سعیده عسکرزاده

سعیده عسکرزاده

دوشنبه, 23 دی 1392 ساعت 11:32

ماشین آلات ویژه معادن رو باز

تهیه کننده : رمضانی                       

 

                      

شاول نوع دراگ لاین و الکتریکی

 

                                                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دامپ تراک ها

دامپ تراک ها ...کامیون هایی هستند که در معادن بکار گرفته می شوند.از انواع مختلفی بر خوردارند...با ظرفیت های گوناگون.

بطور کلی هر چه ظرفیت آنها بیشتر باشد برای کار در معدن بزرگ بهینه ترند.منبع تغذیه آنها نیروی دیزلی و الکتریکی است.در زیر بزرگترین تراک وهمچنین توضیحاتی کلی در مورد این تجهیزات می خوانید.

موتور های دیزل درسته که ۷۰ ٪ انرژی رو تلف میکنن ولی ذخیره انرژی (سوخت یا گازوئیل) بسیار راحت تر ارزون تر و کم جا تره
موتور های الکتریکی با اینکه که ۳۰٪ انرژی تلف میکنن تا به انرژی مکانیکی تبدیل بشن ولی باید اینو در نظر گرفت که خود انرژی الکتریکی نهایتا توسط یک ژنراتور که نیروش رو از سوخت تهیه کرده و خود اون ژنراتور هم  ۳۰٪ اتلاف انرژی داشته تا تبدیل به انرژی الکتریکی بشه و در انتقال هم ۱۰ ٪ رو از دست میده.

     

علت استفاده از نیروی الکتریکی این هست که میشه با هر گشتاوری که رو محور موتور اعمال بشه باز هم اون رو راه اندازی کرد.

اگر ظرفیت دامپ تراک بالاتر از 300 تن باشد اولویت با موتورهای الکتریکی است و حتی در هر چرخ یک موتور الکتریکی. به طور خلاصه برای اینکه توی این فشار به سیستم های انتقال نیرو فشار زیادی میاد. برای اینکه طول عمر بیشتر و زمان بین تعمیرات زیادتر بشه چاره ای جزء استفاده از موتورهای الکتریکی در هر محور یا حتی در هر چرخ نیست.

در این جور موارد هم اگه بخواهند نیرو را با الکتریسته و ژنراتور وارد کنند باز هم کیربگس وجود داره چون یک دور موتور الکتریکی در بهترین حالت در دورهای بالاتر ۹۰۰ دوره .

فرض کنید یه موتور الکتریکی چطور میتونه مثلا ۱ دور در دقیقه بچرخه و یه وزنه ۳۰۰ تنی رو از یه شیب ۳۰ درجه بالا ببره پس هیچ موقع برای همچنین مواردی یه موتور اکتریکی رو به چرخ مستقیم وصل نمیکنن

در رابطه با لاستیک هم باید گفت که تمام این گونه متحرک ها که مخصوصا در جاده های نا هموار راه میروند همیشه تو خالی و  باد هستند بخاطر اینکه بتواندبراحتی بر روی سنگ ها و ناهمواری ها حرکت کنه.

لاستیک تو پر فقط برای مواردی خاص میتونه روی چرخهای عقب  نصب بشه (جا هایی که دلیل پنچری فوق العاده بالاست و سرعت خیلی خیلی کم
(تقریبا لاستیک تو پر هیچ کجا استفاده نمیشه )
لاستیک دامپ تراک ها هم معمولا بادی هستند ولی با یک لاستیک بسیار ضخیم.

 

نام دستگاه   :         Wagner Scoop
  
   مدل :                  LST-5S
  
   نام كمپاني :      Atlas Copco

   به طور كلي ماشين هايي كه براي كار در معادن مجاز شمرده مي شوند بايد از هر لحاظ ايمن بوده و با توجه به محيط محدود معدن هاي زير زميني نسبت به ابعادي كه دارند از كارايي بالايي برخوردار باشند ،كه تمام اين ويژگي ها در مورد اين ماشين صادق است.
   اين مدل از بيل خاك انداز داراي 4 بخش عمده ميباشد كه عبارتند از:

• مجموعه ي موتور و اجزاي وابسته به آن
• اتاقك اپراتور
• ترمز هاي ماشين
• سيستم اطفاء حريق

موتور: اين بخش شامل قسمت هاي زير مي باشد :

 1.موتور
 2.سيستم اگزوز
 3.منبع سوخت
 4.منبع آب

    1. موتور : دستگاه داراي يك موتور انژكتوري ديزل به نام 3306 Caterpillar شش سيلندر ميباشد.

   2. سيستم اگزوز: سيستم اگزوز اين ماشين خود داراي 3 قسمت مي باشد:
   الف) لوله اي كه به خروجي چند تايي گاز موتور وصل شده است.
   ب)scrubber  يا فيلتر.
   پ) لوله ي خروجي گاز.
   در مورد Scrubber لازم به توضيح است كه
دو وظيفه ي مهم به عهده دارد،اول تميز كردن گازهاي
خروجي از موتور كه به علت بسته بودن محيط كار
دستگاه از اهميت بالايي برخــوردار اسـت و دوم سرد
كردن گازهاي خروجــي كه اين عمـل با استفاده از آب
انجام مي گيرد و ميتوان آن را بخشي از سيستم اطفاي حريق دانست . Scrubber  خود داراي يك منبع آب ميباشد كه بايد تا سطح مشخص شده اي از آب پر شود  ولي براي تامين آب مورد استفاده ي آن از يك منبع آب در سمت چپ ماشين استفاده مي شود اين منبع باScrubber  در ارتباط بوده و كمبود آب آن را جبران ميكند.

3.منبع سوخت:اين بخش در سمت راست ماشين قرار گرفته است و با توجه به ابعاد آن به راحتي قابل شناسايي است.

4.منبع آب : اين بخش آب مورد نياز Scrubber   را تامين ميكند و در سمت چپ ماشين در پشت Scrubber قرار دارد.


 

 

 

 

 

    اتاقك اپراتور : اين قسمت داراي يك ورودي در جلوي ماشين مي باشد كه براي ورود و خروج اپراتور مورد استفاده قرار ميگيرد ولي در موارد اضطراري اپراتور ميتواند از قسمت انتهايي اتاقك كه داراي يك دريچه ي متحرك است خارج شود. به دليل حفظ سلامتي اپراتور اتاقك وي داراي يك گارد محافظ اضافي ميباشد.
درون اتاقك اپراتور امكانات فراواني وجود دارد از قبيل:

** فعال كنندها ي سيستم اطفاء حريق كه يكي به صورت دستي كار ميكند و ديگري به صورت خودكار.
** امكانات لازم براي كنترل حركات ماشين 
** كپسول آتش نشاني كه در مواقع خاص براي خاموش كردن آتشهايي كه سيستم اطفاي حريق آنها را شناسايي نكرده و يا خارج از ماشين به وجود آمده اند به كار ميرود.
** سيستم ترمز هاي ماشين كه از اهميت بالايي برخوردار است.
** نشان دهنده ي زمان تعويض فيلتر كه داراي يك هشدار دهنده ميباشد و زماني كه فيلتر بايد تعويض شود را با رنگ قرمز نشان ميدهد.
** خاموش كننده ي اضطراري ماشين كه در مواقع خطر با قطع كردن جريان هواي مورد نياز موتور آن را خاموش ميكند. 
** كليد چراغ هاي ماشين كه داراي 4 حالت است.

   ترمزهاي ماشين  :  ترمزها به دليل وزن بالاي ماشين و بار سنگين آن بايد هر هفته تست و در صورت نياز تعمير شوند علاوه بر اين تست كردن ترمزها به وسيله ي يك سيستم خودكار كه در ماشين تعبيه شده است انجام ميگيرد.
     سيستم اطفاي حريق : با توجه به محيط حساس معادن زير زميني و لزوم رعايت نكات ايمني سازندگان اين ماشين براي جلوگيري از اتفاقات غير مترقبه اي كه امكان بروز آنها وجود دارد پيش بيني هاي لازم را انجام داده اند ، كه از جمله اين وقايع ميتوان به آتش سوزي اشاره نمود.
   اين ماشين به طور كلي شامل دو سيستم اطفاي حريق مي باشد كه يكي به صورت دستي كار ميكند و اپراتور بايد در صورت نياز آن را فعال كند و ديگري به صورت خودكار عمل ميكند و چنانچه آتشي در قسمت هايي از ماشين كه تحت پوشش اين سيستم قرار دارد اتفاق بيفتد بلافاصله شناسايي شده و خاموش ميشود.  سيستم اطفاي حريق دستي:اين سيستم شامل دو فعال كننده مي باشد كه به وسيله ي اپراتور فعال مي شوند . يكي درون اتاقك اپراتور قرار دارد و ديگري درطرف ديگر ماشين ( كنار منبع آب).
      سيستم اطفاي حريق خودكار:اين سيستم شامل يك سري سيمهاي نازك در قسمت هاي داخلي ماشين مي باشد كه در صورت ايجاد آتش سوزي قطع شده و سيستم فعال مي شود.

 

 

    بعد از فعال شدن سيستم اطفاي حريق چه به صورت دستي و چه به صورت خودكار مرحله ي بعدي كار يعني خاموش كردن آتش آغاز ميشود . اين عمل به وسيله ي  پودر شيميايي كه درون يك منبع مخصوص قرار دارد و از نازل هاي تعبيه شده در قسمت هاي مختلف داخلي ماشين به بيرون پاشيده مي شود انجام ميگيرد و باعث مي شود آتش در هر نقطه اي از ماشين خاموش شود. البته تجهيزات ديگري هم براي شناسايي و خاموش كردن آتش در ماشين قرار دارد ، به عنوان مثال سنسور هايي كه در نقاط مختلف اگزوز قرار دارند و دماي گازهاي خروجي موتور را اندازه گيري مي كنند و در صورت بالا رفتن دماي اين گازها از حد خاصي اين سنسورها باعث قطع شدن سوخت موتور و در نتيجه خاموش شدن آن مي شوند و همچنين چند سنسور در سطوح مختلف ماشين قرار دارد و دماي آنها را كنترل مي كند.
   به طوركلي ساخت ماشين ها وتجهيزات معدن هاي زيرزميني داراي يك سري محدوديت ها نسبت به ماشين هاي معادن رو باز است، ازجمله اين محدوديت ها ميتوان به فضاي محدود معادن زيرزميني اشاره نمود.به همين دليل اين ماشين داراي ارتفاع كم و طول زياد است! به عبارت ديگر سازندگان LHD تا جاي ممكن از ارتفاع دستگاه كاسته و در عوض به طول آن افزوده اند تا به راحتي در معادن حركت كند ، همچنين براي تخليه ي بار لازم نيست كه جام را تا ارتفاع زيادي بالا برده و سپس با كج كردن آن محتوياتش را درون واگن هاي حمل بار يا روي نوار متحرك بريزد ، بلكه در انتهاي جام يك صفحه ي متحرك وجود دارد كه محتويات جام را به خارج هل ميدهد.

 

 

 

 

EKG-5A

شاول زنجيري EKG-5A براي حفاري و بارگيري صخره هاي سست شده است. اين شاول در معادن روباز، در تاسيسات مهندسي آب، كارخانه ها، راه آهن و ديگر ساختمان ها كاربرد دارد. تجربه طولاني در طراحي و ساخت شاول ها اين امكان را فراهم ساخته است كه ماشيني نه تنها براي شرايط عادي آب وهوايي، بلكه براي نواحي حاره اي و سردسير ساخته شود. شاول EKG-5A را اكنون مي توان برطبق خواسته مشتري طراحي و توليد كرد.

 

مشخصات فني

ساختار برينگ هاي اصلي بوم، شاسي گردان، و زيربندي ساخته شده از فولاد كم آلياژ، سبب گرديده است كه اين شاول را در هر فصلي مورد استفاده قرارداد.باكت و مكانيزم هاي آن از فولاد با آلياژ بالا ساخته شده است و شرايط ايمن كاري را با فشار بارديناميكي پايين ايجاد نمايد.
موتور الكتريكي جريان مستقيم ماشين، داراي سيستم كنترل ديجيتالي است. محرك هاي ترانزيستوري سرعت گيري نرم مبدل را ايجاد مي نمايند. كنترل آرام سرعت و بكار انداختن موتورهاي اصلي از انواع مختلف و درشرايط متفاوت، زمان تنظيم و نگهداري موتورهاي اصلي را كم مي كند.
شاول مجهز به سيستم اطلاعات و آناليز بار وارده روي شاول است. كابين جا دار اپراتور، نيازهاي ارگونوميك و آسايش او را فراهم مي كند.
سيستم كنترل حركت، سرعتي معادل 0.75km/h را درمسيرهاي تعيين شده تامين مي نمايد.توسط سيستم هاي مجزاي تهويه ميتوان بدون گرم شدن بيش از حد، مدت زمان زيادي كاركرد.

مدل هاي EKG-5V، EKG-5Us ,EKG-5D براساس شاول EKG-5A طراحي شده اند. شاول EKG-5V مدلي با ملحقات عملياتي فعال است بدين معنا كه در باكت شاول، چكش هاي بادي تعبيه شده است كه از طريق ناخن ها عمل مي كند. هنگام كندن صخره ها يا زمين هاي سخت، اين مكانيزم موجب بالا رفتن بار عملياتي و خرد كردن موانع سخت مي شود.اين ماشين، براي كندن صخره هاي نيمه سخت و يا ذغال سنگ هايي با سختي كم يا متوسط نيازي به انفجار اوليه ندارد.استفاده از اين ماشين درمواردي كه به دليل مشكلات زيست بومي امكان انفجار وجود ندارد انتخاب مناسبي است. ويژگي EKG-5D با محرك موتور ديزلي، اجازه مي دهد كه بارگيري و بار زدن به باربرها با صرف كمترين انرژي صورت گيرد. مدل EKG-5Us بوم بلند، اين امكان را ايجاد مي كند كه از جبهه هاي كاري با ارتفاع بيشتر باربرداري كرده، دامپتراك هايي با ظرفيت 75 تا 110 تن را بار بزند.

EKG-10

شاول زنجيري EKG-10 براي عمليات معدني، بارگيري باطله هاي سنگي، و بارزدن سنگ ها و مواد و مصالح به ماشين هاي باربر، پشته كردن و همچنين بارگيري از مواد انباشته شده درمعادن روباز مي باشد. مدل هاي EKG-5U و EKG-5Us با بوم بلند و باكت جلوبر- عقب بر، برمبناي شاول زنجيري مدل EKG-10 ساخته شده اند. اين گونه شاول ها براي تخليه كانال ها و نيز،بار زدن ماشين هاي باربر در سطح استقرار شاول طراحي شده است.شاول هاي EKG-10 و انواع بهينه شده آن با قابليت عمليات بالا ، قابليت جابجايي مطلوب، كنترل و نگهداري آسان، طراحي روز، امكان بهره وري بالا را هنگام كار در معادني با مواد با وزن مخصوص زياد، درهر شرايط كاري فراهم مي آورد

اندازه هاي اصلي فني

 

اندازه

واحد

موارد

10

m3

ظرفيت باكت اصلي

8;12.5;16

m3

ظرفيت باكت هاي جايگزين

980

kN

حداكثر بار وارد بر بست باكت

26

sec

مدت زمان چرخه كار برحسب ثانيه

0.7

km/h

سرعت حركت در مسير تعيين شده

12

deg

حداكثر شيب كاري برحسب درجه

800

kW

حداكثر توان موتور اصلي

160

kW

حداكثر توان ترانسفورماتور

6000

V

ولتاژ اصلي ( سه فاز

395

t

وزن كاري با باكت برحسب تن

16.2

t

وزن باكت برحسب تن

45-50

t

وزن وزنه تعادل برحسب تن

313

kPa

با زنجير به عرض1100mm

متوسط فشار وارده روي زمين در حين حركت

224

kPa

با زنجير به عرض 1400mm

 

 

 

 

 

ماشین آلات ویژه معادن روباز

 برای عملیات مختلف معدنکاری در معادن روباز٬ علاوه بر ماشین آلات عمومی معدن از ماشین های ویژه ای استفاده میشود  که عملیات حفاری و بار گیری را انجام میدهند . مشخصه این ماشین ها در آن است که به علت عدم محدودیت فضا در معادن روباز ابعاد آنها را بزرگ در نظر میگیرند و این امر سبب میشود که ما شینهای یاد شده با راندمان بالا کار کنند و استفاده از آنها اقتصادی باشد . مهمترین ماشینهای ویژه معادن روباز به شرح زیر است :

 بیل مکانیکی  (power shovel)

بیل مکانیکی یکی از متداولترین ماشینهای معدن روباز می باشد در مواردی که سنگهاو مواد معدنی نرم باشند   ٬ این دستگاه عمل حفر و بارگیری را تواما بر عهده دارد در مورد سنگها و مواد معدنی سخت ٬ ابتدا آتشباری انجام میگیرد و سپس از بیل مکانیکی برای بارگیری مواد استفاده میشود . امروزه برای کار در معادن مواد نرم –به ویژه معادن زغال سنگ – بیلهای مکانیکی بزرگی ساخته شده است که ظرفیت برخی به بیش از 138 متر مکعب نیز میرسد.این ماشین از قسمتهای مختلفی مانند ارابه٬ موتور و جرثقیل٬ دکل ٬بازو و صندوقه تشکیل شده است.

 

                  

دراگلین(drag line)

وسیله ای است که  برای خاکبرداری و حفر مواد نرم در قسمتهای گود به کار میرود . شکل عمومی این دستگاه نیز شبیه بیل مکانیکی  اما صندوقه این دستگاه به دو رشته کابل متصل است که به وسیله این کابل ها میتوان آن را در قسمتهای مختلف به کار برد .به طور مختصر شیوه کار این دستگاه به این صورت است که ابتدا کابلها را رها میکنند و صندوقه دستگاه را به پایین گودال میفرستند سپس به وسیله کابل دیگری آنرا روی زمین میکشند که به این ترتیب صندوقه از مواد معدنی پر میشود

 

           

 

بیل چرخشی (bucket wheel excavator)

یکی از ماشینهای متداول در معادن روباز و به ویژه معادن زغال می باشد قسمت اصلی این دستگاه را چرخ بسیار بزرگی تشکیل میدهد که قطر آن به 16 متر نیز میرسد. این چرخ ٬ زواید سطل مانندی دارد که در نقاط مختلف محیط آن معلقند و ضمن گردش چرخ و تماس آن با  مواد معدنی باعث حفر این مواد میشود و سطلها از مواد پر میشوند  و پس از رسیدن به قسمت بالای چرخ مواد درون سطلها بر روی نوار نقاله ای ریخته میشود  . راندمان این دستگاه هنگام کار بسیار بالا میباشد . انواع معمولی آن قادر است تا 1500 متر مکعب در ساعت مواد معدنی را حفر و  به وسیله نوار نقاله خود به فاصله 130 متری منتقل کند از این رو وسیله بسیار مناسبی برای باطله برداری از روی مواد معدنی میباشد

 

 

 

           

 بولدوزر(bulldozer)

در جلو دستگاه یک بیل بزرگ و در عقب آن چنگکهایی وجود دارد و دستگاه روی زنجیر حرکت میکند  همن گونه که میدانیم مواد معدنی یا باطله نرم  را به وسیله بیل حفر میکنند ولی برای  مواد سخت تر ازبولدوزر استفاده میشود .

   

  

 

حفر کننده برجدار (tower excavator)

این دستگاه شبیه دراگلین است و معمولا همراه با سایر ماشینهای معادن روباز از قبیل بیل مکانیکی و دراگلین به کار میرود به ویژه به هنگام بازسازی معادن روباز از این وسیله استفاده میشود زیرا بیل یا دراگلین قسمتهای بالای قسمتهای بازسازی شده را به خوبی نمیتوانند پر کنند .دستگاه دارای دو برج متحرک در جلو وعقب است که آندو را به ترتیب در قسمت انبار باطله و در جلو قسمتی که هنوز استخراج نشده است قرار میدهند . در بالای برجها قرقره هایی وجود دارند که چند رشته کابل از درون آنها عبور میکنند . به ای کابلها صندوقه ای متصل است که در اثر حرکت کابلها بین دو برج نوسان میکند و مواد باطله را به بالای انبار این مواد منتقل میکند.

بیل هیدرولیکی(hydraulic excavator)

این دستگاه نیز شبیه بیل مکانیکی می باشد با این تفاوت که حرکت صندوقه آن توسط چند بازوی هیدرولیکی انجام میشود .

 

شاول نوعي از مجموعه بيل مكانيكي است كه براي بارگيري سنگهاي سخت (واستثنائاً خاكها) و اغلب در فضاي باز (معادن روباز) مورد استفاده قرار مي گيرد.
شاولها در استخراج هاي سطحي به روش نواري و كاواكي مورد استفاده قرار مي گيرند. در روش نواري روباره برداشته شده و در يك بخش استخراج شده قبلي مجاور ريخته مي شود و ماده معدني زير روباره بوسيله ماشين ديگري بارگيري شده و به قسمت ديگري برده مي شود.
شاولها توانايي كندن و بارگيري مواد واقع در سطح ايستايي ماشين يا بالاتر از آن را دارند.


 انواع شاول :
1- شاول استاندارد :
در معدنكاري سطحي و براي اهداف عام بكار مي رود. از آنها براي بارگيري انواع كانسنگها و باطله استفاده مي شود. ظرفيت آنها معمولاٌ بين 7 تا 40 متر مكعب مي باشد.

2-
شاولهاي دكل بلند :
داراي دكل بلندتر و جام كوچكتر هستند و كاربردهاي خاص دارند. اندازه صندوقه (جام) اين شاولها حدود 25 درصد از انواع استاندارد كوچكتر است و دكل آنها بسته به اندازه جام انتخاب شده 35 درصد و گاهي بيش از آن بلندتر است. شاولهاي دكل بلند ، با صندوقه تا 1.5 متر مكعب نيز ساخته شده اند

3- باركننده هاي زغالي :
مشابه شاولهاي استاندارد مي باشند ولي بيل آنها حدود 75 درصد بزرگتراز انواع استاندارد مشابه است.
ظرفيت اين باركننده ها تا 100 متر مكعب نيز مي رسد.

 ساختمان شاولها :
شاولها از سه قسمت اصلي تشكيل شده اند كه عبارتند از :

الف ) شاسي اصلي :
اين بخش پائين ترين قسمت ساختمان شاول را تشكيل مي دهد و از دو بخش ارابه و شاسي ثابت تشكيل شده است.
 

         ارابه (يا وسيله حركت) : معمولاٌ چرخ زنجيري بوده و توسط آن مي توان ماشين را جابجا كرد. دليل استفاده از چرخهاي زنجيري براي جلوگيري از فرو رفتن شاول در زمين مي باشد. وجود سطح تماس بيشتر چرخهاي زنجيري با زمين ، باعث كمتر شدن فشار وارده بروي سطح (مخصوصاً زمينهاي خاكي و نرم) مي شود.
البته شاولهايي با چرخ لاستيكي نيز وجود دارند كه در مواقعي از آنها استفاده مي گردد كه مقدار بارگيري نسبتاً كم است و شاول به حركت و جابجايي زيادي نياز دارد.

         شاسي ثابت : سازه ثابت اصلي دستگاهي است كه روي ارابه قرار گرفته و بخشهاي ديگري روي آن قرار مي گيرند.



ب) شاسي متحرك :
اين شاسي بر روي محور قائمي كه روي شاسي ثابت قرار گرفته سوار شده و مي تواند حول محور تا 360 درجه دوران كند. كليه وسايل و تجهيزات بارگيري بر روي اين شاسي قرار دارند.

ج) تجهيزات بارگيري :
اين تجهيزات شامل دكل ، بازوي جام ، جام و ماشين آلات مي شود كه همه بر روي شاسي متحرك سوار مي شوند.

         دكل : يكي از بخشهاي كليدي شاول مي باشد و ميله اي است كه به شاسي متصل بوده و به طرف جلوي ماشين زاويه دارد. در قسمت بالاي دكل قرقره شياردار وجود دارد كه كابل بالابري صندوقه از روي آن عبور مي كند.
اتصال دكل به بدنه شاسي بصورت لولايي بوده و دكل مي تواند در جهت بالا و پايين حركت نمايد و بوسيله كابلهاي مخصوص در موقعيت مورد نظر ثابت نگاه داشته شود.

         بازوي جام : از يك طرف به جام متصل بوده و از طرف ديگر به دكل لولا شده است. در زير بازو دندانه هايي وجود دارد كه امكان حركت بازو به جلو و عقب را فراهم مي آورد ، كه اين حركت مبناي نفوذ در سينه كار است.
بازوي صندوقه همچنين مي تواند حول محور اتصال خود به دكل به طرف بالا و پايين حركت نمايد كه اين كار با تغيير طول كابل بالابري انجام مي گيرد.

         جام (ياصندوقه يا بيل) :
كه به انتهاي بازو متصل بوده و در تماس مستقيم با سينه كار قرار مي گيرد. لبه جام به ناخنهاي قابل تعويض مجهز است كه موجب سهولت نفوذ مي گردد. در زير جام دريچه اي وجود دارد كه در موقع قرار گرفتن بيل در موقعيت تخليه به كمك كابل مخصوص باز شده و موا داخل آن تخليه مي شود. بديهي است كه بين هر يك از بخشهاي ماشين هماهنگي قدرت و ظرفيت وجود دارد ، بعنوان نمونه جنس و وزن جام بستگي به نوع ماده مورد كار دارد.
براي كار در زغال جامها سبكتر بوده و فرم و لبه ناخنهاي آنها نيز متناسب اين كار ساخته مي شود.



 بطور كلي عمليات شاول شامل حركات ذيل مي باشد :
         نفوذ كردن در سينه كار و پركردن صندوقه بوسيله بازوي جام (crowding)
         بالا آوردن صندوقه و جدا كردن آن از سينه كار (hoisting)
         دور زدن به محل تخليه ((swining
         تخليه صندوقه بوسيله بازكردن دريچه بيل (dumping)
         چرخش مجدد بطرف سينه كار جهت شروع چرخه بعدي (swining)
         در صورت نياز حركت به محل بارگيري جديد بوسيله چرخ زنجيري (propelling)

شاولهاي قديمي مكانيكي و شاولهاي جديد با نيروي هيدروليكي كار مي كنند. شاولها معمولاً از پائين به بالا (يعني از كف به بالا) بار برمي دارند ولي شاولهايي نيز ساخته شده اند كه بار را از بالا به پائين برداشت مي كنند. شاولهاي معادن بزرگ با ظرفيت جام تا 30 متر مكعب كار ميكنند.
شاول مي تواند بار را بداخل سنگ شكن اوليه كه معمولاٌ سنگ شكني منقول است بريزد ، سپس توسط نوار كه معمولاً تغييرات آن بسادگي امكانپذير است مواد از معدن جابجا مي شوند (اين بحث مربوط به طراحي معدن مي باشد )

 سيستم محركه شاول :
دو روش اصلي براي تامين قدرت مورد نياز شاولها وجود دارد :
شاولهاي كوچكتر ، تا ظرفيت حدود 10 متر مكعب ، داراي موتور ديزلي هستند.
ماشينهاي بزرگتر كه از نيروي الكتريسيته براي تامين محركه مورد نياز خود استفاده مي كنند. (اين قدرت مي تواند از طريق كابل دنبايه و برق سه فاز AC تامين شده يا سيستم محركه شاول ديزل الكتريك باشد.
موتورهاي ديزلي قابليت تحرك بيشتري را براي ماشين بوجود مي آورند ولي عمر عملياتي آنها نسبت به انواع الكتريكي كمتر است. در عوض موتورهاي الكتريكي نياز به نگهداري و تعمير كمتر داشته ، عمر عملياتي آنها بيشتر است ، ولي فاقد تحرك كافي هستند. (ضمناً بدليل وجود كابل در اين نوع ، مشكلات نگهداري و تعميرات (نت) و انتقال كابلها به مكان ديگر در هنگام تغيير محل شاول وجود دارد.
به علت اينكه كابلها معمولاً طولاني و سنگين مي باشند ، براي حمل آنها معمولاً از لودر استفاده مي گردد كه گاهاً باعث آسيب ديدگي كابلها مي گردد ، از طرف ديگر بدليل عبور و مرور وسايل و پراكنده بودن كابلها بر روي زمين باز هم احتمال آسيب ديدگي كابل وجود دارد 

 سيستمهاي حركتي اصلي كه نيازمند قدرت محركه هستند شامل موارد ذيل مي باشند :

         سيستم بالابري
         سيستم نفوذ در سينه كار
         سيستم حركت دوراني
         سيستم حركت انتقالي

در اكثر ماشنها براي هر سيستم حركتي يك موتور محركه مستقل وجود دارد

 

 

 استفاده از شاولها (اكسكاواتورهاي كابلي) :
براي كمينه كردن هزينه بارگيري ظرفيت شاول بايد با ظرفيت كاميوني كه با آن كارمي كند هماهنگ باشد. بعنوان يك قاعده تجربي كاميون بايد با 4 تا 5 صندوقه شاول پر شود.
بعنوان مثال اگر كاميوني در حدود 150 تن را در نظر بگيريم ، با توجه به چگالي مواد ، شاولهايي با بيلهاي 20 تا 30 متر مكعبي براي اين چنين كاميونهايي مناسب هستند.
بايد توجه داشت كه ظرفيت واقعي صندوقه با ظرفيت اسمي آن يكسان نيست و معمولاً با ضرب كردن ظرفيت اسمي جام در يك ضريب كه به ضريب بيل DF (Deeper Factor) موسوم است ، ظرفيت واقعي بيل بدست مي آيد. مقدار ضريب بيل بسته به نوع ماده و شرايط كاري مي تواند از حدود 40 درصد تا بيش از 100 درصد تغيير كند.
بطور تجربي اين ضريب به شرح ذيل مي باشد :
براي مواد با قابليت كنده شدن آسان 85 تا 120 درصد
براي مواد با قابليت كنده شدن متوسط 80 تا 90 درصد
براي مواد با حفاري سخت 70 تا 80 درصد
براي سنگ 40 تا 60 درصد

 زمان چرخه شاول :
عامل مهم در كارايي شاول زمان چرخه آن است. اين زمان از زمانهاي لازم براي عملياتهاي زير تشكيل شده است :
نفوذ در سينه كار و پر كردن صندوقه بالابري جام
گردش بطرف باربر و گردش بطرف سينه كار
زمان چرخه به زاويه چرخش ، اندازه شاول و مهارت كاربر بستگي دارد و معمولاً از حدود 25 ثانيه تا بيش از يك دقيقه متغيير است.
بيشترين زمان چرخه به گردش شاول بطرف باربر و بازگشت بطرف سينه كار اختصاص دارد (حدود 60 درصد) و در نتيجه نحوه قرار گيري كاميون در كنار شاول از اهميت بالايي برخوردار است.
در آرايشهاي معمولي كاميون در كنار شاول و در سمت چپ ان قرار مي گيرد ، گاهي براي تسريع در كار ، وسيله باربر در صورت مناسب بودن شرايط در هر دو طرف شاول قرار مي گيرد تا زمان مانور كاهش يابد ، زاويه گردش شاول در اين حالتها حدود 90 درجه مي باشد.
با توجه به طولاني تر بودن زمان چرخه كاميون ، معمولاٌ يك شاول به چند كاميون سرويس مي دهد.

 
مزاياي شاول :
1-
هدايت جام ساده است.
2-
از پائين به بالا و بالعكس بارگيري مي كند.
3-
تخليه بدون جابجايي شاسي مي باشد و فقط با حركت دوراني دكل و اتاقك صورت مي گيرد.
4-
سنگ را عملاٌ با ابعاد بزرگ مي پذيرد.
5-
در برابر ديوارهاي سنگي بدليل بزرگي جثه و استحكام مقاومت دارد.
6-
درسطوح (كف هاي) سست نيز استقرار مي يابد.
 معايب شاول :
1-
هزينه خريد آن زياد است.
2-
حداقل بار را لازم دارد تا اقتصادي كار كند.
3-
تعميرات آن پر هزينه است.
4-
به علت خصوصيات مانور كم بايد به اندازه كافي جا آماده باشد تا بارگيري صورت بگيرد.

 

 

 

 مدت كار شاول :
1- مدت كار شاول 37 درصد
2- تاخيرهاي طولاني (بيش از 15 دقيقه) 42 درصد (كه 33 درصد آن بدي آب و هوا مي باشد)
3-
تاخيرهاي كوتاه مدت (كمتر از 15 دقيقه) 21 درصد
 گذشته از موارد فوق تاخيرها مي توانند بدلايل زير باشند :
نرسيدن كاميون ، آماده سازي پس از انفجار ، استقرار كاميون ، آماده كردن محوطه ، جابجل شدن بيل ، تعمير بيل ، تسطيح راه ، برداشتن موانع (چوب و آهن آلات) و بدون راننده بودن
 

شاول (اكسكاواتورهاي نوع كابلي) :

 نوعي از مجموعه بيل مكانيكي است كه براي بارگيري سنگهاي سخت (واستثنائاً خاكها) و اغلب در فضاي باز (معادن روباز) مورد استفاده قرار مي گيرد .

شاولها در استخراج هاي سطحي به روش نواري و كاواكي مورد استفاده قرار مي گيرند . در روش نواري روباره برداشته شده و در يك بخش استخراج شده قبلي مجاور ريخته مي شود و ماده معدني زير روباره بوسيله ماشين ديگري بارگيري شده و به قسمت ديگري برده مي شود .

شاولها توانايي كندن و بارگيري مواد واقع در سطح ايستايي ماشين يا بالاتر از آن را دارند .

انواع شاول :

1- شاول استاندارد :

در معدنكاري سطحي و براي اهداف عام بكار مي رود . از آنها براي بارگيري انواع كانسنگها و باطله استفاده مي شود . ظرفيت آنها معمولاٌ بين 7 تا 40 متر مكعب مي باشد .

2- شاولهاي دكل بلند :

داراي دكل بلندتر و جام كوچكتر هستند و كاربردهاي خاص دارند . اندازه صندوقه (جام) اين شاولها حدود 25 درصد از انواع استاندارد كوچكتر است و دكل آنها بسته به اندازه جام انتخاب شده 35 درصد و گاهي بيش از آن بلندتر است . شاولهاي دكل بلند ، با صندوقه تا 1.5 متر مكعب نيز ساخته شده اند

3- باركننده هاي زغالي :

مشابه شاولهاي استاندارد مي باشند ولي بيل آنها حدود 75 درصد بزرگتراز انواع استاندارد مشابه است .

ظرفيت اين باركننده ها تا 100 متر مكعب نيز مي رسد .

ساختمان شاولها :

شاولها از سه قسمت اصلي تشكيل شده اند كه عبارتند از :

الف ) شاسي اصلي :

 اين بخش پائين ترين قسمت ساختمان شاول را تشكيل مي دهد و از دو بخش ارابه و شاسي ثابت تشكيل شده است .

ارابه (يا وسيله حركت)  : معمولاٌ چرخ زنجيري بوده و توسط آن مي توان ماشين را جابجا كرد . دليل استفاده از چرخهاي زنجيري براي جلوگيري از فرو رفتن شاول در زمين مي باشد . وجود سطح تماس بيشتر  چرخهاي زنجيري با زمين ، باعث كمتر شدن فشار وارده بروي سطح (مخصوصاً زمينهاي خاكي و نرم) مي شود .

البته شاولهايي با چرخ لاستيكي نيز وجود دارند كه در مواقعي از آنها استفاده مي گردد كه مقدار بارگيري نسبتاً كم است و شاول به حركت و جابجايي زيادي نياز دارد .

شاسي ثابت : سازه ثابت اصلي دستگاهي است كه روي ارابه قرار گرفته و بخشهاي ديگري روي آن قرار مي گيرند .

 

ب) شاسي متحرك :

اين شاسي بر روي محور قائمي كه روي شاسي ثابت قرار گرفته سوار شده و مي تواند حول محور تا 360 درجه دوران كند . كليه وسايل و تجهيزات بارگيري بر روي اين شاسي قرار دارند .

ج) تجهيزات بارگيري :

اين تجهيزات شامل دكل ، بازوي جام ، جام و ماشين آلات مي شود كه همه بر روي شاسي متحرك سوار مي شوند .

دكل : يكي از بخشهاي كليدي شاول مي باشد و ميله اي است كه به شاسي متصل بوده و به طرف جلوي ماشين زاويه دارد . در قسمت بالاي دكل قرقره شياردار وجود دارد كه كابل بالابري صندوقه از روي آن عبور مي كند .

اتصال دكل به بدنه شاسي بصورت لولايي بوده و دكل مي تواند در جهت بالا و پايين حركت نمايد و بوسيله كابلهاي مخصوص در موقعيت مورد نظر ثابت نگاه داشته شود .

بازوي جام :  از يك طرف به جام متصل بوده و از طرف ديگر به دكل لولا شده است . در زير بازو دندانه هايي وجود دارد كه امكان حركت بازو به جلو و عقب را فراهم مي آورد ، كه اين حركت مبناي نفوذ در سينه كار است .

بازوي صندوقه همچنين مي تواند حول محور اتصال خود به دكل به طرف بالا و پايين حركت نمايد كه اين كار با تغيير طول كابل بالابري انجام مي گيرد .

جام (ياصندوقه يا بيل) :

كه به انتهاي بازو متصل بوده و در تماس مستقيم با سينه كار قرار مي گيرد . لبه جام به ناخنهاي قابل تعويض مجهز است كه موجب سهولت نفوذ مي گردد . در زير جام دريچه اي وجود دارد كه در موقع قرار گرفتن بيل در موقعيت تخليه به كمك كابل مخصوص باز شده و موا داخل آن تخليه مي شود .

بديهي است كه بين هر يك از بخشهاي ماشين هماهنگي قدرت و ظرفيت وجود دارد ، بعنوان نمونه جنس و وزن جام بستگي به نوع ماده مورد كار دارد .

براي كار در زغال جامها سبكتر بوده و فرم و لبه ناخنهاي آنها نيز متناسب اين كار ساخته مي شود .

 

بطور كلي عمليات شاول شامل حركات ذيل مي باشد :

نفوذ كردن در سينه كار و پركردن صندوقه بوسيله بازوي جام (crowding)

بالا آوردن صندوقه و جدا كردن آن از سينه كار (hoisting)

دور زدن به محل تخليه ((swining

تخليه صندوقه بوسيله بازكردن دريچه بيل (dumping)

چرخش مجدد بطرف سينه كار جهت شروع چرخه بعدي (swining)

در صورت نياز حركت به محل بارگيري جديد بوسيله چرخ زنجيري (propelling)

 

 شاولهاي قديمي مكانيكي و شاولهاي جديد با نيروي هيدروليكي كار مي كنند . شاولها معمولاً از پائين به بالا (يعني از كف به بالا) بار برمي دارند ولي شاولهايي نيز ساخته شده اند كه بار را از بالا به پائين برداشت مي كنند . شاولهاي معادن بزرگ با ظرفيت جام تا 30 متر مكعب كار ميكنند .

شاول مي تواند بار را بداخل سنگ شكن اوليه كه معمولاٌ سنگ شكني منقول است بريزد ، سپس توسط نوار كه معمولاً تغييرات آن بسادگي امكانپذير است مواد از معدن جابجا مي شوند (اين بحث مربوط به طراحي معدن مي باشد )

سيستم محركه شاول :

دو روش اصلي براي تامين قدرت مورد نياز شاولها وجود دارد :

 شاولهاي كوچكتر ، تا ظرفيت حدود 10 متر مكعب ، داراي موتور ديزلي هستند .

ماشينهاي بزرگتر كه از نيروي الكتريسيته براي تامين محركه مورد نياز خود استفاده مي كنند . (اين قدرت مي تواند از طريق كابل دنبايه و برق سه فاز AC تامين شده يا سيستم محركه شاول ديزل الكتريك باشد .

موتورهاي ديزلي قابليت تحرك بيشتري را براي ماشين بوجود مي آورند ولي عمر عملياتي آنها نسبت به انواع الكتريكي كمتر است . در عوض موتورهاي الكتريكي نياز به نگهداري و تعمير كمتر داشته ، عمر عملياتي آنها بيشتر است ، ولي فاقد تحرك كافي هستند . (ضمناً بدليل وجود كابل در اين نوع ، مشكلات نگهداري و تعميرات (نت) و انتقال كابلها به مكان ديگر در هنگام تغيير محل شاول وجود دارد .

 به علت اينكه كابلها معمولاً طولاني و سنگين مي باشند ، براي حمل آنها معمولاً از لودر استفاده مي گردد كه گاهاً باعث آسيب ديدگي كابلها مي گردد ، از طرف ديگر بدليل عبور و مرور وسايل و پراكنده بودن كابلها بر روي زمين باز هم احتمال آسيب ديدگي كابل وجود دارد )

سيستمهاي حركتي اصلي كه نيازمند قدرت محركه هستند شامل موارد ذيل مي باشند :

سيستم بالابري

سيستم نفوذ در سينه كار

سيستم حركت دوراني

سيستم حركت انتقالي

در اكثر ماشنها براي هر سيستم حركتي يك موتور محركه مستقل وجود دارد .

استفاده از شاولها (اكسكاواتورهاي كابلي) :

براي كمينه كردن هزينه بارگيري ظرفيت شاول بايد با ظرفيت كاميوني كه با آن كارمي كند هماهنگ باشد . بعنوان يك قاعده تجربي كاميون بايد با 4 تا 5 صندوقه شاول پر شود .

بعنوان مثال اگر كاميوني در حدود 150 تن را در نظر بگيريم ، با توجه به چگالي مواد ، شاولهايي با بيلهاي 20 تا 30 متر مكعبي براي اين چنين كاميونهايي مناسب هستند .

بايد توجه داشت كه ظرفيت واقعي صندوقه با ظرفيت اسمي آن يكسان نيست و معمولاً با ضرب كردن ظرفيت اسمي جام در يك ضريب كه به ضريب بيل DF (Deeper Factor) موسوم است ، ظرفيت واقعي بيل بدست مي آيد . مقدار ضريب بيل بسته به نوع ماده و شرايط كاري مي تواند از حدود 40 درصد تا بيش از 100 درصد تغيير كند .

بطور تجربي اين ضريب به شرح ذيل مي باشد :

 براي مواد با قابليت كنده شدن آسان 85 تا 120 درصد

براي مواد با قابليت كنده شدن متوسط 80 تا 90 درصد

براي مواد با حفاري سخت 70 تا 80 درصد

براي سنگ 40 تا 60 درصد

 

زمان چرخه شاول :

عامل مهم در كارايي شاول زمان چرخه آن است . اين زمان از زمانهاي لازم براي عملياتهاي زير تشكيل شده است :

 نفوذ در سينه كار  و پر كردن صندوقه بالابري جام

گردش بطرف باربر و گردش بطرف سينه كار

زمان چرخه به زاويه چرخش ، اندازه شاول و مهارت كاربر بستگي دارد و معمولاً از حدود 25 ثانيه تا بيش از يك دقيقه متغيير است .

بيشترين زمان چرخه به گردش شاول بطرف باربر و بازگشت بطرف سينه كار اختصاص دارد (حدود 60 درصد) و در نتيجه نحوه قرار گيري كاميون در كنار شاول  از اهميت بالايي برخوردار است  .

در آرايشهاي معمولي كاميون در كنار شاول  و در سمت چپ ان قرار مي گيرد ، گاهي براي تسريع در كار ، وسيله باربر در صورت مناسب بودن شرايط در هر دو طرف شاول قرار مي گيرد تا زمان مانور كاهش يابد ، زاويه گردش شاول در اين حالتها حدود 90 درجه مي باشد . 

با توجه به طولاني تر بودن زمان چرخه كاميون ، معمولاٌ يك شاول به چند كاميون سرويس مي دهد .

مزاياي شاول :

1-     هدايت جام ساده است .

2-     از پائين به بالا و بالعكس بارگيري مي كند .

3-           تخليه بدون جابجايي شاسي مي باشد و فقط با حركت دوراني دكل و اتاقك صورت مي گيرد .

4-           سنگ را عملاٌ با ابعاد بزرگ مي پذيرد .

5-           در برابر ديوارهاي سنگي بدليل بزرگي جثه و استحكام مقاومت دارد .

6-           درسطوح (كف هاي) سست نيز استقرار مي يابد .

 

معايب شاول :

1-      هزينه خريد آن زياد است .

2-      حداقل بار را لازم دارد تا اقتصادي كار كند .

3-       تعميرات آن پر هزينه است .

4-      به علت خصوصيات مانور كم بايد به اندازه كافي جا آماده باشد تا بارگيري صورت بگيرد .

 

مدت كار شاول :

1-      مدت كار شاول 37 درصد

2-      تاخيرهاي طولاني (بيش از 15 دقيقه) 42 درصد (كه 33 درصد آن بدي آب و هوا مي باشد)

3-       تاخيرهاي كوتاه مدت (كمتر از 15 دقيقه) 21 درصد

گذشته از موارد فوق تاخيرها مي توانند بدلايل زير باشند :

نرسيدن كاميون ، آماده سازي پس از انفجار ، استقرار كاميون ، آماده كردن محوطه ، جابجل شدن بيل ، تعمير بيل ، تسطيح راه ، برداشتن موانع (چوب و آهن آلات) و بدون راننده بودن .

روش استخراج روباز

امروزه ذخائر معدني كه با روش روباز استخراج مي شوند از نظر اندازه ، شكل، جهت و موقعيت قرارگيري آنها نسبت به سطح زمين بسيار متنوعند . اين شرايط پديد آمده از يك سو به دليل تو سعه تكنولوژي در ماشين آلا ت معدني بالاخص از نظر ظرفيت ، قدرت و سرعت مي باشد از سوي ديگر به دليل الگاريتم هاي مختلفي است كه در زمينه برنامه ريزي و طراحي معدن با استفاده از روش هاي رياضي و تحقيق در عمليات توسعه و ارائه شده اند . علي رقم اين پيشرفت ها ، روش روباز از نظر اصول و چارچوب اوليه تغيير حاصل نكرده است. از گذشته تا كنون استخراج ذخاير معدن با روش روباز به كمك يك سري سطوح افقي و مسطح انجام مي گيرد كه اصطلاحاً به آنها پله اطلاق مي گردد، استخراج از اولين پله كه در بالاترين ارتفاع ايجاد مي شود آغاز و تا آخرين افق يا آخرين پله كه كف پيت خواهد بود ادامه پيدا مي كند. استخراج از هر پله تا آخرين محدوده پيت گسترش مي يابد . ارتباط پله ها از طريق گذرگاه ها انجام مي گيرد كه بدان رمپ مي گويند . استخراج از هر پله توسط عمليات حفاري، انفجار ، بار گيري و حمل انجام مي گيرد لذا طبيعي است كه ژئو متري پله ها تابع مشخصات ماشين الات معدن مثل دريل ، كاميون و شاول باشد .
بطور كلي در معادن رو باز به ماشين هاي حفاري ( دريل) ، بار گيري( شاول) و حمل (كاميون) ماشين هاي اصلي و به ساير ماشين آلا ت معدن مثل لودر ، گريدر ، دوزر ، ماشين آبپاش معدن ، ماشين حامل سوخت ، سنگ شكن اوليه ، ماشين حامل مواد منفجره و ماشين تعميراتي سيار ماشين الات كمكي يا ثانويه اطلاق مي شود. ظرفيت كاميون بين 5 تا 10 تن به ازائ هر اينچ قطر دريل ، ظر فيت جام شاول بين 5/0 تا 1 متر مكعب به ازائ هر اينچ قطر دريل و ظر فيت كاميون بايد بين 5 تا 10 تن به ازائ هر متر مكعب ظر فيت جام شاول باشد.
از ميان ماشين الات اصلي به دليل محدوديت در توليد شاول و كاميون هاي بزرگ و از سوي ديگر به دليل طيف گسترده كارخانه هاي سازنده دريل ، شاول و كاميون نقش قابل توجه اي در طراحي معادن رو باز بالاخص در تعيين ژئومتري پله ها ايفا مي كنند به همين دليل روش استخراج رو باز روشي كاملاً مكانيزه است در انتخاب ماشين آلات معادن روباز نه تنها بايد در ابعاد آن دقت داشت بلكه با توجه به اندازه ماشين آلات بالاخص شاول و كاميون مشخصات پله ها را نيز بايد به گونه اي انتخاب كرد كه ماشين آلات در آان پله ها بتوانند به عمليات خود ادامه دهند . فضايي كه نياز است تا عمليات حفاري، بار گيري و حمل بر روي آن انجام پذيرد فضاي عملياتي ياپله كاري گفته مي شود.



EKG-5A

 

 

شاول زنجيري EKG-5A براي حفاري و بارگيري صخره هاي سست شده است. اين شاول در معادن روباز، در
تاسيسات مهندسي آب، كارخانه ها، راه آهن و ديگر ساختمان ها كاربرد دارد. تجربه طولاني در طراحي
و ساخت شاول ها اين امكان را فراهم ساخته است كه ماشيني نه تنها براي شرايط عادي آب وهوايي، بلكه براي نواحي حاره اي و سردسير ساخته شود. شاول EKG-5A را اكنون مي توان برطبق خواسته مشتري
طراحي و توليد كرد.

مشخصات فني

ساختار برينگ هاي اصلي بوم، شاسي گردان، و زيربندي ساخته شده از فولاد كم آلياژ، سبب گرديده است كه اين شاول را در هر فصلي مورد استفاده قرارداد.باكت و مكانيزم هاي آن از فولاد با آلياژ بالا ساخته شده است و شرايط ايمن كاري را با فشار بارديناميكي پايين ايجاد نمايد.
موتور الكتريكي جريان مستقيم ماشين، داراي سيستم كنترل ديجيتالي است. محرك هاي ترانزيستوري سرعت گيري نرم مبدل را ايجاد مي نمايند. كنترل آرام سرعت و بكار انداختن موتورهاي اصلي از انواع مختلف و درشرايط متفاوت، زمان تنظيم و نگهداري موتورهاي اصلي را كم مي كند.
شاول مجهز به سيستم اطلاعات و آناليز بار وارده روي شاول است. كابين جا دار اپراتور، نيازهاي ارگونوميك و آسايش او را فراهم مي كند. سيستم كنترل حركت، سرعتي معادل 0.75km/h را درمسيرهاي تعيين شده تامين مي نمايد.توسط سيستم هاي مجزاي تهويه ميتوان بدون گرم شدن بيش از حد، مدت زمان زيادي كاركرد.

 مدل هاي EKG-5V، EKG-5Us ,EKG-5D براساس شاول EKG-5A طراحي شده اند. شاول EKG-5V مدلي با ملحقات عملياتي فعال است بدين معنا كه در باكت شاول، چكش هاي بادي تعبيه شده است كه از طريق ناخن ها عمل مي كند. هنگام كندن صخره ها يا زمين هاي سخت، اين مكانيزم موجب بالا رفتن بار عملياتي و خرد كردن موانع سخت مي شود.اين ماشين، براي كندن صخره هاي نيمه سخت و يا ذغال سنگ هايي با سختي كم يا متوسط نيازي به انفجار اوليه ندارد.استفاده از اين ماشين درمواردي كه به دليل مشكلات زيست بومي امكان انفجار وجود ندارد انتخاب مناسبي است. ويژگي EKG-5D با محرك موتور ديزلي، اجازه مي دهد كه بارگيري و بار زدن به باربرها با صرف كمترين انرژي صورت گيرد. مدل EKG-5Us بوم بلند، اين امكان را ايجاد مي كند كه از جبهه هاي كاري با ارتفاع بيشتر باربرداري كرده، دامپتراك هايي با ظرفيت 75 تا 110 تن را بار بزند.
 

EKG-10

شاول زنجيري EKG-10 براي عمليات معدني، بارگيري باطله هاي سنگي، و بارزدن سنگ ها و مواد و مصالح به ماشين هاي باربر، پشته كردن و همچنين بارگيري از مواد انباشته شده درمعادن روباز مي باشد. مدل هاي EKG-5U و EKG-5Us با بوم بلند و باكت جلوبر- عقب بر، برمبناي شاول زنجيري مدل EKG-10 ساخته شده اند. اين گونه شاول ها براي تخليه كانال ها و نيز،بار زدن ماشين هاي باربر در سطح استقرار شاول طراحي شده است.شاول هاي EKG-10 و انواع بهينه شده آن با قابليت عمليات بالا ، قابليت جابجايي مطلوب، كنترل و نگهداري آسان، طراحي روز، امكان بهره وري بالا را هنگام كار در معادني با مواد با وزن مخصوص زياد، درهر شرايط كاري فراهم مي آورد
اندازه هاي اصلي فني

اندازه
واحدموارد10m3ظرفيت باكت اصلي8;12.5;16m3

ظرفيت باكت هاي جايگزين

980kNحداكثر بار وارد بر بست باكت26secمدت زمان چرخه كار برحسب ثانيه0.7km/hسرعت حركت در مسير تعيين شده12degحداكثر شيب كاري برحسب درجه 800kWحداكثر توان موتور اصلي 160kWحداكثر توان ترانسفورماتور 6000Vولتاژ اصلي ( سه فاز 395tوزن كاري با باكت برحسب تن16.2tوزن باكت برحسب تن45-50tوزن وزنه تعادل برحسب تن313kPaبا زنجير به عرض1100mm متوسط فشار وارده روي زمين در حين حركت224kPaبا زنجير به عرض 1400mm

 

 

.

 

 منابع:
http://www.msha.gov/
http://www.periodicals.com/
http://www.emerson-ept.com/

 

دوشنبه, 23 دی 1392 ساعت 11:38

قانون معادن

تهیه کننده : قاسمی

وزارت صنایع و معادن                                                                 قانون معادن                                                  سازمان صنایع و معادن استان کرمان

فصل اول

تعاريف و كليات

ماده 1:

تعريف واژه هاي بكار رفته در اين قانون به شرح زير است:

الف) ماده معدني (كاني): هر ماده يا تركيب طبيعي كه بصورت جامد يا گاز يا مايع و يا محلول در آب در اثر تحولات زمين شناسي بوجود آمده است.

ب) كانه: مواد معدني يا كانيهاي موجود در كانسار كه داراي ارزش اقتصادي است.

پ) ذخيره معدني (كانسار): تمركز و يا انباشت طبيعي يك يا چند ماده معدني در زير يا روي زمين و يا محلول در آب مي باشد.

ت) معدن: ذخيره معدني است كه بهره برداري از آن مقرون به صرفه باشد.

ث) اكتشاف: تجسس ارادي به منظور يافتن كانسار است كه شامل عملياتي از جمله موارد زير   مي باشد:

1-   آثار يابي و نمونه برداري و آزمايشات كمي و كيفي.

2-   بررسيهاي زمين شناسي، ژئوفيزيكي و ژئوشيميايي و مانند آنها و انجام اموري كه براي اينگونه بررسيها لازم باشد.

3-   حفاري روباز و زيرزميني.

4-   تعيين شكل و كيفيت و كميت ذخيره معدني و تهيه نقشه هاي مربوطه.

ج) پروانه اكتشاف: مجوزي است كه براي انجام عمليات اكتشافي مواد معدني در محدوده مشخص از طرف وزارت صنايع و معادن صادر مي شود.

چ) گواهي كشف: تأئيديه اي است كه توسط وزارت صنايع و معادن پس از اتمام عمليات اكتشافي و كشف كانه به نام دارنده پروانه اكتشاف صادر مي شود.

ح) بهره برداري: مجموعه عملياتي است كه به منظور استخراج و كانه آرائي و بدست آوردن مواد معدني قابل فروش انجام مي گيرد.

خ) بهره بردار: شخص حقيقي يا حقوقي اعم از دولتي، تعاوني و خصوصي كه داراي پروانه    بهره برداري از وزارت صنايع و معادن است.

د) استخراج: مجموعه عملياتي است كه به منظور جدا كردن كانه از كانسار و انتقال آن به محل انباشت مواد انجام مي گيرد.

ذ) اجازه برداشت: مجوزي است كه از طرف وزارت صنايع و معادن براي تأمين مصالح ساختماني مورد نياز طرحهاي عمراني و برداشت واريزه ها و ذخائر محدود و جزئي و نيز عمليات آزمايشگاهي صادر مي شود.

ر) حقوق دولتي: عبارت است از درآمد دولت ناشي از استخراج، بهره برداري و برداشت هر واحد از ماده يا مواد معدني.

ز) كانه آريي: عبارت است از كليه عمليات فيزيكي، شيميايي و يا فيزيكوشيميايي كه به منظور جدا كردن قسمتي از مواد باطله از كانه و يا تفكيك كانه ها از يكديگر انجام مي گيرد.

ژ) فرآوري: شامل كليه عملياتي است كه بر روي مواد خام معدني يا كانه آرائي شده آنها انجام و در نتيجه موجب توليد مواد اوليه صنعتي مي شود.

س) محل انباشت مواد: محلي است خارج از كارگاههاي استخراج و تونلها و چاهها كه مواد مستخرجه در آنجا انباشته مي شود.

ش) مواد باطله: عبارت است از موادي كه در نتيجه استخراج يا كانه آرائي از كانه جدا مي گردد.

ص) شن و ماسه معمولي: شن و ماسه اي است كه حاوي كانيهاي با ارزش نبوده و يا تفكيك آنها مقرون به صرفه نباشد و عمدتاً در كارهاي ساختماني، راه سازي، بتن ريزي و نظاير آن استفاده   مي گردد.

ض) خاك رس معمولي: خاكي است كه براي ساختن خشت و آجر معمولي (غيرنسوز) بكار   مي رود و نيز در عمليات ساختماني و راه سازي و كشاورزي از آن استفاده مي شود.

ط) خاك صنعتي: خاكي است كه به علت داشتن خواص فيزيكي و يا شيميايي خاص مصارف صنعتي مختلف دارد.

ظ) سنگ لاشه و ساختماني: سنگهاي مختلف موجود در طبيعت كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آن رايج و معمول و يا مقرون به صرفه نباشد و بنا به تشخيص وزارت صنايع و معادن سنگ تزئيني نيست و عموماً در پي يا ديوار چيني ساختمانها، راه سازي و ديواره سازي و امور نظير آن بكار مي رود.

ع) سنگ تزئيني: سنگهاي متبلور و غير متبلور رسوبي، آذرين و دگرگوني كه حاوي كانه قابل تفكيك در شرايط كنوني نبوده و عمل آوري آنها نظير برش و صيقل رايج و مقرون به صرفه باشد از قبيل مرمر، شبه مرمر (مرمريت)، تراورتن، گرانيت و امثالهم.

غ) پروانه بهره برداري: مجوزي است كه توسط وزارت صنايع و معادن براي بهره برداري از معادن در محدوده اي كه مشخص شده است، صادر مي گردد.

ف) طرح بهره برداري: طرحي است كه در آن جزئيات برنامه هاي اجرائي براي بهره برداري از معدن و زمان بندي اجراي عمليات و ساير اطلاعات بر اساس شناسنامه معدن در نمونه فرمهاي ويژه وزارت صنايع و معادن، توسط عاملين بهره برداري درج مي گردد.

ق) معادن بلامعارض: به معادني اطلاق مي شود كه فاقد بهره بردار بوده و يا واگذاري آن از نظر اين قانون منعي نداشته باشد.

 

ماده 2:

در اجراي اصول چهل و چهارم و پنجم قانون اساسي مسئوليت حاكميت دولت بر معادن كشور و حفظ ذخائر معدني و نيز صدور اجازه انجام فعاليتهاي معدني مقرر در اين قانون و نظارت بر امور مزبور و فراهم آوردن موجبات توسعه فعاليتهاي معدني، دستيابي به ارزش افزوده مواد خام معدني، توسعه صادرات مواد معدني با ارزش افزوده، ايجاد اشتغال در اين بخش و نيز افزايش سهم بخش معدن در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور بعهده وزارت صنايع و معادن مي باشد.

اعمال حاكميت مذكور در اين ماده نمي تواند مانع اعمال مالكيت اشخاص حقيقي و حقوقي در محدوده مقررات باشد.

 

ماده 3:

مواد معدني: به شرح زير طبقه بندي مي شوند:

الف) مواد معدني طبقه يك عبارت هستند از:

·   سنگ آهك، سنگ گچ، شن و ماسه معمولي، خاك رس معمولي، صدف دريايي، پوكه معدني، نمك آبي و سنگي، مارن، سنگ لاشه ساختماني و نظاير آنها.

ب) مواد معدني طبقه دو عبارت هستند از:

1-   آهن، طلا، كرم، قلع، جيوه، سرب، روي، مس، تيتان، آنتيموان، موليبدن، كبالت، تنگستن، كادميوم و ساير فلزات.

2-   نيتراتها، فسفاتها، براتها، نمكهاي قليايي، سولفاتها، كربناتها، كلرورها (به استثناي مواد ياد شده در طبقه يك) و نظاير آنها.

3-  ميكا، گرافيت، تالك، كائولن، نسوزها، فلدسپات، سنگ و ماسه سيليسي، پرليت، دياتوميت، زئوليت، بوكسيت، خاك سرخ، خاك زرد، خاكهاي صنعتي و نظاير آنها.

4-   سنگهاي قيمتي نيمه قيمتي مانند الماس، زمرد، ياقوت، يشم، فيروزه، انواع عقيق و امثال آنها.

5-   انواع سنگهاي تزئيني و نما.

6-   انواع زغال سنگها و شيلهاي غير نفتي.

7-   مواد معدني قابل استحصال از آبها و نيز گازهاي معدني به استثناي گازهاي هيدروكربوري.

ج) مواد معدني طبقه سه عبارت هستند از:

كليه هيدروكربورها به استثناي ذغالسنگ مانند: نفت خام، گاز طبيعي، قير پلمه سنگهاي نفتي، سنگ آسفالت طبيعي و ماسه هاي آغشته به نفت و امثال آنها.

قير، پلمه سنگهاي نفتي و سنگ آسفالت طبيعي در صورتيكه مورد عمل وزارت نفت، شركتها و واحدهاي تابعه و وابسته به آن وزارت نباشد جزو معادن طبقه دو محسوب مي گردد.

د) مواد معدني طبقه چهار عبارت هستند از:

كليه مواد پرتوزا اعم از اوليه و ثانويه.

تبصره: طبقه آن دسته از مواد معدني مرتبط با محدوده طبقات يك و دو كه در طبقه بندي فوق مشخص نشده يا مورد ترديد باشد و نيز طبقه موادي شامل چند ماده از يك طبقه و موادي از طبقه ديگر، بر حسب نوع، اهميت و ارزش اين مواد توسط وزارت صنايع و معادن تعيين مي شود.

 

ماده 4:

امور مربوط به مواد معدني طبقات يك و دو به استثناي شن و ماسه معمولي و خاك رس معمولي در چهارچوب مقررات اين قانون در حيطه وظايف وزارت صنايع و معادن مي باشد.

تبصره: تشخيص معمولي بودن شن و ماسه و خاك رس با وزارت صنايع و معادن است.

 

فصل دوم

اكتشاف

ماده 5:

اكتشاف ذخاير معدني توسط بخش هاي دولتي، تعاوني، خصوصي اعم از اشخاص حقيقي و حقوقي انجام مي شود، وزارت صنايع و معادن نيز مكلف است راساً يا توسط سازمانها و شركتها و واحدهاي تابعه و يا با استفاده از خدمات اشخاص حقيقي و حقوقي ذيربط واجد صلاحيت نسبت به اكتشاف و شناسايي ذخاير معدني كشور اقدام نمايد.

 

ماده 6:

اكتشاف ذخائر معدني، منوط به صدور پروانه اكتشاف توسط وزارت صنايع و معادن است. چگونگي اخذ پروانه، ضوابط اكتشاف، مدت اعتبار پروانه، انتقال حقوق متعلق به آن پروانه و نيز ساير موارد ضروري مربوط برابر مفاد اين قانون در آئين نامه اجرائي تعيين خواهد شد.

تبصره: اكتشاف حين بهره برداري نياز به صدور پروانه اكتشاف ندارد، لكن در صورت كشف ذخيره يا ماده معدني جديد گواهي كشف دارنده پروانه بهره برداري به ترتيب با رعايت مفاد اين قانون اصلاح يا گواهي جديد صادر خواهد شد.

 

ماده 7:

وزارت صنايع و معادن مكلف است پس از رسيدگي و تأئيد عمليات اكتشافي نسبت به صدور گواهي كشف، بنام دارنده پروانه اكتشاف اقدام نمايد. در اين گواهي نوع يا انواع ماده معدني كشف شده، كميت، كيفيت، حدود، مساحت و هزينه عمليات اكتشافي بايد ذكر شود. گواهي مزبور با تأئيد وزارت صنايع و معادن ظرف يك سال از تاريخ صدور، قابل انتقال به اشخاص ثالث خواهد بود.

تبصره 1: چگونگي اجراي ماده فوق بخصوص در صورت عدم تأئيد عمليات اكتشافي، در       آئين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهد شد.

تبصره 2: در صورت عدم دستيابي به كانه پس از انجام عمليات اكتشافي، حقي براي دارنده پروانه اكتشاف ايجاد نمي شود.

ماده 8:

دارندگان گواهي كشف مي توانند حداكثر ظرف يك سال پس از صدور گواهي كشف، درخواست خود را براي اخذ پروانه بهره برداري معدن كشف شده، تسليم وزارت صنايع و معادن نمايند. عدم تسليم درخواست مزبور در مهلت مقرر موجب سلب حق اولويت ياد شده، از آنان خواهد شد.

تبصره: در صورت عدم تسليم بموقع درخواست ياد شده، هزينه هاي اكتشافي مندرج در گواهي كشف، توسط بهره بردار ذخيره مكشوفه به دارنده گواهي مذكور به ترتيبي كه در آئين نامه اجرائي اين قانون مشخص خواهد شد پرداخت مي گردد.

 

فصل سوم

بهره برداري

 

ماده 9:

بهره برداري از ذخاير معدني، مستلزم اخذ پروانه بهره برداري از وزارت صنايع و معادن است. اين پروانه بر اساس شناسنامه معدن و طرح بهره برداري مصوب وزارت مذكور صادر خواهد شد.

 

ماده 10:

عاملين بهره برداري از ذخاير معدني عبارتند از:

الف) اشخاص حقيقي و حقوقي زير با تشخيص و اجازه مستقيم وزارت صنايع و معادن:

1-   دارندگان گواهي كشف، در مهلت مقرر در ماده 8.

2-  واحدهاي توليد كننده مواد معدني فرآوري شده با ارزش افزوده تر تا مرحله توليد مواد اوليه صنعتي، از معادن بلامعارض تا زماني كه به توليد ادامه مي دهند.

3-   واحدهاي صنعتي مصرف كننده مواد معدني از معادن بلامعارض، تا زماني كه به توليد ادامه مي دهند.

4-  متقاضيان بهره برداري كه متخصص معدن يا زمين شناسي بوده و يا بين آنها حداقل يك نفر از متخصصين مذكور وجود داشته باشد، از معادن بلامعارض تا زماني كه تركيب فوق را دارا باشد.

ب) واحدها يا شركتهاي تابعه و وابسته به وزارت صنايع و معادن بنا به ضرورت.

     واحدها و شركتهاي مذكور مي توانند با استفاده از خدمات اشخاص حقيقي و حقوقي صلاحيتدار و يا با مشاركت آنها از ذخاير معدني بهره برداري كنند.

ج) شركتهاي تعاوني معدني متشكل از كاركنان معادن.

تبصره 1: در صورتي كه متقاضيان بهره برداري متعدد باشند و يا متقاضيان در عداد بندهاي فوق نباشند، مقررات مربوط به بخش معادلات دولتي قانون محاسبات عمومي ملاك عمل مي باشد.

تبصره 2: شناسنامه هر معدن در بردارنده مشخصات معدن، كميت و كيفيت ذخيره معدني، ارزيابي فني و اقتصادي شامل نرخ بازگشت داخلي سرمايه، الزامات اجرائي عمليات معدني، استخراج بهينه ذخيره مزبور و رعايت اصول ايمني و حفاظت فني و ساير موارد ضروري است. ذخيره معدني قطعي مدرج در شناسنامه توسط وزارت صنايع و معادن تضمين خواهد شد و به عنوان وثيقه قابل قبول مي باشد.

تيصره 3: پروانه بهره برداري سندي است رسمي، لازم الاجرا، حاوي مدت بهره برداري بر اساس شناسنامه معدن و طرح بهره برداري مصوب، قابل تمديد، قابل معامله و انتقال به اشخاص ثالث كه متضمن حق انتفاع دارنده پروانه از ذخيره معدني و نيز در بردارنده تعهدات وي در اجراي مفاد آن مي باشد. مدت هر دوره بهره برداري با توجه به موارد فوق و ذخيره موجود تا حداكثر 25 سال با حق اولويت تمديد براي دارنده پروانه تعيين مي شود. 

 

ماده 11:

وزارت صنايع و معادن مكلف است در صدور پروانه اكتشاف و بهره برداري از معادن به     خانواده هاي شهدا و جانبازان و ايثارگران و شركتهاي تعاوني و سهامي افراد واجد شرايط محلي، با رعايت مفاد اين قانون اولويت دهد.

 

ماده 12:

معادن بزرگ با توجه به ميزان ذخيره، عيار، ميزان استخراج، ارزش ماده معدني، ميزان          سرمايه گذاري، موقعيت جغرافيائي و ملاحظات سياسي، اجتماعي و اقتصادي به پيشنهاد وزارت صنايع و معادن و تصويب هيأت وزيران تشخيص داده مي شود و نحوه بهره برداري آن توسط هيأت دولت تعيين مي گردد.

 

ماده 13:

وزارت صنايع و معادن مي تواند براي تأمين مصالح ساختماني مورد نياز طرحهاي عمراني و نيز برداشت واريزه ها و ذخاير محدود كشف شده يا در صورت لزوم برداشت جزئي از يك ذخيره معدني و همچنين براي عمليات آزمايشگاهي با تشخيص خود اجازه برداشت محدود صادر نمايد.

 

 

 

 

ماده 14:

دارنده پروانه بهره برداري، بايد درصدي از بهاي ماده معدني سر معدن مندرج در پروانه را به نرخ روز، به عنوان حقوق دولتي، سالانه به وزارت صنايع و معادن پرداخت نمايد. وزارت مزبور       مي تواند در صورت لزوم معادل بهاي آن، ماده معدني از بهره بردار اخذ كند.

    چگونگي اجراي اين ماده و نيز ضوابط تعيين درصد ياد شده با توجه به عوامل مؤثر در آن از جمله محل و موقعيت معدن، وضعيت ذخيره معدني، روش استخراج، تعهدات و سود ترجيحي        بهره بردار در آئين نامه اجرائي اين قانون مشخص خواهد شد.

    بديهي است كليه درآمدهاي حاصل از اجراي اين ماده به حساب خزانه منظور خواهد شد.

تبصره 1: مبناي قيمت پايه ماده معدني معادني كه از طريق اعمال قانون محاسبات عمومي كشور واگذار مي شوند، ميانگين حقوق دولتي معادن مشابه مجاور آنها خواهد بود.

تبصره 2: حقوق دولتي براي دارندگان اجازه برداشت، ميانگين حقوق دولتي معادن مجاور محل برداشت خواهد بود. بررسيهاي آزمايشگاهي و كاربردي تا ميزان يك تن از پرداخت حقوق مزبور معاف خواهد بود.

تبصره 3: مأخذ درآمد موضوع قسمت اخير بند (الف) تبصره (66) قانون بودجه سال 1363، درصد تعيين شده در ماده فوق خواهد بود.

 

ماده 15:

مواد باطله حاصل از عمليات استخراج و بهره برداري از معادن در صورت عدم استفاده بهره بردار از آن پس از انقضاي مدت ذكر شده در پروانه يا اجازه برداشت متعلق به دولت بوده و به طريقي كه وزارت صنايع و معادن صلاح بداند استفاده خواهد شد.

 

ماده 16:

وزرات صنايع و معادن موظف است به منظور تشويق سرمايه گذاري براي توليد مواد معدني فرآوري شده، واحدهاي مربوطه را زير پوشش نظارتي و حمايتي و هدايتي خود قرار داده و از سرمايه گذاري بخش غير دولتي در اين امور حمايت نمايد و در اين باره مطالعات امكان سنجي و تهيه طرحهاي تيپ انجام دهد. چگونگي آن در آئين نامه اجرائي مشخص خواهد شد.

 

 

ماده 17:

دولت موظف است به منظور توسعه فرآوري و صادرات مواد معدني با ارزش افزوده بيشتر و نيز گسترش فعاليتهاي اكتشافي و بهره برداري، پيشنهاد وزارت صنايع و معادن در رابطه با خط مشي هاي توليدي، بازرگاني، مالي و پولي مرتبط را مورد بررسي قرارداده، در صورت تصويب در   برنامه هاي توسعه منظور نمايد و براي تحقق آن در لوايح بودجه سالانه كشور پيش بيني لازم را به عمل آورد.

تبصره: وزارت صنايع و معادن مكلف است گسترش فرآوري مواد معدني و صادرات آنرا در اولويت برنامه هاي اجرائي خود قرار دهد.

 

 
   

 

فصل چهارم

مقررات عمومي

 

ماده 18:

وزارت صنايع و معادن مكلف است وضع بهره برداران فعلي را به تدريج پيش از انقضاي اعتبار مجوزهاي صادره، با اين قانون تطبيق داده در صورت انجام تعهدات مربوط، براي آنان پروانه    بهره برداري جديد صادر نمايد. در هر حال اقدامات ياد شده نبايد به هيچ وجه به حقوق مكتسبه بهره برداران لطمه اي وارد سازد.

 

ماده 19:

هر كس بدون اخذ پروانه اكتشاف يا بهره برداري و يا اجازه برداشت اقدام به حفاريهاي اكتشافي، استخراج، برداشت و بهره برداري مواد معدني نمايد، متصرف در اموال عمومي و دولتي محسوب مي شود و با او برابر قوانين و مقررات مربوطه رفتار خواهد شد. در اين موارد مأموران انتظامي موظفند حسب درخواست وزارت صنايع و معادن بلافاصله از اينگونه عمليات جلوگيري و متهم يا متهمان را براي صدور حكم به مراجع قضائي معرفي نمايند. وزارت صنايع و معادن مكلف است ضمن انجام اقدامات لازم، بموقع درخواست ضرر و زيان ناشي از جرم را به مرجع قضائي مربوط تسليم نمايد.

 

ماده 20:

وزارت صنايع و معادن به دارندگان پروانه بهره برداري و اجازه برداشت كه به تعهدات خود عمل ننمايند و يا قادر به انجام آن نباشند با تعيين مهلتي متناسب اخطار خواهد نمود تا تعهد خود را ايفا نمايند. در صورتي كه در انقضاي مهلت مقرر اقدامي از سوي متعهد صورت نگيرد و يا اقدام انجام شده بطور كلي كافي نباشد، ملزم به پرداخت خسارات ناشي از عدم انجام تعهدات مربوط خواهد شد و يا در نهايت فاقد صلاحيت براي ادامه عمليات مربوط شناخته مي شود. انجام اين عمل در اعتبار پروانه بهره برداري و يا حقوق اشخاص ثالث تأثيري نخواهد داشت.

تبصره: وزارت صنايع و معادن موظف است شرايط مربوط به چگونگي جبران خسارات ناشي از عدم انجام تعهدات موضوع اين ماده را در پروانه بهره برداري و اجازه برداشت درج نمايد.

 

ماده 21:

بهره بردار و دارنده اجازه برداشت قبلي موظف است اموال و تجهيزات مربوط به معدن را كه انتزاع آن به تشخيص كارشناسي وزارت صنايع و معادن موجب وارد آمدن لطمه و خسارت به معدن   مي شود به نرخ تعيين شده بر اساس ارزيابي كارشناس رسمي دادگستري به قيمت روز به بهره بردار جديد واگذار نمايد. در صورت عدم واگذاري اموال و تجهيزات مربوط به معدن برابر شرايط ياد شده مسئول جبران خسارت وارده خواهد بود.

 

ماده 22:

چنانچه اجراي عمليات معدني در محدوده املاك داير يا مسبوق به احياء اشخاص واقع و نياز به تصرف اين املاك باشد، مجري عمليات پس از تأئيد وزير صنايع و معادن مكلف است اجاره يا بهاء آن را بدون محاسبه ذخاير معدني واقع در آن ، برابر نظر كارشناس رسمي دادگستري به قيمت روز به صاحب ملك بپردازد و در صورت امتناع وي از دريافت آن ، در صندوق سازمان ثبت اسناد و املاك كشور توديع نمايد كه در اين حالت زمينه انجام عمليات معدني توسط وزارت صنايع و معادن با هماهنگي دستگاههاي مسئول فراهم خواهد شد.

تشخيص داير يا مسبوق به احياء بودن املاك و وضع مالكيت يا مالكين به عهده مراجع مربوطه  مي باشد.

تبصره 1: در صورتي كه براي ادامه عمليات اكتشافي يا بهره برداري و استخراج معادن واقع در خارج از املاك ياد شده نياز به حفر كانال يا تونل زيرزميني باشد كه در عمق عرفي املاك مزبور قرار گيرد، مشمول ماده فوق بوده، در غير اين صورت تابع ملك نخواهد بود. تشخيص عمق عرفي موضوع اين تبصره با توجه به نوع كاربري اراضي منطقه عمليات معدني به عهده كارشناس رسمي دادگستري مي باشد.

تبصره 2: مالك يا مالكين املاك فوق الذكر يا قائم مقام قانوني آنها در اخذ پروانه اكتشاف ذخائر سنگ لاشه ساختماني و سنگهاي تزئيني و نما واقع در عمق عرفي املاك داير يا مسبوق به احياء خود كه به ترتيب مقرر در قسمت اخير تبصره فوق تعيين مي شود، مشروط به تسليم درخواست به وزارت صنايع و معادن، قبل از صدور پروانه اكتشاف براي سايرين، نسبت به آنها حق تقدم خواهند داشت كه در اين صورت مواد مكشوفه تا عمق عرفي تبع ملك متعلق به آنان بوده، ضمن معافيت از پرداخت حقوق دولتي، بر اساس مفاد ماده (10) و بند (1) شق (الف) ماده مذكور با آنها رفتار خواهد شد.

تبصره 3: ماموران انتظامي مكلفند در صورت ممانعت مالك از اجراي عمليات معدني موضوع اين ماده، بلافاصله به درخواست وزارت صنايع و معادن طبق مقررات موضوعه رفع ممانعت و مزاحمت نمايند.

 

ماده 23:

هر گونه اقدام در محدوده هاي بهره برداري و برداشت مواد معدني، توسط دستگاههاي اجرائي اعم از وزارتخانه ها، شركتها و سازمانهاي دولتي و مؤسسات عمومي غيرانتفاعي و نهادهاي انقلابي و واحدهاي تابعه آنها موكول به كسب مجوز از وزارت صنايع و معادن مي باشد.

 

ماده 24:

جهت تسريع در امر اكتشاف و بهره برداري از معادن، دستگاههاي اجرائي مربوط مكلفند حداكثر ظرف چهارماه نسبت به استعلام وزارت صنايع و معادن در مورد حريمهاي قانوني مربوط به آنها و مناطق موضوع بند (الف) ماده (3) قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مصوب 1353 و اصلاحيه هاي تصويب شده آن و رعايت قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور مصوب سال 1346 و اصلاحيه هاي بعدي آن و نيز قانون حفظ كاربري اراضي زراعي و باغها مصوب سال 1374 هنگام صدور پروانه اكتشاف و بهره برداري اعلام نظر نمايند. عدم اعلام نظر در مهلت مقرر به منزله موافقت دستگاههاي مزبور براي اجراي عمليات فوق تلقي مي شود.

 

ماده 25:

چنانچه محدوده عمليات معدني در منابع ملي و طبيعي واقع باشد، مطابق تبصره (4) ماده (3) قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور مصوب 1346 و اصلاحيه هاي تصويب شده آن اقدام، لكن به جاي بهره مالكانه و حق الارض مندرج در تبصره ياد شده به ماخذ سه درصد (3%) حقوق دولتي موضوع ماده (14) اين قانون و تبصره هاي (1) و (2) آن به منظور بازسازي مناطق عمليات معدني، علاوه بر حقوق دولتي مذكور توسط وزارت صنايع و معادن از بهره برداران و دارندگان اجازه برداشت دريافت و به حساب مربوطه واريز مي شود.

ماده 26:

محدوده هاي مربوط به استخراج و انباشت و بهره برداري مواد معدني و دفع مواد زائد معادن واقع در منابع ملي كه مساحت اين محدوده ها در مجوز صادره قيد مي شود، عرصه عملياتي معدن مربوط بوده و تا پايان عمر معدن بصورت اموال عمومي در اختيار وزارت صنايع و معادن خواهد بود و هر گونه عمليات خارج از موارد مندرج در مجوزهائي كه صادر مي شود به منزله تصرف در اموال عمومي محسوب مي شود.

 

ماده 27:

وزارت صنايع و معادن موظف است به منظور استفاده مطلوب از خدمات متخصصان معدن و  زمين شناسي و امور مربوط به آن، اين گروه را در قالب دفاتر فني مهندسي ساماندهي كند. دولت موظف است لايحه نظام مهندسي معدن و زمين شناسي را تدوين نموده و ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به مجلس ارائه نمايد.

 

ماده 28:

دستگاههاي اجرائي مكلفند با توجه به موقعيت جغرافيايي معادن و لزوم توسعه بخش معدن، مناطق محل وقوع معادن را جزو اولويت اجراي طرحها و برنامه هاي توسعه اي و اعمال نرخ هاي   تعرفه اي- ترجيحي خود قرار دهند.

 

ماده 29:

به منظور ايجاد ثبات در محاسبات اقتصادي توليد مواد معدني، مقرراتي كه منجر به تحميل هزينه غيرمرتبط و سربار براي توليد مواد مذكور مي شود از تاريخ تصويب اين قانون كان لم يكن تلقي مي گردد.

 

ماده 30:

مطالبات وزارت صنايع و معادن از اشخاص، اعم از حقيقي يا حقوقي بابت حقوق دولتي، سه درصد بازسازي و جبران خسارت ناشي از عدم انجام تعهدات، به ترتيب موضوع ماده (14) و تبصره هاي (1) و (2) آن و مواد (20) و (25) اين قانون، در حكم مطالبات مستند به استناد لازم الاجرا بوده و بر اساس ماده (48) قانون محاسبات عمومي كشور مصوب 1/6/1366 مجلس شوراي اسلامي بر طبق مقررات اجرائي مالياتهاي مستقيم قابل وصول خواهد بود.

 

ماده 31:

به منظور تحقق و توسعه پايدار در بخش معدن، دولت موظف است صندوق بيمه سرمايه گذاري فعاليتهاي معدني را جهت تأمين تمام يا قسمتي از خسارات احتمالي ناشي از عدم كشف كانه و سرمايه گذاريهاي موجود، طبق اساسنامه اي كه به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد در وزارت صنايع و معادن تأسيس نمايد و همه ساله در صورت لزوم اعتبار مورد نياز سهم دولت را با توجه به سياستهاي توليدي در لوايح بودجه سالانه پيشنهاد نمايد.

 

ماده 32:

وزارت صنايع و معادن مجاز است در اجراي بند (14) ماده (1) قانون تأسيس وزارت مزبور مصوب سال 1363 مجلس شوراي اسلامي به منظور تسريع در تحقق امر اكتشاف و شناسائي كانسارها و ضرورتاً ساير عمليات معدني، شركتهاي عملياتي كه اساسنامه آنها به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد، تأسيس نمايد.

 

ماده 33:

كاركنان رسمي دولت در وزارت صنايع و معادن و شركتها و سازمانهاي تابعه دولتي در زمان اشتغال و تا يكسال بعد از قطع اشتغال نمي توانند بطور مستقيم يا غيرمستقيم در معاملات و امتيازات موضوع اين قانون ذي سهم و يا ذينفع باشند. در صورت تخلف به انفصال ابد از خدمات دولتي و محروميت از 5 تا 10 سال از هر گونه عقد قرارداد معدني و اخذ هر گونه مجوز عمليات معدني محكوم مي گردند.

 

ماده 34:

وزارت صنايع و معادن مكلف است در كليه معادن كشور براي جلوگيري از تخريب و تضييع ذخائر معدني و اجراي تعهدات اكتشاف كنندگان و بهره برداران و رعايت اصول ايمني و حفاظتي كاركنان معادن طبق آيين نامه اجرائي اين قانون نظارت كامل بنمايد.

 

ماده 35:

آيين نامه اجرائي اين قانون توسط وزارت صنايع و معادن با هماهنگي ساير وزارتخانه ها، سازمانها و ارگانهاي ذيربط در مدت سه ماه تهيه و به تصويب هيأت وزيران رسيد.

 

ماده 36:

از تاريخ تصويب اين قانون، قانون معادن و اصلاحات بعدي آن و نيز ساير قوانين و مقررات مربوط در قسمت مغاير لغو مي گردد.

 

تذكر: قانون فوق مشتمل بر سي و شش ماده و هفده تبصره در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيست و هفتم ارديبهشت ماه يكهزارو سيصد و هفتاد مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 23/3/1377 با اصلاحاتي به تأئيد مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده است.

 

دوشنبه, 07 بهمن 1392 ساعت 11:06

چادرملو

تهیه کننده : جعفری

 

دوشنبه, 09 دی 1392 ساعت 10:47

استخراج معادن زير زميني

تهیه کننده : رجب زاده

 

استخراج معادن زير زميني به روش اتاق و پايه يا room and pillar

 

در اين روش قسمتي از ماده معدني را بعنوان اتاق استخراج کرده و قسمتي را نيز براي پايداري معدن بعنوان لنگه(پايه) دست نخورده نگه مي دارند. اين روش براي کانسار هاي مسطح، لايه اي و يکنواخت با ضخامت معين قابل استفاده است. اتاقها معمولا منظم و مکعب مستطيل شکل و پايه ها نيز استوانه اي و يا مکعبي است.

فضاهاي اماده سازي و فضاهاي بهره برداري به موازات يکديگر احداث مي شود سپس با حفر ميانبرهايي پايه ها بوجود مي ايد. ابعاد اتاق در بعضي موارد به 3 تا 5 برابر ابعاد پايه مي رسد. استخراج در روش اتاق وپايه به دو صورت پيوسته ( مدرن و مکانيزه) و ناپيوسته (سنتي) صورت مي گيرد.

 

◄ مراحل استخراج ناپيوسته :

1) برش : برش زيري، برش مرکزي، برش فوقاني با شکاف مرکزي، برش تحتاني با شکاف مرکزي

2) چالزني يا حفاري (جامبودريل + دريفتر+ پرفراتريس+ اگر)

3) خرج گذاري و اتشباري

4) لق گيري

5) نگهداري موقت ( راک بوت + قاب چوبي )

6) بارگيري (بوسيله انواع لودر زيرزميني+LHD+اسکريپر + ماشين شاتل)

7) باربري (نوار نقاله + واگن + ناوزنجيري +LHD)

 

◄ شرايط کاربرد روش اتاق و پايه :

1. مقاومت کانسنگ ضعيف تا متوسط.

2. مقاومت سنگ درونگير متوسط تا قوي.

3. شکل کانسار لايه اي و يا ورقه اي باشد.

4. شيب کانسار کمتر از 15 درجه و ترجيحا مسطح.

5. گسترش منطقه اي کانسار زياد و ضخامت ان کمتر از4.5m باشد

6. عيار کانسنگ کم تا متوسط.

7. کانسار از لحاظ شکل هندسي نسبتا يکنواخت باشد.

8. براي زغال سنگ عمق کانسار کمتر از400m و براي ساير مواد معدني عمق کمتر از 600m باشد.

 

◄ مزاياي روش اتاق و پايه :

1) راندمان توليد بالاست70 تن بر نفر درهر شيفت کاري

2) هزينه معدنکاري با اين روش ، 30% کل هزينه هاي معدنکاري است.

3) گروههاي کاري در اين روش کوچک است و روحيه کارگري و حس همکاري بالاست.

4) انعطاف پذيري در اين روش بسيار بالاست.

5) اين روش به دليل سقف و کف محکم و نيز شيب کم قابليت مکانيزاسيون زيادي دارد.

6) عمليات توليد در اين روش تمرکز کمي دارد و اگر مشکلي در يکي از اتاقها يا کارگاهها پيش ايد قسمت هاي ديگر معدن به توليد ادامه مي دهند.

7) در روش اتاق وپايه به دليل وجود راهروهاي زياد ،اگر تقاضاي بازار افزايش يابد مي توان تعداد کارگاههاي استخراجي را بالا برد.

 

◄ معايب روش اتاق و پايه :

1) تهويه در اين روش مشکل است به دليل تعداد اتاقهاي فراوان و تمرکز کاري کم.

2) در صورت ايجاد سينه کارهاي بيشتر بنابه تقاضاي بازار سرپرستي اين کارگاهها مشک تر مي شود.

3) نياز به تدارکات گسترده اي دارد بطوريکه براي هر اتاق ماشين الات مختلفي براي حفاري ،باربري، بارگيري ،وسايل تهويه لازم است

4) در اين روش توليد از اتاقهاي مختلفي بدست مي ايد بنابرين مقداري زمان براي حرکت ماشين الات و تداخل مسيرهاي مختلف به هدر مي رود.

5) تخريب و نشست قابل توجهي در صورت بازيابي پايه ها رخ مي دهد.

6) به دليل استفاده از نگهداري طبيعي و وجود سقف باز فراوان ايمني کارگران در اين روش کم است.

7) براي مواد معدني خود سوز مانند بعضي از زغال سنگها ،کانيهاي سولفيدي و سرپانتيني اين روش مناسب نيست چرا که سطح پايه ها در تماس با هوا قرار دارند.

8) در اعماق بيشتر با افزايش فشار قطر پايه ها را بيشتر بايد درنظر گرفت بنابرين افت بيشتر خواهد شد.