مانده در داخل كارگاه به عنوان سكويي جهت حفر ماده معدني در قسمت‌هاي بالا استفاده مي‌شود.

قسمت اعظم سنگ‌هاي استخراج شده در كارگاه به روش انباره‌اي داخل قيف‌ها و نقاط واريز انبار مي‌شوند. وقتي كه فاصله بين كف استخراج روي سنگ‌هاي خرد شده و سقف كار كم و ادامه كار غيرممكن شد، به تخليه حساب شده مبادرت مي‌ورزند.

سنگ‌هاي معدني پس از خردشدن متورم مي‌شوند و اين افزايش حجم بين 30 تا40 درصد است. اضافه حجم ماده معدني را از طريق دويل‌هاي مخصوص به تونل‌هاي دنباله‌رو پاييني كارگاه مي‌ريزند و به بيرون منتقل مي‌كنند. بعد از اينكه تمام ماده معدني موجود در يك كارگاه حفر شد با بازكردن دريچه بونكرهاي كارگاه، مواد معدني را درون دريل واگنهاي موجود در اين تونل تخليه و تمامي آن را به بيرون حمل مي‌كنند. پس از بيرون كشيدن تمام ماده معدني،  فضاي كارگاه اشغال شده،  همچنان باقي مي‌ماند.

 

در اين روش سنگ‌هاي كمر بالا و پايين كه لايه معدني در آن محصور است، نبايستي بيش از حد نرم باشد. بلكه به دلايل زير بايد استحكام داشته باشد:

الف ـ دلايل ايمني.

ب ـ مخلوط نشدن ريزش‌هاي كمرها (باطله‌ها) با سنگ معدن اصلي.

 

ماده معدني كه با اين روش استخراج مي‌شوند نبايد داراي خاصيت چسبندگي باشد تا باعث قفل‌شدگي و گيركردن قيف نشود.

در اين روش كارگاه از هر دوسمت توسط ستون‌هاي حائلي كه از جنس خود سنگ حائل مي‌باشد نگهداري مي‌شود. كف كارگاه همان سنگ‌هاي استخراج شده و تخليه نشده مي‌باشد كه خود حكم نگهداري موقت بين كمر بالا و پايين مي‌باشد.

روش انباره‌اي در عمق‌هاي گوناگون و زياد تا 900 متر به اجرا درآمده است. درصد بازيابي اين روش حدود 80 درصد است.

يكي از نكات مهم كه براي اين روش ضروري است، شيب زياد ماده معدني است، زيرا ماده معدني كه در قسمت خالي ريخته مي‌شود در مراحل نهايي بايد تحت نيروي وزن خود از داخل بونكرهاي پايين كارگاه تخليه شود. در زاويه شيب كمتر از 90 درجه مشكل جمع‌شدن ماده معدني وجود دارد و در شيب كمتر از 50 درجه اين روش كاربردي ندارد.

روش انباره‌اي روشي با توليدمتوسط، هزينه پایین، غيرمكانيزه و به مهارت و تخصص و كنترل نيارمند است و از طرف ديگر ماده معدني پس از استخراج مدت زماني را در كارگاه محبوس مي‌ماند. اين روش جايي به كار مي‌رود كه مكانيزه كردن آن محل با روش‌هاي ديگر با توليد بالا امكان‌پذير نباشد و معمولاً اين روش را براي لايه‌هاي پرشيب و با عيار بالا به كار مي‌برند. در آمريكا حدود يك درصد از مواد معدني با اين روش استخراج مي‌شوند.

ابعاد كارگاه استخراج در اين روش متأثر از شكل و اندازه كانسار است. دركانسارهاي نسبتاً نازك يا باريك، كارگاه به صورت طولي و در كانسارهاي مواد معدني عريض، كارگاه‌ها به صورت عرضي قرار مي‌گيرند.

شرایط کاربرد روش استخراج انباره ای:

 

این روش استخراج معمولا برای کانسارهای رگه ای باریک و در بسیاری از موارد کانسارهایی که سایر روشهای استخراج برای آنها قابل استفاده و یا اقتصادی نباشند به کار می رود .

ویژگی های مهم برای استفاده از این روش عبارتند از :

 1)      شیب  :

زاویه شیب ایده آل برای کاربرد این روش 90 درجه میباشد و شیب های کمتر از 90 و تا حدود 70 درجه نیز برای استفاده از این روش مطلوب است . هرچه زاویه به 90 نزدیکتر باشد شرایط بهتری ایجاد می شود.

علت این امر سادگی و روان تر شدن تخلیه مواد استخراجی تحت زاویه شیب می باشد .

 2)      ضخامت :

ضخامت رگه ای کانسارهای مناسب برای این روش از 1 تا 3 متر متغیر می باشد اما کانسارهایی که ضخامت آنها بین3 الی20 مترباشد مطلوبتراند .

انتخاب ضخامت در روش  انباره ای خود به شرایط زیر بستگی دارد  :

الف ) پایداری کانسار  ب ) پایداری کمر بالا بدون نگهداری 

 3)      یکنواختی  :

 کانسار باید نسبتا یکنواخت بوده و تغییرات شیب و ضخامت آن کم باشد . چرا که در غیر این صورت جریان مواد به سمت پایین در نقاطی که ضخامت کم می باشد کند شده و مانعی در جهت تخلیه مواد خواهد بود  .

 4)      پایداری ماده معدنی  :

 در روش استخراج انباره ای کانسنگ باید کاملا" پایدار و مقاوم باشد .

استحکام ماده معدنی در این روش بیشتر از سایر روشها اهمیت دارد چراکه در این روش کارهای استخراجی بالای سر کارگر قرار دارد وبه  منظور ایمنی بیشتر در این روش استحکام بیشتر ماده معدنی نسبت به سنگ دیوار بسیار حائز اهمیت می باشد .

ارتعاش حاصل از ماشین آلات چالزنی نیز میتواند هرگونه مواد سست ر ا به پایین بیندازد و مشکل ایمنی برای کارگران ایجاد نماید بنابراین ماده ی معدنی باید کاملا" پایدار باشد و علاوه بر این پس از عملیات آتشباری و قبل از شروع عملیات چالزنی کار لق گیری کاملا انجام شود.

 5)      پایداری دیواره ها :

در این روش سنگ دیوار نیز باید محکم باشد، البته استحکام دیواره می تواند کمی پایین تر از استحکام ماده معدنی نیز باشد .

گاهی اوقات برای استحکام بیشتر دیواره ها در داخل کارگاه پیلار  باقی می گذارند تا کارگاه بسته نشود .

6)      خواص فیزیکی ماده معدنی :

ماده معدنی باید فاقد خواص فیزیکی  نامطلوب از قبیل  خود سوزی٬ چسبندگی  و آبداری  باشد .

 

آماده سازي :

ابتدا تونل  ( 1 ) را حفر مي كنيم و سپس با گذاشتن يك لنگه ، دويل ( 2 ) را حفر مي كنيم . اين دو دويل به تهويه ي هم كمك مي كنند  . سپس با ارتفاع  5 m  از سقف تونل  ( 1 ) يك   under cut

حفر مي كنيم .

 

نكته ها :

1- عرض  under cut   برابر ضخامت ماده ي معدني است ولي عرض تونل  transport   ارتباطي با ضخامت ماده ي معدني ندارد .

 

2- اين روش يك روش  selective mining    است و بيشترين طراحي در داخل معدن صورت مي گيرد .

ودر صورتيكه عيار و خصوصيات قسمتي از ماده ي معدني براي ما مناسب نباشد الزامي به استخراج ان نداريم و مي توانيم آن را به صورت لنگه باقي گذاريم .

 

3- اصطلاح پل زدگي :

اين عامل يك عامل محدود كننده در ارتفاع كارگاه استخراج مي باشد و با افزايش ارتفاع ، وزن مواد نابرجا زياد و باعث گير كردن و متراكم شدن مواد و در نتيجه از دست دادن آنها مي شويم .

 

معایب پل زدگي :

                     1- امكان از دست دادن مواد معدني

                     2- امكان ريزش ناگهاني وجود دارد كه ممكن است آماده سازي هاي انجام شده مانند     

                         بونكرها حتي تونل  transport     تخريب شود .

نكته :

 

در شرايطي كه احتمال پل زدگي وجود داشته باشد ارتفاع كارگاه استخراج را كمتر  در نظر مي گيرند .

 

عوامل مؤثر در پل زدگي :

 

1- رطوبت                          2- نوع ماده ي معدني

 

نكته :

هرچه دانه بندي غير يكنواخت تر باشد پل زدگي بيشتر مي شود .

راه هاي جلوگيري از پل زدگي :

 

1- سرعت بالاي تخليه                             2- تخليه ي تك به تك سيستم هاي تخليه

3- شروع تخليه از سمت كمر پايين و ادامه ي آن به طرف كمر بالا

در مرحله ي تخليه ي نهايي چنانچه پل زدگي ايجاد شده باشد ، تا حد ممكن با فشار آب از بالاي كارگاه و انجام آتشباري ثانويه آن را از بين مي برند .

 

نكته :

چنانچه تصميم بر پر شدن كارگاه باشد ، بهتر است كه پر شدن به طور همزمان انجام شود چون ديواره هاي كارگاه پس از تخليه روز به روز تغييرات شكل مي دهند و پر شدن آن هر چه ديرتر انجام شود تأثير كمتري خواهد داشت .

 

    مراحل استخراج:

چالزنی + خرج گزاری  +  آتشباری  +  تخلیه  +  تسطیح

 

      ابعاد کارگاه :

·        عرض کارگاه : 1- 30 متر ( بهترین 3- 20 متر می باشد )

·        طول کارگاه : 45 تا 90 متر ( کمتر از 45 متر هم ممکن است باشد )

·        ارتفاع کارگاه : 60 تا 90 متر ( کمتر از 60 متر هم ممکن است باشد ولی قیمت تمام شده به ازای واحد تولید بالا خواهد رفت )

 

     عدم مکانیزاسیون روش:

·        سطح ناصاف ماده ی معدنی خرد شده و عدم استحکام آن پس از عملیات آتشباری

·        کوچک بودن فضا برای ماشین آلات بزرگ مکانیزه

·        عدم تخلیه مواد به دلیل فشرده شدن در اثر رفت و آمد ماشین آلات

       شرایط نا مطلوب برای روش انباره ای:

·        ماده معدنی سخت باشد ( آن قدر سخت باشدکه به راحتی کنده نشود )

·        ضخامت کانسار کم باشد

·        کانسار یکنواخت نباشد.

 

 

مقايسه ي روش استخراج انباره اي و روش استخراج از طبقات فرعي :

 

1-  در اين روش انباره اي احتمال گير كردن بونكرها خيلي كم است زيرا سنگ كنده شده در كف كارگاه مي ريزد و در صورت درشت بودن مي تواند آن را به راحتي خرد كرد در حالي كه در روش

Sub level stoping     مواد كنده شده در داخل بونكر ها مي ريزند.

 

2- در روش انباره اي بازيابي لنگه ها را مي توان انجام داد ← در صورتي كه كمر بالا و كمر پايين مقاوم باشد و احتمال ريزش وجود نداشته باشد .

 

    * اگر قرار باشد به جاي روش استخراج انباره اي از روش ديگري استفاده نماييم مي توانيم از دو روش زير استفاده كنيم :

 

اگر كمر بالا مقاوم تر از ماده ي معدني باشد از روش  :  1- sub level stoping                           

اگر ماده ي معدني قابليت خود سوزي داشته باشد :  2- cut & fill                                          

 

 

تخلیه نهایی:

1-  در پايان استخراج در شرايطي كه احتمال ريزش وجود داشته باشد مجبوريم به طرق مختلف فضاي استخراج شده را پر كرد .

2- جهت تخليه ي مناسب و بروز گرفتگي از فشار آب 5-10 kg .cm   با نازل هايي به قطر        2-3 cm  استفاده مي شود .

3-  تخليه مواد ممكن است از تمتم  draw point   ها يا از تك تك آنها صورت مي گيرد .

در صورتي كه فشار آب جهت تخليه كم و دبي آن زياد باشد ايجاد گل و لاي خواهد كرد كه خود تخليه را مشكل تر مي كند هرچه سرعت تخليه بيشتر باشد احتمال پل زدگي كمتر خواهد بود .

4-  در صورتي كه احتمال پوسته ، پوسته شدگي وجود داشته باشد ،بهتر است تخليه ي همزمان صورت گيرد ، كه در اين صورت اختلاط ماده ي معدني و باطله وجود دارد اما اختلاط ماده ي معدني از حالتي كه  draw point   ها به صورت تك تك تخليه انجام مي شود ، كمتر خواهد بود .

5-  در صورتي تخليه به صورت تك تك انجام مي گيرد كه نرخ توليد زياد مد نظر نباشد و احتمال پل زدگي كمتر باشد ، از ويژگي هاي اين روش است . گل شدگي كمتر اتفاق مي افتد زيرا به هرحال آب از يك مكان خارج مي شود.

پر كردن نهايي  stop  ها براي كنترل زمين بسيار مهم است و به 3 روش :

هيدروليكي ، پنوماتيكي و دستي و يا به صورت همزمان و غير همزمان انجام مي شود .

6-  در اين روش  out put per man shift ( o.m.s )   ( مقدار استخراج به ازاي هر نفر در شيفت )

فوق العاده كم است چون درجه ي مكانيزاسيون آن از ساير روش ها كمتر است .

در شرايط بد تقريباً   10 ton  در هر شيفت و در شرايط مساعد ممكن است تا   20 ton  در هر شيفت استخراج شود .

در اين روش احتمال ترفيق شدگي زياد است و براي رفع اين مشكل قبل از آتشباري يك سري ورقه هاي فلزي ،پهن مي كنند و ايجاد يك فصل مشترك بين مواد معدني و مواد پر شده مي كنند .

 

 

مزايا
1) بيرون كشيدن مواد از كارگاه تحت نيروي ثقل.
2) كاربرد روش در معادل كوچك به دلیل سادگی روش.
3) ميزان توليد متوسط تا کم.
4) سرمايه‌گذاري پايين.
5) احتياج به نگهداري كم.
6) بازيابي نسبتاً خوب (75 تا 80 درصد) و اختلاط باطله کم (زیر 10 درصد)

 


 معايب
1) راندمان توليد پايين تا متوسط (در آمريكا 5 تا 10 تن به ازاي هر نفر در شيفت)
2) هزينه استخراج متوسط تا نسبتاً بالا (به طور نسبي 50 درصد)
3) مكانيزاسيون مشكل.
4) ماده معدني در معرض اكسيدشدن قرار مي‌گيرد.

5) شرایط سخت کاری بخصوص در معادن کوچک و رگه های باریک

6) وجود ریسک از دست دادن ماده معدنی انبار شده

7) عدم امکان فروش  60 تا 70 درصد از ماده معدنی تا قبل از اتمام عملیات استخراج

 

 

 

 

 

 

 

Shrinkage Stoping

In shrinkage stoping ore is excavated in horizontal slices, starting from the bottom of the stope and advancing upward. Part of the broken ore is left in the mined-out stope, where it serves as a working platform for mining the ore above and to support the stope walls.Through blasting, rock increases its occupied volume by about 50%. Therefore, 40% of the blasted ore must be drawn off continuously during mining to maintain suitable headroom between the back and the top of the blasted ore. When the stope has advanced to the upper border of the planned stope, it is discontinued, and the remaining 60% of the ore can be recovered.Smaller ore bodies can be mined with a single stope, whereas larger ore bodies are divided into separate stopes with intermediate pillars to stabilize the hanging wall. The pillars can generally be recovered upon completion of regular mining. Shrinkage stoping can be used in ore bodies with

  • Steep dips (the dip must exceed the angle of repose),
  • Firm ore,
  • Comparatively stable hanging wall and footwall,
  • Regular ore boundaries,
  • Ore that is not affected by storage in the stope (certain sulfide ores tend to oxidize and decompose when exposed to the atmosphere).

The development for shrinkage stoping consists of

  • A haulage drift along the bottom of the stope,
  • Crosscuts into the ore underneath the stope,
  • Finger raises and cones from the crosscuts to the
    undercut,
  • An undercut or complete bottom slice of the stope
    5 to 10 m above the haulage drift, and
  • A raise from the haulage level passing through the
    undercut to the main level above to provide access and ventilation to the stope.

The development of the bottom section of the stope can be simplified in the same way as for sublevel stoping--the finger raises are deleted, and the cross-cuts are developed for drawpoint loading.

Drilling and blasting are carried out as overhead stoping. The rough pile of ore in the stope prevents the use of mechanized equipment. Standard practice is to use air-leg rock drills and stoper drillers.

The traditional ore handling system in shrinkage stoping entails direct dumping of ore into rail cars from chutes below the finger raises. Shovel loaders are more effective in conjunction with a drawpoint loading system.

Shrinkage stoping was a common and important method in the days when few machines were employed in underground mining. Its advantage is the fact that the ore could be dumped directly into cars through the chutes, eliminating hand-loading. This is of little importance today, and the drawbacks--that is, the method is labor intensive, working conditions are difficult and dangerous, productivity is limited, and the bulk of the ore remains stored in the stope for a long period of time--have resulted in the replacement of shrinkage stoping by other methods. Sublevel stoping, vertical retreat stoping, sublevel caving, and cut-and-fill mining are methods that usually can be applied under similar conditions.

Shrinkage stoping remains, however, as one of the methods that can be practiced with a minimum of investment in machinery and yet is still not entirely dependent on manual capacity.

سه شنبه, 27 خرداد 1393 ساعت 09:37

روند احداث تونل رسالت

 

 

                                                      تهیه کننده : عسکرزاده                                                          

93/3/2

 

 

 

 

دوشنبه, 26 خرداد 1393 ساعت 12:19

زمین شناسی عمومی و محدوده مورد مطالعه

                                     تهیه کننده : عسکرزاده                                       تاریخ:93/2/30

 

زمین شناسی عمومی ومحدوده مورد مطالعه

کانيهاي موجود در پوسته زمين به جهت اهميت و ارزشي که براي انسانها به همراه داشته اند همـــواره مورد توجه انسان بوده است و تلاش براي يافتن کانسارهاي جديد و يا گسترش و استفاده هر چه بيشتر از کانســـارهاي موجود همچنان ادامه دارد.


با توجه به پيشـــرفت روز افزون تکنولوژي و استفاده از اين مواد در صنايع مختلف به عنوان ماده اوليه يا مواد مورد نياز هم اکنون کانيهاي اقتصادي يکي از ارکان اصلي در اقتصاد هر مملکت محسوب ميشوند.

يکي از مهمترين موادي که در صنعت و رشد اقتصادي يک کشور نقش بسزايي دارد، آهن مي باشد. آهن جز لاينفک و مهمترين ماده در صنايع فولاد سازي است صنعت فولاد هم اکنون جز صنايع مهم و استراتژيک هر کشور است که بي شک در توسعه وپيشرفت آن کشورنقش بسزايي دارد قابل ذکر است که صنعت فولاد از چنان اهميتي برخوردار است که از آن به عنوان صنعت مــادر نيز نام برده مي شود.
فراواني آهن در طبيعت به حدي است که اين عنصر در رده بندي فراواني فلزات دومين فلز موجود در پوسته زمين به شمار مي رود . پراکندگي کانسارهاي آهن به صور مختلف ماگمايي و گرمابي و رسوبي است که از نظر ارزش اقتصادي نوع ماگمايي و رسوبي اهميت زيادي دارند .
بعلت فراواني آهن در پوسته زمين تقريبا در تمام قاره هاي کره زمين کانسارهاي آهن يافت ميشود و به همين جهت اين کانسارها کم و بيش در هر کشوري اکتشاف و بهره برداري مي شوند.
ترکيبات مختلف آهن بصورتهاي بسيار مختلفي مي باشد که از ميان اين ترکيبات بيشمار تنها کاني هاي معدودي از نظر اقتصادي حائز اهميت مي باشند بعضي از اين ترکيبات عبارتند از :
- مگنتيت : با فرمول اين کاني يک ترکيب اکسيدي است که داراي وزن مخصوص 7/5 و به رنگ سياه مي باشدکه در سيستم بلور شناسي کوبيک متبلور مي شود و داراي بيشترين ارزش اقتصادي در بين کاني هاي آهن مي باشد اين کاني داراي خصوصيت مغناطيسي بسياربالايي ميباشد و به شدت خاصيت مغناطيسي از خود نشان ميدهد.


- هماتيت : با فرمول اين کاني نيز يک ترکيب اکسيدي است که داراي وزن مخصوص 2/5 و به رنگ قهوه اي مي باشدکه در سيستم بلور شناسي تتراهدرال متبلور مي شود و بعد از مگنتيت از ارزش اقتصادي بيشتري برخوردار است متاسفانه هم اکنون بازيابي و فرآوري آهن از اين کاني در کشورما انجام نمي شود هر چند تحقيقاتي در اين زمينه در حال شکل گيري است که بهترين مثال آن طرح گندله سازي شرکت گل گهر است که جهت بازيافت و فرآوري آهن از هماتيت مي باشد.
شايد به جرات بتوان گفت که دو کاني فوق مهمترين و اقتصادي ترين کاني هاي آهن مي باشند هر چند که کاني هاي ديگري نيز از آهن وجود دارد که از لحاظ اقتصادي چندان مهم نيستند مثل ليمونيت ، گوتيت وشاموزيت و...


عيار کانسارهاي آهن ايران بين 50 تا 60 درصد مي باشد که از نظر ميزان استاندارد جهاني از وضعيت مطلوبي برخوردار است مهمترين کانيهايي که همراه کاني هاي آهن يافت مي شوند کانيهاي ايلمنيت و آپاتيت و گاهي سولفيدها و کانيهاي مختلف مس مي باشد که بسته به نوع کانسار ( ماگمايي يا رسوبي يا ...) کانيهاي پاراژنز همراه کانه آهن تغير مي کند .
در حال حاضر پنج سازند آهني در ايران شناخته شده است اين سازندها عبارتند از :
الف) مگنتيت  


ب ) مگنتيت – هماتيت


ج ) هماتيت – سيدريت


د ) ليمونيت


ه ) هماتيت قهوه اي



قطعا ذخاير مگنتيتي از ارزش اقتصادي بيشتري نسبت به ساير سازندهاي گفته شده دارد ذخاير عمده مگنتيتي در ايران مرکزي قرار دارند مشابه اين سازندها در نواحي ديگر کشور نظير سمنان و سيرجان نيز وجود دارد.


بر اساس برداشتهاي مغناطيس سنجي هوابرد و بررسيهاي زمين شناسي که بر روي مناطق آهن خيز ايران در سالهاي اخير انجام شده است پراکندگي مناطق آهن خيز ايران رامي توان به شرح زير تقسيم کرد:
الف ) کمربند زنجان – سمنان – مشهد


ب ) کمربند انارک – بافق – کرمان


ج ) کمربند همدان – اصفهان – سيرجان


د ) حوضه بندرعباس

 

شرح مختصری درمورد زون سنندج –سیرجان

مقدمه

سنندج –سیرجان باریکه ای ازجنوب غربی ایران میانی است که دربلافصل شمال خاوری راندگی اصلی زون زاگراس قراردارد ویژگی های سنگی وساختاری زون سنندج –سیرجان معرف یک گودی ژرف و یا کافت میانه بلوک درسپرپرکامبرین ایران وعربستان است به همین رو ویژگی های زمین شناختی آن با پهنه های مجاور تفاوت های آشکاردارد.

درازای زون سنندج –سیرجان حدود 1500 و پهنای آن تا 150 تا 250 کیلومتراست که ازباختر دریاچه ارومیه آغازمی شود و دریک راستای شمال غربی – جنوب شرقی تا گسل میناب درشمال بندرعباس ادامه می یابد نیازبه یادآوری است که درپهنه مکران باریکه ای از پوسته قاره ای به نام کمپلکس دورکان وجود دارد که مک کال آن را ادامه شرقی زون سنندج –سیرجان می داند .درجهت شمال غرب گودی درون قاره ای سنندج –سیرجان تا جنوب شرقی ترکیه ادامه دارد که پس ازتغییری درروند آن تا ماسیف بیتلیس ادامه می یابد.

برخلاف مرز جنوب غربی که با راندگی اصلی زاگرس مشخص می شود ارتباط  شمال شرقی سنندج –سیرجان با مناطق دیگرایران میانی به دلیل پوشش گسترده سنگ های ترشیری و کواترنر تغییرات جانبی رخساره ها و نیزدگرشکلی های پیچیده به خوبی مشخص نیست فروافتادگی های دریاچه ارومیه ،توزلوگل ،گاوخونی و جازموریان فصل مشترک تقریبی سنندج –سیرجان با ایران میانی است .

تکتونیک و فعالیت سنندج –سیرجان

راستای مستقیم سنندج –سیرجان درفاصله دریاچه ارومیه و اسفندقه به طورمحلی نمایانگر سامانه ای راستالغز است درراستای جنوبی این ناحیه گسلهای مستقیمی مانند آباده ،ده شیر،شهربابک و بافت مشخص اند که بعضی ازآنها نشانگر جابه جایی امتداد لغز راستگرد دررسوبات کواترنری می باشند همخوانی روند ساختاری یکسانی الگوی ساختاری ،چیرگی راندگی ها به ویژه پذیرش الگوی استاندارد مناطق کوهزادی درزون های برخوردی سبب شده است تا زمین شناسانی مانند فالکن ،بروو ریکو،هینز و مک کوییلن ،فرهودی و علوی سنندج –سیرجان را زیر زونی ازکوهزاد زاگرس بدانند ولی ترتیب رسوبات چارچوب زمین ساختی و به ویژه رویدادهای زمین ساختی و فعالیت های ماگمایی –دگرگونی سبب شده است تا گروهی بزرگ از زمین شناسان ویژگی های سنندج –سیرجان را با مناطق پرتحرک مرکزو شمال ایران قیاس کرده و آن را زیرزونی ازایران میانی بدانند.با این حال تفاوت هایی مانند پیروی ازروند ساختمانی زاگرس ،نبود نسبی سنگ های آتشفشانی دوره ترشیری ،محدودیت گسترش سنگ های ترشیری ،فراوانی نفوذی های  گرانیتی –دیوریتی مزوزوئیک و سنوزوئیک ،فراوانی نسبی سنگ های آذرین بیرونی پالئوزوئیک سیلورین – دونین –پرمین ،عملکرد احتمالی رویدادهای زمین ساختی پیش ازپرمین وسرانجام دگرگونی به نسبت پیشرفته جنبش های سیمرین پیشین از ویژگی های بارز سنندج –سیرجان است که وابستگی آن را با زون های مجاور پرسش آمیز  و مستقل دانستن آن را پیشنهاد می کند ویژگی های بارز سنند ج –سیرجان به ویژه فرایندها ی دگرگونی آن درهمه جا یکسان نیستند درنیمه جنوب شرقی این زون پدیده های دگرگونی به طورعمده حاصل عملکرد کوهزایی سیمرین پیشین است درحالی که درنیمه شمالی آن رویدادهای سیمرین میانی به ویژه کوهزایی لارامید ازعوامل پلوتونیسم و دگرگونی هستند به همین دلیل افتخارنژاد زون سنندج –سیرجان را به دو بخش سنندج –همدان و همدان –سیرجان تقسیم می کند.

تاریخچه چینه نگاری سنندج –سیرجان

درزون سنندج –سیرجان پدیده های دگرگونی ،ماگماتیسم و زمین ساخت پی درپی وهم آهنگ با فازهای زمین ساختی شناخته شده درمقیاس جهانی دربیشترین مقداراست به همین رو این زون ناآرام ترین و به گفته ای دیگر پویا ترین پهنه زمین ساختی ایران است .

درباره پی سنگ پرکامبرین این پهنه اطلاع روشنی دردست نیست درپاره ای ازگزارش ها پی سنگ متشکل ازآمفیبولیت ،گنیس و آمفیبولیت شیست دانسته شده است سبزه ئی پی سنگ پرکامبرین سنندج –سیرجان را با نواحی رودان قیاس کرده و پی سنگ را نوعی پوسته اقیانوسی می داند .

ازاواخر پالئوزوئیک پیشین این زون به حوضه ای درحال نشست تبدیل و با نهشته ها ی آواری انباشته شده است نیروهای کششی موثر درفرونشست موجب ظهور وخروج ماگماهای بازالتی ازنوع قلیایی قاره ای شده که اوج آن دردونین بالایی است .نبود سنگ های کربونیفر بالایی نشان می دهد که حرکت های خشکی زای فلات ایران همچنان براین زون اثرگذار بوده است که بارزترین اثرآن ،ایجاد پستی و بلندی است ولی تیله و همکاران براین باورند که فازهرسی نین همرا ه با دگرگونی بوده است .

مجموعه پرمین زون سنندج –سیرجان کم وبیش با ایران مرکزی همانند است ولی سنگ های شیلی پرمین دراین پهنه بیشترند و دربرخی نقاط مانند حاجی آباد ،اقلید،گلپایگان و مریوان با دیابازهای قلیایی و بازالت همراه است به جزموارد نادرسنگ های پرمین را شیست های تریاس بالا –ژوراسیک پوشانده اند و شواهد موجود گویای این است که درمیانه های تریاس حوادثی بس مهم روی داده که درنتیجه آن سنگ های زون سنندج –سیرجان دچاردگرگونی دینا موترمال شده اناد که تا رخساره آمفیبولیت پیشرفته و دراعماق پایین تر به ذوب آنا تکتیک رسیده است .ازآغاز  تریاس پسین تا کرتاسه پسین درفرونشست ژرف سنندج –سیرجان رسوبات آواری و گاه کربناتی همراه با سنگ های ماگمایی انباشته شده است این توالی ها درتأثیرفازکوهزایی لارامید قرارگرفته اند که حاصل آن پایداری و سخت شدن بخش های شمال باختری زون سنندج –سیرجان است به گونه ای که درنواحی باخترارومیه ،میاندواب ،بوکان و مهاباد،رسوبات آهکی الیگوسن – میوسن (سازند قم) چین خوردگی ملایم و دامنه کوتاه دارند به جزچند ناحیه درزون سنندج –سیرجان سنگ های سیستم ترشیری گسترش چندان ندارند.

ازدیدگاه ژئو دینامیکی شیخ الاسلامی نکته های زیررا باوردارد.

الف – بازشدگی درون قاره ای به سن پالئوزوئیک درحاشیه شمالی گندوانا

ب- جدا شدن ورق ایران ازگندوانا درحاشیه جنوبی خود به دنبال بازشدگی تتیس جوان پس از پرمین میانی

ج- ازآغاز تریاس پسین سنگ کره اقیانوسی تتیس جوان دراثر فرورانش درزیر ورق ایران شروع به ازمیان رفتن کرده است ازاین زمان به بعد سنندج –سیرجان یک گوه برافزایشی را شکل داده است .

د- بسته شدن تتیس جوان درانتهای مزوزوئیک دراین زمان حاشیه قدیمی ایران (سنندج –سیرجان) با مجموعه دگرگون همراه با افیولیت های تتیسی برروی حاشیه قدیمی عربی –گندوانایی رانده شده اند.

با توجه به دیرینه جغرافیایی گفته شده می توان پذیرفت که زون سنندج –سیرجان دارای یک زمینه ساختاری اصلی است که از پرکامبرین پسین باکافتن آغاز شده و درکوهزایی سیمرین پیشین با وارونگی زمین ساختی پایان یافته و سپس حوضه های توربیدیتی مزوزوئیک درتریاس پسین شکل گرفته و درفاز سیمرین میانی و یا لارامید بسته شده است همه سنگ های سنندج –سیرجان را می توان درسه واحد زمین ساختی – چینه نگاشتی پرکامبرین پسین –تریاس میانی ،تریاس بالایی –کرتاسه و مجموعه ترشیری جای داد.

 

 

استان کرمان پهناورترین استان کشور بوده که بین طول های جغرافیایی 54 تا 59 درجه و عرض های جغرافیایی 26 تا 32 درجه شمالی و درجنوب شرق ایران قرارگرفته است این استان ازنظرزمین شناسی درزون ایران مرکزی واقع شده و درقسمتی ازشرق خود با بلوک لوت که جزو زون های شرق وجنوب شرقی ایران است استان کرمان ازلحاظ تکوین زمین شناسی اکثر پدیده ها را درخودثبت کرده و سنگ های مربوط به اکثر ادوار زمین شناسی ازپرکامبرین تا عهد حاضر و ازآذرین تا دگرگونی دراین منطقه وجود دارند که درامتداد واحدهای ساختاری اصلی ازشمال غرب به جنوب شرق گسترده شده اند دیمیترویویچ براساس ویژگیهای چینه شناسی و ساختاری این استان را به پنج قسمت تقسیم کرده است.

1-نوار رفسنجان شامل بلوک مراد و جوپارو گوک

2- کمربند دهج –ساردوئیه

3- کمربند آمیزه های رنگین

4- منطقه اسفندقه – سبزواران

5- کمربند سیرجان

کمربند سیرجان درمقیاس وسیع تر متعلق به کمربند سنندج- سیرجان می باشد درمرز بین کمربند سیرجان و کمربند دهج – ساردوئیه زون آمیزه رنگین وجود دارد.

کمربند دهج – ساردوئیه بخش جنوب شرقی وبیشترین حجم ماگماتیسم کمربند ارومیه – دختر را به خود اختصاص داده است. رشته کوههای دهج –ساردوئیه متعلق به حاشیه بلوک لوت می باشد. منطقه اسفندقه – سبزواران تقریباً شبیه به کمربند سیرجان است هردو واحد حاوی سنگ های دگرگون شده باسن نامشخص است امتداد ساختارهای اصلی درهردوشبیه است کمربند رفسنجان بوسیله گسل های ناحیه ای به بلوک های مراد و جوپار و گوک تقسیم می شود سن سنگ های این کمربند ازاواخر پرکامبرین تا نئوژن تغییرمی کند کمربند آمیزه های رنگین یک کمپلکس افیولیتی آشفته است که درمنطقه کرمان به صورت کمربند باریکی ازورقه کمرود درشمال غرب تا کوه بحرآسمان درجنوب شرق ادامه می یابد و درآنجا به طورناگهانی ناپدید می شود درحالی که درمناطق متعددی درامتداد این کمربند افیولیت ها زیررسوبات قرارگرفته اند گستره نقشه ازدیدگاه زمین ساختاری درجنوب باختری زون ساختاری ایران مرکزی قراردارد وجود گسل های فعال با امتداد شمال باختری –جنوب خاوری نشان میدهد که رویدادهای زمین ساختی دراین گستره مانند سایر نقاط ایران مرکزی فشارهای پی درپی را پس از کرتاسه و دوران سوم برمنطقه اعمال نموده است .

دراین منطقه درجنوب غرب تا شمال غرب منطقه پوشش آبرفتهای عهد حاضربه چشم می خورد به تدریج به سمت مرکز و دامنه های شمال شرقی منطقه نزدیک می شویم به سنگ های آذرین می رسیم این واحدهای سنگی دردامنه برآمدگی شرق منطقه مشاهده می شود .

زمين شناسي ناحيه تركيبي است بيشتر از لايه هاي كرتاسه كه روي آنها را ماسه سنگها وتوده هاي ومكانيكي، كرتاسه پاييني ولايه هاي پليوسن- ميوسن در بعضي نقاط پوشانده اند. نواحي وسيعي را نهشته هاي كواترنري در برگرفته اند، سنگهاي رسوبي در ناحيه كوچكي در جنوب غربي ديده مي شوند وشامل فيليت- سر سيت- پشت دار ميباشد كه سن آنها شناخته شده نيست كرتاسه پائيني در شمال شرقي وجنوب غربي ديده مي شوند كه از ديگر واحد ها توسط دشت بصورت تكتونيكي جدا شده اند وشامل سكانسي از اسليت وماسه سنگ با دگرگوني ضعيف وماهيتي توربيديتي سنگ كنگلومرا، كوارتزيت ومتادياباز است.

درجه متوسط دگرگوني اين سنگها مطابق با فاسيس زئوليتي ميباشد. لايه هائي از كنگلومرا با قطعاتي از كوارتزيت، شيست، آهك دولوميتي ودياباز تا قطر نيم متر نيز در منطقه وجود دارد. دياباز در رسوبات كرتاسه پاييني بصورت لنزهاي كشيده وسيل ديده مي شوند. اين دياباز ها تحت اثر تكتونيك تغيير يافته وانواعي از آلبيتيزاسيون پلاژيوكلازها، كلريتيزاسيون وكربناتيزاسيون قطعات مافيك در آنها ديده ميشود.

سنگهاي پليوسن كه زير واحدهاي ميوسن- بالايي قرار دارند از لايه هاي ميوسن پاييني توسط گسل جدا شده اند. پايين ترين واحد سكانس را سنگهاي متابازيك وشيست هاي بدون فسيل تشكيل مي دهند اين واحد شامل تناوبي از سنگهاي متاگابرو، آمفيبول شيست، فيليت، ميكاشيست ومقداري كالك شيست ميباشد. اين واحد را دايك ها وسيل هاي زيادي از جنس، كوارتز ديوريت و دولوميت اندكي دگرگون شده قطع مي كنند. فليت وكالك شيست هائي با ضخامت 600 متر روي اين واحد سنگ آهك، سنگ دايك هاي متبلور ودولوميت با وسعت زياد قرار مي گيرد. سنگ آهكهاي متبلور عضو اصلي اين واحد ميباشند مرمرهاي آن سفيد وشكري هستند.                                                                                            

بر روي آخرين واحد ذكر شده، آهكهاي پرمين مياني تا بالايي بصورت نا پيوسته قرار ميگيرد كه عمدتاً توده اي بوده وشامل لنزها وقطعاتي از جنس چرت مي باشند ورنگ آنها سياه تا خاكستري است.      

آهك هاي خاكستري تا قهوه اي با سن ژوارسيك بالايي- كرتاسه پائيني بصورت نا پيوسته بر روي لايه هاي پالئوزوئيك قرار ميگيرند كه عمدتاً لايه بندي واضحي را نشان داده ودر بين آنها لايه هايي از ماسه سنگ توفي با رنگ قرمز تا قهوه اي ولايه هاي نازكي از چرت قرمز رنگ ديده مي شود.                

در شمال شرقي آهك هاي كرتاسه بالايي وسنگهاي آذرين بازي آميزه رنگين بچشم ميخورد.                

ماسه سنگها وآهكهاي مرجاني اليگوسن- ميوسن در شمال وجنوب غربي قرار دارند.                       

نهشته هاي كواترنري بصورت دشت، تراسهاي آبرفتي رسوبات رودخانه اي، كوير (رسي، ماسه هاي با پوشش نمكي با ضخامت بيش از 10 سانتيمتر) ونهشته هاي ماسه اي ديده ميشوند.                         

آزمایشات تجربی و صنعتی :

همانطورکه می دانیم آزمایشات صنعتی و ارسال مقداری ازماده معدنی درحین عملیات اکتشاف به خصوص درمورد مواد معدنی مثل آهن که درزمینه های مختلف مصرف دارد کاری بس ضروری است لذا با درخواست متقاضی درزمان مناسب وتأیید اداره کل معادن و فلزات استان واداره اکتشاف وگزارش کارشناسی مربوط مبنی برصدور مجوز برداشتی جهت ارسال مقدار متناسب و مکفی ازماده معدنی به خصوص موادی که دراثر ایجاد و احداث ترانشه ها و چاههای دستی جمع آوری شده احساس می شود این امر اولاً روشن می سازد که ماده معدنی درزمینه های مصرف تا حدودی اوضاع ماده معدنی را درنقاط مختلف معدن و درزمان بهره برداری روشن می سازد.

نکته مهمی که باید آورده شود اینکه بجز آزمایشات تجربی و صنعتی با ارسال نمونه ازنقاط مختلف معدن آزمایشات شیمیایی جهت تعیین درصد عناصر و درجه خلوص ،روی ذخیره این معدن ازنظر سطحی وعمقی باید به دقت انجام شود بطوریکه بهره برداری بعد ازعملیات اکتشاف بشکل کامل اوضاع کیفی و کمی نقاط مختلف ذخیره معدن را بداند و این امر باعث می شود با تناسب کامل خطر مصرف این ماده معدنی ازنظر درصد عناصر و درجه خلوص داشته باشد.

 

 

 

 

 

سه شنبه, 27 خرداد 1393 ساعت 09:57

انواع مواد منفجره(بخش سوم)

      تهیه کننده : عسکرزاده      

93/2/25


آشنایی با انواع مواد منفجره مورد استفاده در معادن و مصارف عمرانی (بخش سوم)

معدن 24: در ادامه سلسله مطالب مربوط به آشنایی با مواد ناریه به معرفی مواد ناریه مصرفی در معادن و مصارف عمرانی پرداخته و به اختصار توضیحاتی ارائه می گردد.

آنفو(A N F O)

آنفو: مخفف كلمه Ammonium Nitarte Fuel Oil بوده و ترکیبی از نیترات آمونیوم با مواد کربن دار مثل گازوئیل به نسبت 5/94% (نیترات) به 5/5% (گازوئیل) است.

طرز تهیه آنفو: به مقدار 5/94% نیترات آمونیوم را در یک ظرف توری شکل ریخته و به آرامی 5/5% گازوئیل به آن اضافه می کنیم و با پاروی چوبی به هم زده می شود. باید نیترات آمونیوم بیش از 5/33% نیترات داشته باشد. اگر بخواهیم آنفوی کمتری درست کنیم به نسبت 17 پیمانه نیترات آمونیوم ، یک پیمانه گازوئیل اضافه می شود. به طوریکه دانه های نیترات فقط چرب شود.

نكاتی مهم در مورد آنفو:

A: اگر دانه های نیترات در گازوئیل اشباع شود، قدرت آنفو کم می شود. همچنین سرعت آن نیز کاهش می یابد و رنگ ته انفجار (غبار حاصله ار انفجار) به صورت زرد لیمویی است. (تولید گاز سمی می کند).

B: اگر به دانه های نیترات گازوئیل کمی برسد، قدرت آنفو و سرعت انفجار کم خواهد شد و رنگ ته انفجار قهوه ای می شود.

C: اگر به دانه های نیترات آمونیوم به اندازه کافی گازوئیل برسد، عمل تجزیه و فعل و انفعالات شیمیایی به درستی انجام شده و رنگ ته انفجار سفید خواهد بود. در اصل تراز اکسیژنی صفر خواهد بود.

در هنگام خرج گذاری با آنفو به علت اصطکاک دانه های نیترات با هوا ، الکتریسیته ساکن تولید می شود ، که اگر نسبت به آن بی دقت باشیم امکان انفجار ناخواسته وجود دارد. همچنین الکتریسیته ساکن ممکن است در شخص خرج گذار حمل شده و یا در ماشین تجمع نماید که حتما باید آنفو تراک دارای زنجیر ارت گیر باشد.

بهترین روش جهت تخلیه الکتریسیته ساکن در بدن در زمان خرج گذاری و كار با مواد ناریه، زدن کف دستها به زمین است سرعت انفجار آنفو حدود 2700 تا 3400 متر بر ثانیه است كه این امر بعلاوه ارزانی و فراوانی ، آن را به یكی از پركاربردترین مواد انفجاری در معادن تبدیل كرده است. آنفو با دو رنگ در بازار قابل مشاهده است: زرد و سفید.

آنفو تولید شده با آمونیاک به رنگ سفید است و اگر با اوره درست شود به رنگ زرد می باشد. آنفویی که به رنگ زرد است زودتر از آنفوی سفید کلوخه می شود ولی ماهیت و عملکرد هردو آنها یکی است.

مشکل اصلی آنفو عدم مقاومت در برابر آب است. بطوریكه در چالهای آب دار عملا بصورت مستقیم قابلیت استفاده نداشته و باید در كیسه های پلاستیكی ریخته شده و اصطلاحا باتوم ساخته شود.

(بسته بندی آنفو)

پودر آذر

ترکیبی از TNT و نیترات آمونیوم است. همانند آنفو در مقابل آب مقاوت کمی دارد و سرعت متوسط انفجاری آن 3000 متر برثانیه است و معمولا به صورت فشرده استفاده می شود.

معمولا پودر آذر بصورت فله ای در سنگهای سخت و در کف چالها به عنوان خرج ته چال استفاده می شود.

اسلاری (SLURRY)

این ماده منفجره که از آن بعنوان ماده ژله ای یاد می شود ،در برابر آب مقاوم بوده و سرعت انفجاری خوبی دارد و برای معادن آب دار استفاده می شود. عیب این ماده این است که قدرت پایداری خوبی ندارد ، یعنی در انبار بیش از یکماه در مناطق سردسیر و بیش از دو هفته در مناطق گرمسیر نمی توان نگه داری نمود. سرعت انفجار آن 3500 متر برثانیه می باشد.

در سال های 1950 مخلو ط نیترات آلومنیوم و سوخت در معادن روباز به عنوان ماده منفجره بکار گرفته شد . این تر کیب مخصوصاً از نظر ارزانی بسیار ایده آل بود اما نقایص عمده آن عبارت بودند از : عدم مقاومت در مقابل آب ، وزن مخصوص کم ، قدرت نسبی کم و قطر بحرانی زیاد .

برای جبران این نقایص ، مواد منفجره ژله ای بر اساس آب و نیترات آمونیوم ساخته شده در حالی که اشکالات فوق برطرف شده است . این مواد در محیط مر طوب قابل استفاده اند و ایمنی کار با آن ها بالا می باشد و به دو دسته عمده ژله ای و امو لسیون تقسیم بندی می شوند.مقدارTNT بسته به قطر بحرانی و در جه حرارت محیط کار تغییر می کند . مثلاً برای قطر 3 اینچ در 30 درجه فارنهایت

تر کیب عمومی SLURRY عبارتست از : تی ان تی 25% ، آب 15% ، نیترات آمو نیوم 59% ، صمغ 5/0 تا 1 درصد آلومنیوم به منظور ازدیاد قدرت به آن اضافه می شود . اما اضافه کردن بیش از اندازه آلومنیوم سبب سفت شدن ماده ناریه سیال می شود . از صمغ ماتریکس ژله ای درست می شود و در نتیجه در مقابل آب مقاومت می کند و برای این که ژله فاسد نشود بایستی PH آن ثابت نگاه داشته شود . نیترات آمونیوم و سایر اکسید کننده ها مثل نیترات سدیم ، پر کلرات سدیم و پر کلرات آمونیوم به صورت حل شده و معلق در آب می باشند. سوخت های خنثی مثل گرد ذغال سنگ ، اوره ، گو گرد و هیدرو کربور ها نیز ممکن است به آن اضافه شود. برای کنترل ویسکوزیته اجسامی از قبیل دی کرومات پتاسیم و تترا بورات سدیم اضافه می شود.

وزن مخصوص اسلاری 25/1 الی 15/1 گرم بر سانتی متر مکعب می باشد و در بشکه های 25 کیلوگرمی تهیه و عرضه می شود. مایع آن ژله ای با دانه های قرمز زعفرانی می شود.

نكته مهم در خصوص اسلاری این است كه در زمان استفاده نباید به صورت دوفاز درآمده باشد. اسلاری در 4 تیپ تولید می شود: تیپ 10 – تیپ 20- تیپ 30- تیپ 10A

(شارژ چال توسط اسلاری)

بوستر

بوستر در لغت به معنای تقویت کننده است. پرایمر مسلح به چاشنی است و اگر بدون چاشنی انداخته شود بوستر نامیده می شود.

بوستر ماده منفجره بسیار قوی است که به شوک حساس است. مقاومت آن در آب زیاد بوده و با فتیله کورتکس 10 گرمی و 12 گرمی و بالاتر به خوبی منفجر می شود.

موارد استفاده از بوستر: در ایران از بوستر برای درست کردن لول فعال یا پرایمر برای چال های با خرج آنفو ، آذر و اسلاری کاربرد دارد. سرعت انفجار آن حدود 7000 متر برثانیه است.

بوسترهای پنتولیت با وزن های 3/1 ، 2/1 ، 1 ، 5/1 و 2 پوند استفاده می شود. (هر پوند=450 گرم)

ترکیبات بوستر: پتن + تتریل + نیترات آمونیوم


 

منتشر شده توسط سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران در تاریخ ۱۳۹۱ دوشنبه ۱۶ بهمن

کدخبر:3740منبع:سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایرانتاریخ انتشار:۱۳۹۱ شانزدهم بهمنلینک خبر: http://www.www.madan24.com/Pages/News-3740.aspx

Description: http://www.madan24.com/App_Themes/default/img/pbt.gif

صفحه1 از13